Tribun Logo

آیا محدودیت در واژه‌سازی می‌تواند بر توانایی یک جامعه برای تولید و انتقال اندیشه اثر بگذارد؟
تهیه و تنظیم توسط "کمیسیون ترجمه و زبان تریبون" بر اساس سخنرانی دکتر شهرام اتفاق در جمع «جلسات کتابخوانی فراگیری»
زبان فقط وسیله‌ای برای صحبت کردن و انتقال پیام‌های روزمره نیست. زبان ابزاری است که انسان با کمک آن جهان را توصیف، دسته‌بندی و تحلیل می‌کند. هرچه زندگی اجتماعی و علمی پیچیده‌تر می‌شود، زبان نیز باید بتواند برای مفاهیم، پدیده‌ها، ابزارها و روابط تازه، واژه‌ها و ساختارهای تازه تولید کند.
از همین‌جا پرسشی مهم شکل می‌گیرد: آیا زبان فارسی از ظرفیت کافی برای تولید مفاهیم و واژه‌های جدید برخوردار است؟
این پرسش محور بخشی از سخنرانی دکتر شهرام اتفاق در جمع «جلسات کتابخوانی فراگیری» است؛ سخنرانی‌ای که خود بخشی از مجموعه بحث‌های متخصصان ایرانی درباره توسعه است.
آنچه در ادامه می‌آید، بازسازی و گسترش این بحث با استفاده از محتوای سخنرانی و برخی پژوهش‌های زبان‌شناختی درباره ساخت واژه و فعل در فارسی و انگلیسی است.
زبان زنده، زبان زایا
محمدرضا باطنی، زبان‌شناس ایرانی، یکی از مهم‌ترین مفاهیم این بحث را «زایایی» زبان می‌داند.
زبان در یک جهان ثابت زندگی نمی‌کند. هر روز فناوری‌های جدید، مناسبات اجتماعی جدید، نظریه‌های علمی جدید و تجربه‌های تازه‌ای وارد زندگی انسان می‌شوند. برای بیان این جهان متغیر، زبان باید بتواند خودش را با نیازهای جدید تطبیق دهد.
زبان‌های زنده، بخشی از این نیاز را از طریق گرفتن واژه از زبان‌های دیگر برطرف می‌کنند؛ اما این تنها راه نیست. یک زبان می‌تواند از امکانات درونی خودش نیز استفاده کند: ریشه‌ها، پیشوندها، پسوندها، ترکیب واژه‌ها و مهم‌تر از همه، سازوکارهای اشتقاقی.
در اینجا مفهوم «زایایی» اهمیت پیدا می‌کند: یعنی اینکه گویندگان یک زبان بتوانند بر اساس الگوهای موجود، واژه‌ای بسازند که پیش از آن در زبان وجود نداشته، اما دیگران بتوانند معنای آن را بفهمند.
چرا فعل اهمیت ویژه‌ای دارد؟
یکی از مهم‌ترین جلوه‌های زایایی، توانایی ساختن فعل‌های جدید است.
اگر یک زبان بتواند از یک اسم یا صفت، فعل بسازد، آن فعل می‌تواند خود منشأ ساخت واژه‌ها و شکل‌های دیگری شود. به این ترتیب، یک عنصر زبانی می‌تواند به مجموعه‌ای از عناصر جدید تبدیل شود.
در سخنرانی، این مسئله با مقایسه فارسی و انگلیسی توضیح داده می‌شود.
بر اساس داده‌های مطرح‌شده در سخنرانی، در یک بررسی از افعال ساده فعال در گفتار و نوشتار روزمره فارسی، بالاترین رقم 115 فعل بوده است. این رقم البته به معنای تعداد کل افعال فارسی نیست؛ بلکه مربوط به افعال ساده‌ای است که در زبان روزمره فعال بوده‌اند.
در همان بحث، برای زبان فرانسه رقم تقریبی 4,160 فعل ذکر می‌شود.
برای انگلیسی نیز یک نمونه‌برداری از فرهنگ انگلیسی «رندوم هاوس» مطرح می‌شود. در بخشی از این فرهنگ که واژه‌های دارای یک پیشوند مشخص را شامل می‌شده، 16 فعل ساده پیدا شده که هرکدام مشتقات خاص خود را داشته‌اند. بر اساس تعمیم این نمونه، سخنران رقم تقریبی 23 هزار فعل ساده را برای آن فرهنگ مطرح می‌کند.
