Tribun Logo

نصرت الله معینی

دادگاه رسیدگی به سه دهه جنایات جنگی، پاکسازی اتنیکی، جنایت علیه بشریت در جنوب قفقاز

در دادگاه نظامی باکو رسیدگی به اتهامات علیه شهروندان جمهوری ارمنستان و برخی مقام‌ها و نظامیان سابق ”جمهوری خودخوانده قره‌باغ کوهستانی” که از سوی مقامات قضایی جمهوری آذربایجان به جنایات جنگی و جرایم علیه بشریت متهم شده‌اند برای برخی از متهمان به انجام رسیده است و برای برخی دیگر هنوز جریان دارد. چهار نفر از محکومان هم بعداز دریافت احکام جزایی سنگین، به دلایل بشردوستانه به کشور متبوع خودشان ارمنستان عودت داده شده‌اند.

این دادگاه بر مبنای کار منظم و پرحوصله و پرهزینه قضایی آذربایجان طی سه دهه برگزار می‌شود که از جمله حاوی بیش‌از نیم میلیون بازجویی و ثبت دقیق جنایات انجام شده از زبان قربانیان است. وجود سه نفر حامل عنوان رئیس جمهور، جمهوری خوخوانده سابق ”آرتساخ” نشانه کار دقیق ارگانهای امنیتی و نظامی آذربایجان برای شناساسی دقیق متهمان و دستگیری آنها برای تسلیم به دست عدالت است. برای مقایسه باید یادآوری کنم که، بسیاری از جنایتکاران جنگی دستگاه هیتلر در روزهای پایانی جنگ از طریق فرار و خودکشی از دست دستگاه عدالت در دادگاه نورنبرگ رها شدند.

فهرست انتخابی از مهم‌ترین متهمان دادگاه باکو

مقامات سیاسی و نظامی سابق جمهوری خودخوانده ”آرتساخ”/ قره‌باغ علیا

اتهامات شامل جنایات جنگی، نقض قوانین جنگ، نسل‌کشی، تروریسم و … مطابق قانون کیفری جمهوری آذربایجان و قوانین بین‌المللی

  1. آرایک هاروتیونیان (Arayik Harutyunyan)رئیس جمهور، جمهوری خوخوانده سابق ” آرتساخ”
  2. آرکادی گوکاسیان (Arkadi Ghukasyan)رئیس جمهور، جمهوری خوخوانده سابق ”آرتساخ”
  3. باکو سهاکیان (Bako Sahakyan)رئیس جمهور، جمهوری خوخوانده سابق ”آرتساخ”
  4. داویت ایشخان‌یان (Davit Ishkhanyan) — رئیس سابق مجلس ملی ”آرتساخ”
  5. دیوید مانوک‌یان (David Manukyan) — معاون فرماندهی ارتش دفاع ”آرتساخ”
  6. داویت بابایان (Davit Babayan) — مشاور رئیس و وزیر امور خارجه سابق آ”آرتساخ”
  7. لئون منا‌تسکانیان (Levon Mnatsakanyan) — فرمانده سابق ارتش دفاع آ”آرتساخ”
  8. واسلی بگلریان (Vasili Beglaryan) — متهم دیگر
  9. اریک قازاریان (Erik Ghazaryan) — متهم دیگر
  10. داویت اللهوردیان (Davit Allahverdiyan) — متهم دیگر
  11. گورگن استپانیان (Gurgen Stepanyan) — متهم دیگر
  12. لوئون بالایان (Levon Balayan) — متهم دیگر
  13. مادات بابایان (Madat Babayan) — متهم دیگر
  14. گاریک مارتیروسیان (Garik Martirosyan) — متهم دیگر
  15. ملیکسِت پاشایان (Melikset Pashayan) — متهم دیگر

متهمی با جایگاه ویژه در محاکمات

  • روبن واردانیان (Ruben Vardanyan) – شهروند ارمنستان، شهروند سابق روسیه (تا روز آمدن غیرقانونی به قره‌باغ) دوست صمیمی ولادیمیر پویتین، در لیست تحریمهای بین‌‍المللی برای تخلفات اقتصادی خاص الیگارک‌های حلقه پوتین، بازرگان و سیاستمدار سابق که به‌طور جداگانه تحت اتهامات مشابه (جنایات جنگی، نقض قوانین جنگ، حمایت مالی از تروریسم و …) در دادگاه باکو محاکمه می‌شود. وی مدتی به‌عنوان وزیر دولت جمهوری خودخوانده "آرتساخ" منسوب شده بود. رسیدگی به پرونده او جدا از پرونده ۱۵ نفرِ اول جریان دارد. نزدیکی وی به کرملین، احتمالات و گمان‌های متعددی در باره نقش وی در منطقه را بر سر زبانها انداخته بود. از جمله ادعا شده است که وی بازیگر نقش فرستاده ویٍژه پوتین برای تبدیل شدن به یک ”قهرمان” ارمنی با نقشه رسیدن به رهبری یک ارمنستان تحت کنترل روسیه در آینده بوده است.

