Tribun Logo

شهناز رحیملی: 

چگونه و چرا در 29 ماه مه 1918 ایروان به ارامنه واگذار شد؟

ترجمه از روسی: کمسیون ترجمه تریبون

دلیل واگذاری سرزمین‌های غرب آذربایجان در سال‌های جنگ جهانی اول پدیدار شد. در ترکیب ارتش روسیه که برای تصرف آناتولی شرقی به حمله پرداخت، ۱۵۰ هزار سرباز ارمنی حضور داشتند. پس از کودتای دولتی در نوامبر ۱۹۱۷ [موسوم به "انقلاب اکتبر"]، نیروهای روسی سلاح و مهمات را به فرماندهان ارمنی تحویل دادند و عقب‌نشینی کردند. پس از آن بود که قتل‌عام‌ها در جنوب قفقاز از سوی باندهای ارمنی آغاز شد و نقطه اوج آن ژنوساید مارس ۱۹۱۸ در چهارگوشه آذربایجان بود.

ارتش ارمنی در حال عقب‌نشینی به فرماندهی آندرانیک، آمازاسپ، درو و نژده1، ابتدا در ولایت‌های ارزروم و قارص و سپس در ولایت ایروان و زنگزور، علیه مسلمانان ژنوساید انجام داد. تا مارس ۱۹۱۸، باندهای مسلح ارمنی تنها در ولایت ایروان ۱۹۸ روستا را ویران کردند: در شهرستان ایروان – ۳۲ روستا، در اچمیادزین – ۸۴ روستا، در نوو-بایزید – ۷ روستا و در سورمالی – ۷۵ روستا؛ و با انجام ژنوساید علیه جمعیت مسلمان، حدود ۱۳۵ هزار نفر را [از طریق کشتن زخمی کردن و راندن از محل زندگی] نابود کردند.

به عبارت دیگر، جمعیت مسلمان ولایت ایروان عملاً به حال خود رها شده بود. کسی نبود که از آن‌ها دفاع کند و حامی‌شان باشد. تنها امید به عثمانی‌ها باقی مانده بود... در چنین شرایطی، در ۲۶ مه ۱۹۱۸، سِیم قفقاز جنوبی (سِیم ماوراء قفقاز) انحلال خود را اعلام کرد. گرجستان استقلال خود را اعلام کرد. در نشست شورای ملی مسلمانان که در ۲۷ مه ۱۹۱۸ در تفلیس برگزار شد، نصیب‌بک یوسف‌بکوف اظهار داشت که نظر هیئت ترکیه (عثمانی) حاضر در کنفرانس باتومی این است که باید استقلال قفقاز جنوبی حفظ شود و برای حفظ وحدت و همبستگی در آن، ارمنی‌ها باید کمی زمین واگذار کنند. این رویکرد بسیار عجیب بود. استقلال قفقاز جنوبی در آن زمان چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟

در ۲۹ مه ۱۹۱۸، در نشست شورای ملی آذربایجان در تفلیس، طبق پروتکل شماره ۳، فتحعلی‌خان خویسکی گزارشی درباره نتایج مذاکرات با شورای ملی ارمنی در مورد مرزهای فدراسیون آذربایجان و ارمنستان ارائه داد. خویسکی اعلام کرد که برای ایجاد فدراسیون ارمنی، ارمنی‌ها به یک مرکز سیاسی نیاز دارند. از آنجا که الکساندرپل (گیومری) به ترکیه واگذار شده بود، ایروان می‌توانست چنین مرکزی باشد. پس از آن، او ضرورت واگذاری ایروان به ارمنی‌ها را مطرح کرد.

protokol nr 3

(تصویر بخشی از پروتکل شماره ۳ نشست شورای ملی)

در اینجا باید اشاره کرد که نیروهای ترک که یگان‌های مسلح ارمنی را تعقیب می‌کردند، در مه ۱۹۱۸ شهرهای گیومری و بیوک‌قاراکلیسه را از نیروهای ارمنی پاکسازی کردند. با این حال، ترک‌ها تا ایستگاه اولوخانلی که ۷ کیلومتر با ایروان فاصله داشت پیش رفتند اما بدون ورود به شهر، به سمت نخجوان حرکت کردند. کسانی که در این موضوع سخنرانی کردند (شامل خلیل‌بک حسممدوف، ممد یوسف جعفراف، اکبرآقا شیخ‌الاسلاموف و محمد مقرموف) واگذاری ایروان به طرف ارمنی را یک ضرورت تاریخی و گام اجتناب‌ناپذیر نامیدند.

