Tribun Logo

کتاب "مقایسهٔ نظام‌های فدرال" Comparing Federal Systems نوشتهٔ رونالد واتس یکی از معتبرترین منابع در حوزهٔ فدرالیسم تطبیقی است. نویسنده با بررسی بیش از ۲۵ کشور، تلاش می‌کند نشان دهد فدرالیسم یک مدل واحد و ثابت نیست، بلکه مجموعه‌ای از اصول، سازوکارها و تجربه‌های متنوع است که بسته به تاریخ، جامعه، اقتصاد و سیاست هر کشور شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. واتس تأکید می‌کند که فدرالیسم نه یک نسخهٔ آماده، بلکه یک ”جعبه ابزار” برای مدیریت تنوع، توزیع قدرت و ایجاد تعادل میان وحدت و کثرت است.

دانلود نسخه اصلی کتاب Comparing Federal Systems به زبان انگلیسی

Comparing Federal ystems qrkod

نسخه پی دی اف کتاب "مقایسهٔ نظام‌های فدرال" از سایت دانشگاه Queen's University

۱. اهمیت مطالعهٔ تطبیقی فدرالیسم

واتس کتاب را با این نکته آغاز می‌کند که در قرن ۲۱، جهان شاهد کاهش مفهوم ”حاکمیت مطلق دولت-ملت و افزایش اشکال مختلف همکاری‌های فراملی و درون‌ملی است. بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که ساختار فدرال یا شبه‌فدرال دارند. بنابراین، مطالعهٔ تطبیقی فدرالیسم نه‌تنها برای پژوهشگران، بلکه برای سیاست‌گذاران نیز ضروری است.

او هشدار می‌دهد که هیچ ”مدل ناب” یا ”نسخهٔ جهانی” برای فدرالیسم وجود ندارد. حتی کشورهایی که ساختارهای مشابه دارند، در عمل تجربه‌های متفاوتی ارائه می‌کنند. برای مثال:

سوئیس و استرالیا هر دو برای اصلاح قانون اساسی از رفراندوم با ”دوگانه‌اکثریت” استفاده می‌کنند، اما در سوئیس بیش از ۱۱۰ اصلاحیه تصویب شده، در حالی که در استرالیا تنها ۸ مورد موفق بوده است.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که فدرالیسم همیشه باید در بستر اجتماعی و تاریخی خود تحلیل شود.

۲. تاریخچهٔ فدرالیسم

واتس نشان می‌دهد که فدرالیسم پدیده‌ای مدرن نیست. نخستین نمونه‌های آن را می‌توان در:

  • قبایل اسرائیلی،
  • کنفدراسیون‌های بَدَوی،
  • اتحادیه‌های یونانی،
  • ساختارهای روم باستان،
  • کنفدراسیون سوئیس (۱۲۹۱)
  • ایالات متحد هلند (قرن ۱۶)

یافت.

اما اولین فدرالیسم مدرن با تصویب قانون اساسی آمریکا در ۱۷۸۷ شکل گرفت. پس از آن کشورهای سوئیس (۱۸۴۸)، کانادا (۱۸۶۷)، آلمان (۱۸۷۱) و استرالیا (۱۹۰۱) به این مسیر پیوستند.

در قرن بیستم نیز، موج استعمارزدایی و تنوع قومی-زبانی در آسیا و آفریقا باعث شد کشورهایی مانند هند، مالزی، نیجریه و اتیوپی به سمت فدرالیسم حرکت کنند.

۳. چرا فدرالیسم امروز اهمیت دارد؟

واتس چند دلیل کلیدی ارائه می‌کند:

۱. جهانی‌شدن

اقتصاد جهانی باعث شده دولت‌های ملی برای حل مسائل کلان (تجارت، محیط زیست، امنیت) نیازمند همکاری باشند.

۲. محلی‌شدن

در مقابل، مردم خواهان حکومت‌های نزدیک‌تر، پاسخگوتر و سازگار با هویت‌های محلی هستند.

۳. اقتصاد بازار

بازار آزاد با تنوع، رقابت و عدم تمرکز سازگار است.

۴. فناوری

شبکه‌های غیرمتمرکز دیجیتال، الگوهای سیاسی غیرمتمرکز را تقویت می‌کنند.