چرا این نوع محاکمه‌ها مهم‌اند، حتی بدون اعدام و حتی با احتمال عودت؟

نبودِ مجازات اعدام در جمهوری آذربایجان یا حتی بازگشت احتمالی محکومان به کشورشان پیش‍از پایان دوران محکومیت، از ارزش تاریخی و حقوقی این محاکمات کم نمی‌کند. اهمیت اصلی این دادگاه‌ها در سه سطح است:

  • حقیقت تاریخی
  • مسئولیت فردی
  • بازدارندگی نمادین و حقوقی

این دقیقاً همان نقشی است که دادگاه نورنبرگ، دادگاه رسیدگی به جنایات جنگ داخلی در یوگسلاوی سابق (ICTY) و دادگاه بین المللی رسیدگی به نسل‌کشی در رواندا (ICTR) ایفا کردند.

درس اصلی دادگاه نورنبرگ: ”دولت” پشت جنایت پنهان نمی‌شود

تا پیش از نورنبرگ، منطق غالب این بود ”دولت‌ها می‌جنگند، نه افراد” اما دادگاه نورنبرگ این اصل را شکست و گفت:

افراد، حتی رئیس‌جمهور و ژنرال و افسران جزء هم، مسئول‌اند و نه چیز مبهم و کلیتی بنام "دولت" یا "ملت"

اهمیت محاکمات باکو هم دقیقاً همین‌جاست: نه ”مردم ارمنستان” و نه ”یک توده سیاه”
بلکه پرونده افراد مشخص با نام، سمت و تصمیم مشخص مورد رسیدگی قرار می‌گیرند. این برای ثبت در حافظه تاریخ حیاتی است.


ثبت رسمی روایت قربانیان (نه فقط روایت پیروزان)

یکی از مهم‌ترین کارکردهای این دادگاه‌ها ”تبدیل حافظه شفاهی به سند حقوقی” است. در پروسه قضایی پیش‌از برگزاری دادگاه و جلسات دادرسی از طریق جمع‌آوردی جزئیات مهم در شکل اسناد، شهادت‌های قربانیان و متهمان، دستورهای نظامی و اداری و شناسایی و ثبت زنجیره فرماندهی، چیزی بنام "جنگ" یا "مناقشه" از حالت ابهام و یا یک منظره جنگ همه علیه همه، به شکل قبل فهم جنایات عاملان بر علیه قربانیان بر أساس یک ایدئولوژی و پروژه سیاسی مشخص درمی‌آید. در این مورد، میاتسوم یعنی خواست گسترش اراضی ارمنستان، بعنوان یک پروژه سیاسی از سوی رهبران ناسیونالیست ارمنی در داخل ارمنستان و در میان نمایندگان دیاسپورای ارمنی، قابل شناسایی و مستند شدن بود.

همه این اسناد، با ثبت، بایگانی و قابلیت ارجاع تاریخی می‌مانند و بصورت کتابهایی تاریخی در اختیار عموم قرار می‌گیرند.

همان‌طور که امروز:

  • انکار هولوکاست با وجود اسناد نورنبرگ ممکن نیست.
  • انکار سربرنیتسا در سایه اسناد ICTY ممکن نیست.
  • انکار نسل‌کشی رواندا با بودن مستندات ICTR ممکن نیست.

دادرسی در پرونده متهمان ارتکاب جنایات جنگی، در تریبونال باکو هم هم انکار کشتارها و همه تخلفات بزرگ و کوچک بر علیه مردم آذربایجان در آینده را غیرممکن خواهند ساخت.

تفاوت ”انتقام” با ”عدالت”

اگر مجازات صرفاً احساسی یا تلافی‌جویانه باشد تبدیل به چرخه خشونت می‌شود و مشروعیت اخلاقی ندارد و در نتیجه در تاریخ پایدار نمی‌ماند. اما محاکمه با وکیل، با سند، با قاضی و با ضبط رسمی پیامش این است: ”حتی دشمن، حق دادرسی دارد” و بر این أساس با علم به اینکه هیچکدام از متهمان دادگاه باکو در صورت محکومیت هم مدت طولانی در زندان نخواهند ماند، کار دادگاه، مشخص کردن و مستند کردن یک مجموعه بزرگ از جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در فاصله 1987 تا 2023 است. این همان چیزی است که نسل‌های بعدی را آموزش می‌دهد.