اعضای شورای ملی منتخب اهالی ایروان، بلافاصله اعتراض خود را به این واگذاری ابراز کردند. در رأی‌گیری درباره این موضوع از ۲۸ عضو شورای ملی، ۱۶ نفر ”موافق” واگذاری ایروان به ارمنی‌ها، ۱ نفر ”مخالف” و ۳ نفر ”ممتنع” رأی دادند. بدین ترتیب، شورای ملی تصمیم به واگذاری ایروان به طرف ارمنی گرفت. یک روز پیش‌از این نشست مجلس، در ۲۸ مه ۱۹۱۸، آذربایجان و ارمنستان استقلال خود را در همان شهر تفلیس اعلام کرده بودند.

در نشست شورای ملی مسلمانان که در ۱ ژوئن ۱۹۱۸ برگزار شد، اعضای منتخب شورا از ایروان (میر هیدایت سیدوف، باقر رضائف و نریمان‌بک نریمان‌بکوف) بار دیگر به صورت کتبی اعتراض خود را به واگذاری ایروان به ارمنستان اعلام کردند، اما این اعتراض بی‌نتیجه ماند. در ۲۹ مه، نخست‌وزیر دولت جمهوری آذربایجان فتحعلی‌خان خویسکی به وزیر امور خارجه ممد حسن حاجینسکی نوشت: ”ما به همه مسائل مورد اختلاف با ارمنی‌ها پایان دادیم، آن‌ها اولتیماتوم را می‌پذیرند و جنگ را متوقف می‌کنند. ما ایروان را به آن‌ها واگذار کردیم.”

با این حال، همه چیز کاملاً متفاوت پیش رفت: پس از انتقال دولت ارمنستان جدیدالتأسیس از تفلیس به پایتخت اهدایی تازه یعنی ایروان، آن دولت به ژنوساید علیه آذربایجانی‌ها در خود ایروان و دیگر سرزمین‌های تاریخی آذربایجان ادامه داد.

( تصویر بخشی از پروتکل شماره ۴ نشست شورای ملی)

طبق توافق صلح و دوستی که در ۴ ژوئن 1918 در باتومی میان ترکیه و ارمنستان امضا شد، مساحت سرزمین جمهوری ارمنستان حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع2 و جمعیت آن ۳۲۱ هزار نفر بود (از جمله ۲۳۰ هزار ارمنی، ۸۰ هزار مسلمان، ۵ هزار کرد یزیدی و ۶ هزار نفر از سایر ملیت‌ها). در قلمرو این جمهوری شهرستان نوو-بایزید، سه پنجم اراضی شهرستان ایروان، یک چهارم اراضی شهرستان اچمیادزین و یک چهارم اراضی شهرستان الکساندرپل گنجانده شد.

در ۱۳ ژوئن، در نشست شورای ملی، اخبار رسیده از ایروان درباره جنایات و قتل‌عام‌های ارمنی‌ها علیه مسلمانان مورد بحث قرار گرفت. گزارش شد که تعداد پناهندگان اخراج‌شده از ولایت ایروان، که بدون سرپناه و دارایی مانده و در گرسنگی به سر می‌برند، سر به ده‌ها هزار می‌زند و نیورهای مسلح ارمنی‌ها ۲۰۶ روستای آذربایجانی‌نشین را ویران کرده‌اند.

شورای ملی تصمیم گرفت برای کمک مادی به پناهندگان، نماینده‌ای به سوی آن‌ها اعزام کند. همچنین درخواست از فرماندهی نیروهای ترک مستقر در قلمرو ایروان شد تا به پناهندگان کمک غذایی کند و بر دولت ارمنستان تأثیر بگذارد تا به پناهندگان اجازه بازگشت به زادگاهشان را بدهد.

برخلاف انتظار طرفداران واگذاری ایروان به ارامنه، این ژست آذربایجان موجب ایجاد صلح نشد بلکه بعنوان شروی شد بر ادعاهای ارضی جدید ارامنه که به پشتیبانی روسیه دلگرم بودند. بعداز واگذاری ایروان به ارامنه، یگان‌های مسلح ارمنی به فرماندهی آندرانیک زنگزور را تصرف کردند و دولت جدید ارمنستان شروع به ادعای ارضی نسبت به قره‌باغ کوهستانی را بنا نهاد. این تحلوات دیپلماسی آذربایجان را وادار به اتخاذ اقدامات متناسب کردد. نماینده دیپلماتیک آذربایجان در گرجستان نامه‌ای به نماینده ارمنستان در گرجستان نوشت. در این نامه آمده بود که ادعای ارمنستان بر قره‌باغ و به رسمیت شناختن این سرزمین به عنوان مورد مناقشه، نقض توافق میان طرفین است و آذربایجان حقوق خود بر شهر ایروان و همچنین شهرستان‌های اچمیادزین، نوو-بایزید و ایروان ولایت ایروان را حفظ کرده است.