۵. اصل ”سبسیدیاریتی”

در اروپا این اصل می‌گوید:
”هر کاری باید در پایین‌ترین سطح ممکن انجام شود.”

۶. موفقیت فدرالیسم‌های کلاسیک

ایالات متحده، سوئیس، کانادا و استرالیا از پایدارترین دموکراسی‌های جهان‌اند.

۴. تعریف فدرالیسم و تمایز آن با مفاهیم مشابه

واتس سه مفهوم را از هم جدا می‌کند:

۱. فدرالیسم (Federalism) – یک ایدهٔ هنجاری

ترکیب ”خودگردانی منطقه‌ای” و ”حکمرانی مشترک” برای حفظ وحدت در عین تنوع.

۲. نظام‌های سیاسی فدرال (Federal Political Systems)

طیفی از ساختارها شامل:

  • فدراسیون‌ها،
  • کنفدراسیون‌ها،
  • اتحادیه‌های غیرمتمرکز،
  • دولت‌های وابسته،
  • فدره‌سی‌ها (Federacies)،
  • اتحادیه‌های کارکردی مشترک.

۳. فدراسیون (Federation) – یک ساختار حقوقی

در فدراسیون:

  • دو سطح حکومت وجود دارد.
  • هر سطح مستقیماً با مردم ارتباط دارد.
  • قانون اساسی تقسیم قدرت را تضمین می‌کند.
  • هیچ سطحی تابع سطح دیگر نیست.
  • اصلاح قانون اساسی نیازمند مشارکت واحدهای عضو است.

۵. تنوع در فدراسیون‌ها

واتس نشان می‌دهد که فدراسیون‌ها از نظر:

  • تعداد واحدها،
  • اندازه و جمعیت،
  • تنوع زبانی و قومی،
  • میزان تمرکز یا عدم تمرکز،
  • نظام حزبی،
  • ساختار مالی،
  • نقش دولت‌های محلی،
  • نوع نظام سیاسی (پارلمانی/ریاستی)

بسیار متفاوت‌اند.

برای مثال:

  • آلمان یک فدرالیسم ”درهم‌تنیده” است که در آن ایالت‌ها قوانین فدرال را اجرا می‌کنند.
  • کانادا یک فدرالیسم ”دوگانه” است که در آن استان‌ها اختیارات گسترده دارند.
  • هند فدرالیسمی ”غیرمتقارن” دارد که برخی ایالت‌ها اختیارات ویژه دارند.
  • بلژیک نمونهٔ پیچیده‌ای از فدرالیسم قومی-زبانی است.

۶. شکل‌گیری فدراسیون‌ها

واتس سه مسیر اصلی را توضیح می‌دهد:

۱. ”به‌هم‌پیوستن” (Coming Together)

واحدهای مستقل برای امنیت یا اقتصاد متحد می‌شوند.
نمونه‌ها: آمریکا، سوئیس، استرالیا.

۲. ”نگه‌داشتن” (Holding Together)

یک دولت واحد برای جلوگیری از فروپاشی، قدرت را به مناطق واگذار می‌کند.
نمونه‌ها: اسپانیا، بلژیک، هند.

۳. ”ترکیبی” (Putting Together)

ترکیبی از دو مسیر بالا.
نمونه‌ها: کانادا، مالزی.

واتس تأکید می‌کند که تعادل میان نیروهای وحدت‌طلب و خودمختاری‌طلب شرط اصلی موفقیت فدرالیسم است.

۷. واحدهای تشکیل‌دهندهٔ فدراسیون

فدراسیون‌ها از نظر تعداد و اندازهٔ واحدها بسیار متفاوت‌اند:

  • آمریکا: ۵۰ ایالت
  • هند: ۲۸ ایالت
  • سوئیس: ۲۶ کانتون
  • بلژیک: ۶ واحد (۳ منطقه + ۳ جامعه)
  • روسیه: ۸۶ واحد در چند دستهٔ متفاوت
  • میکرونزی: ۴ ایالت
  • سنت‌کیتس و نویس: ۲ واحد

واتس نشان می‌دهد که:

  • فدراسیون‌های ”دو واحدی” معمولاً ناپایدارند (پاکستان ۱۹۷۱، چکسلواکی ۱۹۹۲).
  • فدراسیون‌هایی با واحدهای بسیار نابرابر (مثلاً پنجاب در پاکستان) با خطر سلطهٔ یک واحد مواجه‌اند.