این عدد 23 هزار را نباید با تعداد قطعی همه افعال زبان انگلیسی یکی دانست؛ بلکه باید آن را یک برآورد مبتنی بر نمونه‌برداری دانست. با این حال، همین مقایسه برای نشان دادن تفاوت میان ظرفیت‌های واژه‌سازی در دو زبان قابل توجه است.
در واقع، موضوع اصلی بحث نیز دقیقاً همین است: تفاوت در مکانیزم تولید واژه‌های جدید، نه صرفاً تفاوت در تعداد واژه‌های موجود در فرهنگ لغت.
فارسی و غلبه فعل‌های مرکب
در فارسی امروز، بخش بزرگی از فعل‌ها به شکل فعل مرکب ساخته می‌شوند؛ یعنی یک عنصر غیر فعلی، مانند اسم یا صفت، در کنار یک فعل سبک قرار می‌گیرد.
برای مثال:
«کار کردن»،
«تصمیم گرفتن»،
«آماده شدن»،
«تلاش کردن».
در این ساختارها، بخش نخست معمولاً بخش اصلی معنای واژگانی را حمل می‌کند و فعل‌هایی مانند «کردن»، «شدن»، «گرفتن» و «دادن» نقش مهمی در ساخت فعل دارند.
پژوهش‌های زبان‌شناختی نیز تأکید می‌کنند که ساخت فعل مرکب یکی از ویژگی‌های بسیار مهم و زایای فارسی است. پژوهش‌های مربوط به فعل‌های مرکب فارسی نشان داده‌اند که ترکیب یک اسم یا صفت با فعل‌های سبک، یکی از راه‌های اصلی تولید فعل در فارسی است. 
بنابراین باید در اینجا میان دو موضوع تفاوت گذاشت:
فارسی در ساخت فعل مرکب بسیار زایا است؛ اما مسئله مورد بحث این است که آیا در ساخت فعل ساده جدید نیز به همان اندازه زایا است یا نه.
این تفاوت بسیار مهم است.
یک اصلاح مهم نسبت به تصور سنتی
در اینجا پژوهش‌های جدید زبان‌شناسی نکته جالبی را مطرح می‌کنند.
یک پژوهش منتشرشده در سال 2023 درباره فارسی گفتاری نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج مبنی بر اینکه ساخت فعل ساده جدید در فارسی تقریباً متوقف شده است، گویندگان فارسی، به‌ویژه کاربران فعال فضای مجازی، در مواردی از اسم‌ها فعل‌های ساده جدید می‌سازند.
در این پژوهش، دو آزمون با مشارکت 58 نفر و بیش از 7 هزار ارزیابی انجام شده است. نتایج نشان داده که تعدادی از فعل‌های ساده جدیدی که بر اساس اسم‌ها ساخته شده بودند، برای گویندگان فارسی قابل قبول بوده‌اند؛ هرچند میزان پذیرش آنها با سن، منطقه، جنسیت و نوع فعل تفاوت داشته است. citeturn0search1
این یافته اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد مسئله را نباید به صورت «فارسی توانایی ساخت فعل جدید ندارد» بیان کرد.
صورت دقیق‌تر این است که ساخت فعل ساده جدید در فارسی نسبت به برخی زبان‌ها محدودتر بوده، اما این سازوکار کاملاً از بین نرفته است.
به عبارت دیگر، زبان می‌تواند در حال تغییر باشد.
مسئله فقط واژه نیست؛ مسئله تولید مفهوم است
اما بحث سخنرانی در نهایت از واژه و فعل فراتر می‌رود.
آرش درستانی در این بحث بر رابطه متقابل میان زبان و اندیشه تأکید می‌کند.
اگر زبان ابزاری برای انتقال مفهوم باشد، باید بتواند مفاهیم پیچیده را به اجزای مختلف تقسیم کند و سپس آنها را در یک ساختار منطقی به یکدیگر پیوند دهد.
در چنین شرایطی، فعل نقش مهمی دارد.
فعل فقط یک واژه برای انجام یک عمل نیست؛ بلکه در جمله، روابط میان عناصر مختلف را سازمان می‌دهد و به حرکت اندیشه از یک نقطه به نقطه دیگر کمک می‌کند.