مرحله دوم قتل‌عام‌های گسترده آذربایجانی‌ها توسط ارمنی‌ها در قلمرو ولایت ایروان پس از خروج نیروهای ترک از قفقاز جنوبی طبق عهدنامه مودروس که در ۳۰ اکتبر ۱۹۱۸ امضا شد، آغاز گردید.

در گزارش رئیس سازمان همشهری‌های ولایت ایروان، تیموربک ماکینسکی، مورخ ۴ ژانویه ۱۹۱۹ آمده است که از دسامبر ۱۹۱۷ تا ژوئن ۱۹۱۸، یعنی تا ورود نیروهای ترک، بیش از ۲۰۰ آبادی مسلمان در ولایت ایروان توسط تشکیلات مسلح ارمنی ویران، غارت و سوزانده شد، بخشی از ساکنان کشته شدند و بخشی در کوهستان‌ها از گرسنگی و سرما جان باختند. طبق گزارش، تشکیلات مسلح ارمنی تمام شهرستان سورمالی و بخش‌هایی از شهرستان‌های ایروان، اچمیادزین و شارور-دارالایاز را تصرف کرده و به سمت نخجوان حرکت کرده‌اند.

جمعیت بی‌گناه مسلمان یا قتل‌عام می‌شد یا از روستاهایشان اخراج می‌شد و مجبور به فرار از جاده‌های کوهستانی به ایران می‌شد3 که این نیز آن‌ها را به مرگ حتمی محکوم می‌کرد. تیموربک ماکینسکی همچنین گزارش داد که روستاهای خالی‌شده مسلمانان که ساکنانشان به زور اخراج شده بودند، توسط ارمنی‌های آمده از ترکیه سکونت داده می‌شدند.

در ۴ ژانویه ۱۹۱۹، سه تن از اعضای پارلمان آذربایجان یعنی تیموربک ماکینسکی، محرم محرم‌اوف، اکبرآقا شیخ‌الإسلام‌اوف و گروهی از روشنفکران ولایت ایروان بیانیه‌ای به رئیس پارلمان ارائه دادند که در آن آمده بود جمعیت بزرگ مسلمان ولایت ایروان همیشه خود را بخشی از اهالی آذربایجان می‌دانسته‌اند و تنها یک چیز می‌خواهد: ارمنی‌ها به آنها امکان زندگی آرام بدهند تا سرنوشت نهای این مناطق به طور قطعی توسط کنفرانس صلح پاریس تعیین شود. در بیانیه تعداد قتل‌عام‌های انجام‌شده توسط ارتش ارمنستان ذکر شده و از پارلمان آذربایجان درخواست شده بود تا برای حفاظت از جمعیت مسلمان ایروان اقدام کند.

موضع پروارمنی فرمانده نیروهای متفقین در قفقاز جنوبی، ژنرال آ. تامسون، ارمنی‌ها را در تمایلشان به تصرف سرزمین‌های بیشتر حمایت می‌کرد و اشتهای آن‌ها را شعله‌ور می‌ساخت. در ۲۸ مه ۱۹۱۹، پارلمان ارمنستان قانونی درباره ایجاد ”ارمنستان متحد” تصویب کرد که در آن الحاق شش ولایت ترکیه به ارمنستان ذکر شده بود. در ”ارمنستان متحد” سرزمین‌های آذربایجان که دولت ارمنستان مدعی آن‌ها بود نیز گنجانده شده بود.

در مقاله ”وضعیت مسلمانان در ارمنستان” که در روزنامه ”آذربایجان” (به زبان روسی) در چند قسمت در ۲۹ ژوئن تا ۱ ژوئیه ۱۹۱۹ منتشر شد، آمده است:

وضعیت جمعیت مسلمان در جمهوری ارمنستان تراژیک است. بهترین خانه‌ها و باغ‌های ایروان متعلق به جمعیت مسلمان بود... با نزدیک شدن نیروهای مهاجم ارمنی به ایروان، جمعیت مسلمان از ترس شهر را ترک کرد. اموالشان را پناهندگان ارمنی از ترکیه تصاحب کردند. جمعیت مسلمان که ناچار حاکمیت ارمنستان را پذیرفته بود، هنگام بازگشت به شهر در راه توسط دستجات مسلح ارمنی کاملاً غارت شدند... مسلمانانی که صاحب باغ‌های آباد و خانه‌های زیبا بودند، توسط پناهندگان ارمنی به خانه‌های خود راه داده نشدند. بدین ترتیب آن‌ها مجبور شده‌اند از زمستان تا کنون در مساجد پناه بگیرند... دولت ارمنستان هزاران مسلمان تالان‌شده، گرسنه و بیمار را مجبور به زندگی زیر آسمان باز می‌کند... رنج‌هایی که مسلمانان متحمل شده‌اند، توصیف‌ناپذیر است. بسیاری تاب نمی‌آورند و دیوانه می‌شوند...”.