۸. توزیع قدرت در فدراسیون‌ها

واتس انواع تقسیم قدرت را توضیح می‌دهد:

۱. اختیارات انحصاری

فقط یک سطح حکومت حق قانون‌گذاری دارد.

۲. اختیارات مشترک (Concurrent)

هر دو سطح می‌توانند قانون‌گذاری کنند، اما معمولاً قانون فدرال برتری دارد.

۳. اختیارات باقیمانده (Residual)

مسائلی که در قانون اساسی ذکر نشده‌اند.

در برخی کشورها (کانادا، هند) اختیارات باقیمانده به دولت مرکزی داده شده؛
در برخی دیگر (آمریکا، استرالیا) به ایالت‌ها.

۴. اختیارات اضطراری

در هند، مالزی، پاکستان و آرژانتین دولت مرکزی می‌تواند در شرایط خاص اختیارات ایالت‌ها را محدود کند.

۹. توزیع مالی و مالیهٔ فدرال

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب، تحلیل مالیهٔ فدرال است.

واتس نشان می‌دهد که:

  • معمولاً دولت مرکزی منابع مالی بیشتری دارد.
  • اما ایالت‌ها مسئول خدمات پرهزینه (آموزش، بهداشت، رفاه) هستند.
  • بنابراین ”عدم‌توازن عمودی” (Vertical Imbalance) ایجاد می‌شود.
  • همچنین اختلاف درآمدی میان ایالت‌ها ”عدم‌توازن افقی” (Horizontal Imbalance) ایجاد می‌کند.

ابزارهای اصلاح این عدم‌توازن‌ها:

  • انتقال‌های مالی مشروط و غیرمشروط
  • اشتراک درآمدهای مالیاتی
  • برنامه‌های هم‌ترازی (Equalization)

نمونه‌ها:

  • آلمان: قوی‌ترین سیستم هم‌ترازی بین ایالتی
  • کانادا: هم‌ترازی فدرال برای استان‌های فقیرتر
  • استرالیا: کمیسیون کمک‌های مشترک
  • اسپانیا: دو مدل متفاوت برای مناطق ”عادی” و ”فورال” (باسک و ناوارا)

۱۰. روابط بین‌دولتی

واتس نشان می‌دهد که فدرالیسم بدون همکاری میان دولت‌ها قابل اداره نیست.

دو مدل اصلی:

۱. فدرالیسم تعاونی (Cooperative Federalism)

نمونه: آلمان، استرالیا، آفریقای جنوبی

۲. فدرالیسم رقابتی (Competitive Federalism)

نمونه: آمریکا، کانادا

هر دو مدل مزایا و معایب خود را دارند.

۱۱. تقارن و عدم‌تقارن

واتس میان دو نوع عدم‌تقارن تمایز می‌گذارد:

۱. عدم‌تقارن سیاسی

مثلاً محبوبیت یا قدرت متفاوت واحدها.

۲. عدم‌تقارن حقوقی

اختیارات متفاوت در قانون اساسی.

نمونه‌های عدم‌تقارن حقوقی:

  • کبک در کانادا
  • کشمیر در هند
  • باسک و ناوارا در اسپانیا
  • ساراواک و صباح در مالزی
  • جمهوری‌های روسیه
  • مناطق قومی اتیوپی

واتس می‌گوید عدم‌تقارن می‌تواند ابزار مفیدی برای مدیریت تنوع باشد، اما اگر بیش از حد شود، خطر فروپاشی ایجاد می‌کند.

۱۲. نهادهای نمایندگی فدرال

واتس نقش نهادهای مشترک را بررسی می‌کند:

  • مجلس دوم (سنا، بوندسرات، شورای ایالات)
  • نظام انتخاباتی
  • احزاب سیاسی

او نشان می‌دهد که:

  • در نظام‌های ریاستی، مجلس دوم معمولاً قوی‌تر است (آمریکا، برزیل).
  • در نظام‌های پارلمانی، مجلس دوم اغلب ضعیف‌تر است (کانادا، هند).
  • آلمان نمونهٔ منحصربه‌فردی است که مجلس دوم آن (بوندسرات) نمایندگان دولت‌های ایالتی هستند.