از این دیدگاه، وقتی یک زبان امکانات گسترده‌ای برای ساختن فعل‌ها و مشتقات جدید دارد، اندیشمند نیز ابزارهای بیشتری برای ساختن ترکیبات مفهومی جدید در اختیار دارد.
این مسئله به‌خصوص در زبان علمی و فلسفی اهمیت پیدا می‌کند.
زبان و تولید علم
علم فقط با داشتن واژه‌های زیاد ساخته نمی‌شود.
یک زبان علمی باید بتواند مفاهیم دقیق را تعریف کند، میان آنها تمایز بگذارد و روابط منطقی آنها را بیان کند. به همین دلیل، تولید اصطلاح علمی تنها به ترجمه واژه‌های خارجی محدود نیست؛ بلکه به وجود سازوکارهای فعال برای ساخت و تثبیت اصطلاحات جدید نیاز دارد.
در پژوهش‌های مربوط به توسعه زبان علمی فارسی نیز بر همین مسئله تأکید شده است. بررسی تاریخی اصطلاحات فیزیک در فارسی نشان داده که ایجاد اصطلاحات جدید، افزایش دقت مفهومی، استانداردسازی و گسترش مفاهیم علمی در زبان فارسی، بخشی از فرایند توسعه زبان علمی بوده است. 
این یعنی یک زبان می‌تواند با برنامه‌ریزی علمی و نهادی، بخشی از کمبودهای خود را جبران کند.
فعالیت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در زمینه ساخت و استانداردسازی اصطلاحات علمی نمونه‌ای از همین تلاش است. پژوهش‌هایی درباره اصطلاح‌سازی فارسی نشان داده‌اند که این فرایند از روش‌هایی مانند ترجمه جزءبه‌جزء، ساخت معادل مفهومی و استفاده از امکانات واژه‌سازی فارسی بهره می‌گیرد. citeturn0search15
آیا وام‌گیری از زبان‌های دیگر ضعف است؟
در اینجا به یکی از نکات حساس بحث می‌رسیم.
فارسی در طول تاریخ از زبان‌های مختلف، به‌ویژه عربی، ترکی و در دوران جدید از زبان‌های اروپایی، واژه‌های فراوانی گرفته است.
اما وام‌گیری به خودی خود نشانه ضعف یک زبان نیست.
تقریباً تمام زبان‌های بزرگ دنیا از یکدیگر وام گرفته‌اند. انگلیسی امروز خود نمونه بسیار روشنی از چنین فرایندی است و بخش قابل توجهی از واژگان آن از زبان‌های فرانسوی، لاتین، یونانی و زبان‌های دیگر وارد شده است.
بنابراین سؤال درست این نیست که:
«چرا فارسی از زبان‌های دیگر واژه می‌گیرد؟»
بلکه پرسش مهم‌تر این است:
«آیا فارسی علاوه بر وام‌گیری، توانایی کافی برای تولید اصطلاحات و مفاهیم جدید با استفاده از امکانات درونی خودش را نیز دارد؟»
این دو مسئله با یکدیگر تفاوت دارند.
رابطه زبان و اندیشه
در سخنرانی، برای توضیح رابطه میان زبان و اندیشه، نمونه‌هایی مانند کافکا و ابن‌سینا مطرح می‌شود.
کافکا، نویسنده‌ای اهل پراگ، آثار ادبی خود را به زبان آلمانی نوشت؛ زبانی که امکان بیان جهان فکری و ادبی او را فراهم می‌کرد.
ابن‌سینا نیز بخش بزرگی از مهم‌ترین آثار علمی و فلسفی خود را به زبان عربی نوشت؛ زبانی که در فضای علمی زمان او ظرفیت و جایگاه گسترده‌ای برای انتقال این مفاهیم داشت.
اما رابطه یک‌طرفه نیست.
اندیشمندان فقط از زبان استفاده نمی‌کنند؛ آنها با آثار خود نیز زبان را تغییر می‌دهند.
هر اثر علمی، فلسفی یا ادبی بزرگ می‌تواند واژه‌ها، ترکیب‌ها و ساختارهای جدیدی وارد زبان کند و در نتیجه ظرفیت آن زبان را گسترش دهد.
بنابراین می‌توان گفت:
زبان بر اندیشه اثر می‌گذارد و اندیشه نیز زبان را توسعه می‌دهد.