اهمیت بازدارندگی: پیام به فرماندهان آینده

هیچ دادگاهی تضمین نمی‌کند جنایت تکرار نشود؛ اما هزینه ذهنی ارتکاب جنایت را بالا می‌برد. پیام روشن است: ”فراموش نخواهد شد”، ”اسم‌ها ثبت می‌شوند” و ”سال‌ها بعد هم ممکن است محاکمه شوی” همین منطق بود که بعد از یوگسلاوی بسیاری از فرماندهان درگیری‌های بعدی محتاط‌تر شدند. نه اخلاقی‌تر، بلکه محاسبه‌گرتر.

دادگاه برای نسل امروز چه اهمیتی دارد؟

برای نسل امروز، این محاکمات تاریخ را از اسطوره جدا می‌کند و ”قهرمان‌سازی مطلق” را می‌شکند و نیز نشان می‌دهد ”قربانی بودن” مجوز جنایت نیست و مهم آنکه، این نکته برای جوامع درگیر مناقشه حیاتی است. و حتی اگر محکومان به ارمنستان عودت داده شوند یا حتی اگر مبادله شوند یا از تحمل مجازات آزاد شوند و به کشورشان برگردند، آنچه برنمی‌گردد اسناد دادگاه و حکم ثبت‌شده به عنوان ”متهم/محکوم جنایت جنگی” است.

همان‌طور که بسیاری از محکومان نورنبرگ اعدام نشدند یا زود آزاد شدند اما نامشان بعنوان محکومان داده جنایات جنگی، برای همیشه باقی ماند. فلذا این محاکمات جاری در تریبونال باکو مهم‌اند چون جنایت را فردی می‌کنند، نه قومی یا دینی یا سیاسی و حقیقت را مستند می‌کنند تا انکار تاریخی را دشوار ‌سازند. در نتیجه چرخه انتقام را به عدالت حقوقی تبدیل می‌کنند برای آیندگان معیار اخلاقی و حقوقی می‌سازند

تفاوت ”گفتمان رسانه‌ایِ جنگ” با ”عدالت قضاییِ پساجنگ”

بیش از نیم‌میلیون بازجویی و پرونده تنها یک حجم بالا در تاریج پرونه‌های بزرگ قضایی نیست. این حجم از پرونده قضایی ساختار‌ساز است.یعنی کانالی است از روایت به نظام دانایی. وقتی صدها هزار بازجویی و پرونده وجود دارد، جنایت از حالت ”اتفاق و حادثه” خارج می‌شود وبه اعمالی مشخص برخوردار از مضمون و عمل سیاسی در شکل یک پروژه عملی تبدیل می‌شود. این کار یعنی سیاست و نه تصادف. این کار یعنی منافع سیاسی و ایده سیاسی مبنای خیزش میلیونها ارمنی در ارمنستان و جهان برای طرح طلب ارضی از آذربایجان بود و نه یک إحساس گذرا یا بدجنسی و خباثت شخصی این یا آن رهبر سیاسی.

در حقوق بین‌الملل نیز، تکرار، گستردگی، سازمان‌یافتگی و تبعیت از یک الگوی حاکم و تکرار شونده، آن اجزایی از یک پازل هستند که در هر سیستم قضایی متعارف دلایلی برای وقوع جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی سیستماتیک تلقی می‌شوند. و این حجم پرونده دقیقاً برای اثبات همین ”سیستماتیک بودن” لازم است.

چرا دادگاه به دلایل و شواهد ”کنکرت” نیاز دارد اما رسانه نه؟

منطق رسانه عبارت از تیتر، إحساس، اغراق، عدد رُند و دشمن‌سازی است. رسانه می‌گوید: ”هزاران نفر کشته شدند” اما هیچ الزامی ندارد که بگوید، کِی؟، کجا؟، به دستور چه کسی؟، با چه سلاحی؟ یا توسط چه یگانی؟

اما منطق سیستم قضایی متفاوت است و تنها به دنبال پاسخ این سوال است که، ”چه کسی، دقیقاً چه کاری را، در چه زمانی و مکانی، با چه اختیار و فرمانی انجام داده؟” برای همین است که چیزهایی مانند زمان (تاریخ، ساعت)، مکان، تعداد، درجه نظامی، زنجیره فرماندهی همه اجباری است. بدون این جزئیات مهم، ساختار پرونده فرو می‌ریزد.