۱۳. برتری قانون اساسی و نقش دادگاه‌ها

در فدراسیون‌ها:

  • قانون اساسی ”قانون برتر” است.
  • دادگاه‌ها نقش داور میان دولت‌ها را دارند.

نمونه‌ها:

  • دیوان عالی آمریکا
  • دادگاه قانون اساسی آلمان
  • شورای فدرال سوئیس
  • دیوان عالی کانادا
  • دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی

واتس نشان می‌دهد که دادگاه‌ها نقش مهمی در تکامل فدرالیسم دارند.

۱۴. اندازه‌گیری تمرکز و عدم‌تمرکز

واتس سه نوع عدم‌تمرکز را بررسی می‌کند:

  • قانون‌گذاری
  • اجرایی
  • مالی

او نشان می‌دهد که:

  • آلمان از نظر قانون‌گذاری متمرکز است، اما از نظر اجرایی غیرمتمرکز.
  • کانادا از نظر قانون‌گذاری غیرمتمرکز است، اما از نظر مالی متمرکز.
  • سوئیس در هر سه بُعد غیرمتمرکز است.
  • مالزی و پاکستان بسیار متمرکزند.

۱۵. آسیب‌شناسی فدرالیسم

واتس عوامل فروپاشی فدرالیسم را بررسی می‌کند:

  • شکاف‌های عمیق قومی-زبانی
  • سلطهٔ یک واحد بزرگ
  • ضعف نهادهای مشترک
  • نبود فرهنگ سازش
  • مداخلهٔ نظامیان
  • بحران‌های اقتصادی
  • عدم‌تقارن بیش از حد
  • نبود سازوکارهای حل اختلاف

نمونه‌های فروپاشی:

  • پاکستان (۱۹۷۱)
  • چکسلواکی ((۱۹۹۲)
  • یوگسلاوی(۱۹۹۱)
  • فدراسیون هند غرب (۱۹۶۲)

۱۶. نتیجه‌گیری: درس‌های واتس

واتس در پایان چند اصل کلیدی را مطرح می‌کند:

۱. فدرالیسم یک فرایند است، نه یک ساختار ثابت.

۲. موفقیت فدرالیسم نیازمند فرهنگ سیاسی سازش، احترام متقابل و قانون‌گرایی است.

۳. تنوع باید به رسمیت شناخته شود، اما وحدت نیز باید تقویت شود.

۴. نهادهای مشترک باید کارآمد و نمایندهٔ واقعی مناطق باشند.

۵. انعطاف‌پذیری و اصلاح‌پذیری شرط بقاست.

۶. فدرالیسم با دموکراسی لیبرال سازگار است و آن را تقویت می‌کند.

سه پیام اصلی کتاب ”مقایسهٔ نظام‌های فدرال”

۱. فدرالیسم یک ”مدل واحد” نیست؛ یک طیف از راه‌حل‌هاست

واتس تأکید می‌کند که فدرالیسم نسخهٔ آماده یا ساختار ثابت ندارد. آنچه در آمریکا کار می‌کند، لزوماً در آلمان، هند یا کانادا کار نمی‌کند.
فدرالیسم در هر کشور برآمده از تاریخ، جامعه، اقتصاد و تنوع‌های داخلی است و به همین دلیل شکل‌های بسیار متفاوتی به خود می‌گیرد:
از فدرالیسم رقابتی آمریکا تا فدرالیسم تعاونی آلمان، از فدرالیسم قومی بلژیک تا فدرالیسم غیرمتقارن هند.
پیام واتس روشن است:
هیچ الگوی جهانی وجود ندارد؛ تنها اصول مشترک و تجربه‌های قابل‌مقایسه وجود دارند.

۲. موفقیت فدرالیسم وابسته به ”فرهنگ سیاسی” است، نه فقط قانون اساسی

واتس نشان می‌دهد که حتی بهترین تقسیم قدرت روی کاغذ، بدون فرهنگ سازش، احترام متقابل و نهادهای مشترک کارآمد، به شکست می‌انجامد.
فدرالیسم زمانی پایدار می‌ماند که:

  • دولت مرکزی و واحدهای محلی یکدیگر را رقیب وجودی ندانند
  • سازوکارهای حل اختلاف فعال و معتبر باشند
  • احزاب سیاسی در هر دو سطح حضور داشته باشند
  • دادگاه‌ها مستقل و قابل‌اعتماد باشند

به بیان دیگر:
فدرالیسم قبل از آنکه یک ساختار حقوقی باشد، یک رفتار سیاسی است.