شعر؛ نقطه قوت یا محدودیت؟
یکی دیگر از محورهای جالب این بحث، رابطه زبان فارسی با شعر است.
فارسی یکی از زبان‌های بزرگ ادبی جهان است و شعر فارسی طی قرن‌ها توانایی فوق‌العاده‌ای در انتقال احساس، تصویر، عاطفه و ظرافت‌های معنایی نشان داده است.
اما همان ویژگی‌هایی که برای شعر یک امتیاز محسوب می‌شوند، لزوماً برای بیان استدلال علمی بهترین ابزار نیستند.
وزن، موسیقی، ایجاز و ساختارهای خاص شعر می‌توانند به زیبایی بیان کمک کنند، اما بیان یک نظریه علمی یا فلسفی نیازمند مسیر روشن استدلال، تعریف دقیق مفاهیم و امکان حرکت مرحله‌به‌مرحله از یک گزاره به گزاره دیگر است.
از این زاویه، پرسش درباره ظرفیت زبان فارسی، در واقع پرسشی درباره انتخاب و توسعه ابزارهای مناسب برای حوزه‌های مختلف بیان است.
زبان فارسی؛ بسته یا در حال تغییر؟
اگر بخواهیم نتیجه این بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم «زبان فارسی عقیم است»، بگوییم:
زبان فارسی در برخی سازوکارهای واژه‌سازی، به‌ویژه در ساخت فعل ساده، محدودیت‌هایی تاریخی و ساختاری داشته است؛ اما در عین حال از سازوکارهای بسیار زایایی مانند ترکیب و فعل‌های مرکب برخوردار است و شواهد جدید نشان می‌دهد که حتی ساخت فعل ساده جدید نیز کاملاً متوقف نشده است.
پژوهش‌های جدید درباره فارسی دقیقاً همین تصویر پیچیده‌تر را نشان می‌دهند. از یک طرف، تعداد فعل‌های ساده فارسی نسبتاً محدود است و فعل‌های مرکب نقش بسیار بزرگی دارند؛ از طرف دیگر، ساخت فعل‌های مرکب خود یک فرایند بسیار زایاست و در فارسی معاصر حتی نشانه‌هایی از بازگشت یا گسترش ساخت فعل ساده نیز دیده می‌شود. 
بنابراین شاید مسئله اصلی نه «ضعف یک زبان» بلکه چگونگی استفاده از ظرفیت‌های یک زبان برای تولید دانش و اندیشه جدید باشد.
زبان و توسعه
و این همان نقطه‌ای است که بحث زبان به بحث توسعه پیوند می‌خورد.
توسعه فقط ساخت کارخانه، جاده، دانشگاه یا زیرساخت نیست. توسعه به ظرفیت یک جامعه برای تولید ایده، انتقال دانش، نقد، گفت‌وگو و حل مسئله نیز وابسته است.
اگر زبان نتواند مفاهیم جدید را با دقت بیان کند، جامعه برای انتقال دانش خود با دشواری روبه‌رو می‌شود.
اما این مسئله قابل تغییر است.
زبان یک موجود ثابت و منجمد نیست. گویندگان آن هر روز آن را تغییر می‌دهند. دانشگاه‌ها، نویسندگان، دانشمندان، مترجمان، رسانه‌ها و نهادهای علمی نیز در این تغییر نقش دارند.
بنابراین شاید مهم‌ترین درس این بحث این باشد که به جای ترس از تغییر زبان، باید ظرفیت‌های تولید و توسعه زبان را افزایش داد.
نه حذف وام‌واژه‌ها به خودی خود راه‌حل است و نه وابستگی کامل به زبان‌های دیگر.
راه حل، ایجاد زبانی است که بتواند هم از میراث تاریخی خود استفاده کند و هم برای بیان جهان جدید، ابزارهای تازه بسازد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا مسئله زبان فارسی کمبود واژه است، یا محدودیت در سازوکار تولید واژه و ساختن مفاهیم جدید؟
و شاید پاسخ دقیق‌تر این باشد که مسئله، نه کمبود مطلق واژه، بلکه چگونگی افزایش ظرفیت زبان برای تولید، سازمان‌دهی و انتقال اندیشه است.
این پرسش، زبان‌شناسی را مستقیماً به مسئله توسعه علمی و فکری جامعه پیوند می‌دهد.