این حجم پرونده چه چیزی را از بین می‌برد؟

وقتی که فوران احساسات و تصویرسازی کاملا انسانی اما غیرحقوقی جای خود را به پروسه قضایی و قانونی می‌دهد، اسطوره‌سازی و تبدیل شدن داستان رنج انانها به روایات اغراق‌آمیز جای خود را به ثبت و ضبط وقایع می‌سپارد.

در رسانه، سر و کار مخاطب با تصاویری از ”قهرمان”، ”مدافع”، ”مقاومت” و "حماسه" و "ایثار" است اما در پرونده قضایی اجزء تشکیل دهنده محتوا عبارتند از نام، امضا، دستور مافوق، مجری دستور، زنجیره فرماندهی و مسئولیت شخصی هر حلقه از این زنجیره در قبال اعمال خود است. کلا دادگاه فرد را از استتار در پشت یک اسطوره برساخته خارج و به یک دارای أراده و شناخت و بیش‌از همه، فرد مسئول تبدیل می‌کند.

چرا این برای تاریخ حیاتی است؟

تاریخ نه با شعار و ادعاهای پروپاگاندیست‌ها بلکه با پرونده، سند و جزئیات نوشته می‌شود. در این حالت، روایت سومی از سرنوشت انسانهای قربانی خشونت و انسانهای طراح و مجری جنگ پدید می‌آید. امروز بدون اسناد بجا مانده از دادگاه نورنبرگ، هر اثر تاریخنگارانه از جنگ جهانی دوم، براحتی با مهر ”روایت پیروزان” مردود تلقی می‌شد. یا بدون دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی گوگسلاوی ICTY، روایت فاجعه سربرنیتسا می‌توانست ”محل اختلاف” باشد.

تفاوت بزرگ دادگاه و حافظه

رسانه بخصوص در دوران تکنولوژی دیجیتال کوتاه‌مدت و مصرفی است و هر ماجرای رسانه‌ای شده با ماجراهای رسانه‌ای جدیدتر به فراموش‌ سپرده می‌شود. دادرسی قضایی اما دارای یک آرشیو اسناد و همیشه ارجاع پذیر است. در این آرشیو، حتی صرفنظر از احکام دادگاه، روایت محاکمه شوندگان هم ثبت می‌شود. مجموعه این اسناد می‌تواند برای تحقیقات دانشگاهی و نوشتن کتابهای تاریخی دستمایه و پایه کار واقع شود.

پیام ضمنی این حجم اسناد به نسل امروز و آینده

پیام آرشیو نامبرده در فوق برای نسل امروز و آیندگان بسیار روشن است: ”اگر جنایت کنی، شاید امروز تشویق شوی؛ اما فردا باید جزئیاتش را توضیح بدهی.” تأثیر این پیام برای جلوگیری از شیوع جنایت در میان انسانها، از هر مجازات بدنی قوی‌تر است، چون مشروعیت اخلاقی فراهم شده از قبل شعارهای میهن‌پرستانه و ناسیونالیستی جنایت را نابود می‌کند و ”فراموشی” را ناممکن می‌سازد.

tribunal baku 01

 

tribunal baku 02

The Supreme Court of the Republic of Azerbaijan

دیوان عالی جمهوری آذربایجان

tribunal baku 03
tribunal baku 04

تریبونال بین‌المللی تعقیب مسئولان نقض فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه در خاک یوگسلاوی سابق از ابتدای ۱۹۹۱ یا دیوان بین‌المللی کیفری یوگسلاوی سابق (ICTY)، از ارکان فرعی شورای امنیت سازمان ملل متحد است که برای تعقیب و مجازات عاملانی که در جریان جنگ‌های صورت گرفته در خاک یوگسلاوی سابق، شدیداً و در ابعاد وسیع ابتدایی‌ترین حقوق بشری افراد را نقض کردند، ایجاد گردید. اساسنامهٔ این دادگاه،در ۲۵ مه ۱۹۹۳ مورد تصویب قرار گرفت.

تریبونال بین‌المللی کیفری برای رواندا: International Criminal Tribunal for Rwanda به اختصار ICTR) دادگاه ویژه‌ای بود که برای رسیدگی به جنایت جنگی و نسل‌کشی که در جریان جنگ داخلی رواندا، تأسیس شده بود. مقر دادگاه در آروشا در جمهوری تانزانیا بود