۳. فدرالیسم ابزار مدیریت تنوع و حفظ وحدت است، نه مقدمهٔ تجزیه

واتس با بررسی ده‌ها کشور نشان می‌دهد که فدرالیسم در اصل برای حفظ وحدت در جوامع متنوع طراحی شده است.
در کشورهایی با شکاف‌های زبانی، قومی، مذهبی یا منطقه‌ای، فدرالیسم می‌تواند:

  • تنش‌ها را کاهش دهد
  • مشارکت سیاسی را افزایش دهد
  • احساس مالکیت و تعلق را تقویت کند
  • از تمرکز قدرت و فساد جلوگیری کند

در مقابل، کشورهایی که از واگذاری قدرت خودداری کرده‌اند، اغلب با بحران‌های جدی روبه‌رو شده‌اند.
پیام واتس صریح است:
فدرالیسم اگر درست طراحی و اجرا شود، سپری در برابر فروپاشی است، نه مسیری به سوی آن.

۱. فدرالیسم یک الگوی واحد نیست؛ یک منطق سازمانی با تجلی‌های متکثر است

واتس با بررسی تجربهٔ بیش از دو دهه پژوهش تطبیقی نشان می‌دهد که فدرالیسم را نمی‌توان به‌عنوان ”یک مدل نهادی مشخص” فهمید. آنچه در ادبیات کلاسیک به‌عنوان ”فدرالیسم دوگانه”، ”فدرالیسم تعاونی” یا ”فدرالیسم درهم‌تنیده” شناخته می‌شود، در عمل طیفی از سازوکارهاست که هر کشور بر اساس تاریخ، ساختار اجتماعی، اقتصاد سیاسی و تعارضات درونی خود برگزیده است.

در این چارچوب، فدرالیسم نه یک ”ساختار” بلکه یک منطق سازمانی است که دو اصل را هم‌زمان دنبال می‌کند:

  • خودگردانی (self-rule) برای واحدهای عضو
  • حکمرانی مشترک (shared rule) برای کل اتحادیه

این دو اصل در هر کشور به‌گونه‌ای متفاوت نهادینه می‌شوند. برای مثال:

  • در آلمان، فدرالیسم بر پایهٔ همکاری نهادی و اجرای ایالتی قوانین فدرال استوار است.
  • در کانادا، فدرالیسم بر استقلال گستردهٔ استان‌ها و رقابت میان سطوح حکومت بنا شده است.
  • در بلژیک، فدرالیسم پاسخی به شکاف‌های زبانی و قومی است و ساختاری چندلایه و غیرمتقارن دارد.
  • در هند، فدرالیسم ابزاری برای مدیریت تنوع عظیم فرهنگی و زبانی است، اما در عین حال دولت مرکزی اختیارات اضطراری گسترده دارد.

پیام واتس برای پژوهشگران روشن است:
فدرالیسم را باید در بستر تاریخی و اجتماعی هر کشور فهمید، نه در قالب یک الگوی ازپیش‌تعریف‌شده.
این نگاه تطبیقی، امکان تحلیل دقیق‌تر پویایی‌های قدرت، تنوع و انسجام را فراهم می‌کند.

۲. پایداری فدرالیسم بیش از آنکه محصول طراحی حقوقی باشد، نتیجهٔ فرهنگ سیاسی و نهادهای میانجی است

واتس با بررسی موارد موفق و ناموفق فدرالیسم نشان می‌دهد که صرفِ تدوین یک قانون اساسی فدرال، تضمینی برای پایداری نظام نیست. آنچه فدرالیسم را در عمل کارآمد می‌سازد، فرهنگ سیاسی سازش، نهادهای میانجی و ظرفیت‌های حل‌وفصل اختلافات است.