در ۵ ژانویه ۱۹۲۰، در نشست پارلمان آذربایجان که مسئله پناهندگان مورد بحث بود، گزارش شد که ۳۰۰ هزار پناهنده از ارمنستان به آذربایجان رسیده‌اند. در آوریل ۱۹۲۰، پس از به قدرت رسیدن بلشویک‌ها در آذربایجان، دولت داشناک از این موقعیت سوءاستفاده کرد و موج جدیدی از قتل آذربایجانی‌ها را برانگیخت. این قتل‌ها ماهیت گسترده‌تر و وحشیانه‌تری یافت.

دلیل اصلی اینکه بخشی از آذربایجانی‌ها در شهر ایروان از قتل‌عام گسترده جان سالم به در بردند، زندگی فشرده آن‌ها در بخش‌های خاصی از شهر (مانند دمیربولاق، تاپاباشی، قلعه، شهر قدیمی) و همچنین امکان کنترل وضعیت توسط نمایندگی دیپلماتیک آذربایجان، وزارت رفاه آذربایجان و نمایندگان جامعه خیریه مسلمانان باکو در ایروان بود. در جاهای دیگر، نبود چنین کنترلی دست تشکیلات ارمنی را باز می‌گذاشت و به آن‌ها امکان می‌داد بدون مجازات قتل‌عام و غارت گسترده علیه آذربایجانی‌ها انجام دهند.

اگر در سال ۱۹۱۶ تعداد ۳۷۳٬۵۸۲ آذربایجانی ساکن ولایت ایروان ثبت شده بود، در نوامبر ۱۹۲۰ در قلمرو جمهوری سوسیالیستی شوروی ارمنستان تنها ۱۲٬۰۰۰ آذربایجانی ثبت شد.

پس از استقرار قدرت شوروی در ارمنستان، بخش کوچکی از آذربایجانی‌ها توانستند به خانه‌های خود بازگردند. اگر در سال ۱۹۲۲ در ایروان ۵٬۱۲۴ آذربایجانی زندگی می‌کردند، تعداد ارمنی‌ها ۴۰٬۳۹۶ نفر بود. به عبارت دیگر، در سال‌های ۱۹۱۸-۱۹۲۰ تعداد آذربایجانی‌ها ۲.۵ برابر کاهش یافت، در حالی که تعداد ارمنی‌ها ۴ برابر افزایش یافت.

1 این چهار نفر که در قتل‌عامهای متعددی علیه ترکان آذربایجانی و دیگر مسلمانان فعال بودند و امروز "قهرمانان" ارمنستان بحساب می‌‌‌آیند. از میان آندرانیک برای شرکت در قتل عام مردم اورومیه، سلماس و ماکو در سال 1918 و چهارمی یعنی نژده بخاطر شرکت در قتل‌عام یهودیان کریمه شناخته می‌‌‌شوند:
۱. آندرانیک اوزانیان (Andranik Ozanian)
۲. آمازاسپ سروانتستیان (Hamazasp Srvandzyan)
۳. دراستامات کنایان (Drastamat Kanayan)
۴. گاره‌گین نژده (Garegin Nzhdeh)فرمانده ارمنی قوای اس اس در آلمان نازی در جنگ جهانی دوم. ابداع کننده معجونی شبیه نسخه ارمنی نازیسم بنام ایدئولوژی تسغاکرون (Tseghakron).

2 توضیح از تریبون: سه برابر شدن این اراضی از آن 10 هزار کلیومتر مربع به 29743 کیومتر مربع امروزی نتیجه گسترش دائمی اراضی ارامنه تحت حمایت روسیه بود. در واقع شکست ارمنستان در جنگ دوم قره‌باغ، شکست آخرین تلاش ارمنستان برای افزایش 57 درصدی اراضی خود به حدود 50 هزار کیلومتر مربع بود. این تنها تلاش ناکام مانده ارامنه برای توسعه سرزمینی، از 1828 تاکنون بوده است. (پایان توضیح)

3 توضیح از تریبون: امروز نوادگان تعداد کثیری از این رانده‌شدگان از سرزمینهای تاریخی خود، در ایران با نام خانوادگی "ایروانی" در بسیاری از نقاط ایران زندگی می‌‌‌کنند. (پایان توضیح)