در فدراسیون‌های پایدار، چند ویژگی مشترک دیده می‌شود:

  • احزاب سیاسی سراسری که در هر دو سطح حکومت فعالیت می‌کنند و شکاف‌های منطقه‌ای را به شکاف‌های قابل‌مدیریت سیاسی تبدیل می‌کنند.
  • دادگاه‌های مستقل که نقش داور بی‌طرف میان دولت مرکزی و واحدهای عضو را ایفا می‌کنند.
  • سازوکارهای نهادی همکاری مانند شوراهای بین‌دولتی، کنفرانس‌های نخست‌وزیران یا کمیسیون‌های مشترک.
  • فرهنگ سیاسی مبتنی بر مصالحه که از تبدیل اختلافات به بحران جلوگیری می‌کند.

در مقابل، فدراسیون‌هایی که فاقد این عناصر بوده‌اند—مانند پاکستان پیش از ۱۹۷۱، یوگسلاوی دههٔ ۱۹۹۰ یا چکسلواکی—در برابر تنش‌های قومی، اقتصادی یا سیاسی آسیب‌پذیر بوده‌اند.

واتس نتیجه می‌گیرد که:
فدرالیسم پیش از آنکه یک معماری حقوقی باشد، یک رفتار سیاسی است.
این پیام برای خوانندگان آکادمیک اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد که تحلیل فدرالیسم باید از سطح ”متن قانون اساسی” فراتر رفته و به ”عملکرد نهادی” و ”فرهنگ سیاسی” توجه کند.

۳. فدرالیسم ابزاری برای مدیریت تنوع و حفظ وحدت است، نه تهدیدی برای انسجام ملی

واتس با اتکا به شواهد تطبیقی گسترده نشان می‌دهد که فدرالیسم در اصل پاسخی به تنوع‌های عمیق—زبانی، قومی، مذهبی، جغرافیایی یا اقتصادی—است. برخلاف تصور رایج در برخی کشورها، فدرالیسم به‌طور ذاتی ”تجزیه‌طلبانه” نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد دقیقاً برای جلوگیری از تجزیه طراحی شده است.

نمونه‌های موفق:

  • سوئیس با چهار زبان رسمی و ساختار کانتونی، یکی از پایدارترین دموکراسی‌های جهان است.
  • کانادا با اعطای اختیارات گسترده به کبک، توانسته تنش‌های زبانی و هویتی را مدیریت کند.
  • هند با ایجاد ایالت‌های زبانی، از تبدیل شکاف‌های فرهنگی به بحران‌های سیاسی جلوگیری کرده است.
  • آلمان پس از جنگ جهانی دوم با فدرالیسم تعاونی توانست بازسازی سیاسی و اقتصادی را سامان دهد.

در مقابل، کشورهایی که از واگذاری قدرت به مناطق متنوع خودداری کرده‌اند، اغلب با بحران‌های جدی مواجه شده‌اند. واتس تأکید می‌کند که تمرکز بیش از حد قدرت در جوامع متنوع، نه‌تنها انسجام را تقویت نمی‌کند، بلکه می‌تواند به بی‌اعتمادی، نارضایتی و در نهایت گسست منجر شود.

پیام واتس برای سیاست‌گذاران و پژوهشگران این است:
فدرالیسم اگر درست طراحی و اجرا شود، سپری در برابر فروپاشی است، نه مسیری به سوی آن.
این پیام به‌ویژه برای کشورهایی با تنوع‌های عمیق و شکاف‌های تاریخی اهمیت دارد.

جمع‌بندی تحلیلی

سه پیام اصلی واتس در مجموع یک چارچوب نظری روشن ارائه می‌کنند:

  1. فدرالیسم یک منطق سازمانی چندشکلی است، نه یک مدل واحد.
  2. پایداری فدرالیسم وابسته به فرهنگ سیاسی، نهادهای میانجی و ظرفیت‌های حل اختلاف است.
  3. فدرالیسم ابزار مدیریت تنوع و تقویت وحدت است، نه تهدیدی برای انسجام ملی.

این سه پیام، فدرالیسم را از سطح یک ”ساختار حقوقی” به سطح یک ”پروژهٔ سیاسی-اجتماعی” ارتقا می‌دهند؛ پروژه‌ای که موفقیت آن نیازمند ترکیب طراحی نهادی، فرهنگ سیاسی و سازوکارهای همکاری است.