حسن راشدی
در طول صد سال گذشته، یعنی از زمان روی کار آمدن رضاخان که دشمنی دیوانه واری با تورکان ایران داشت ، ضربه مهلکی بر زبان و فرهنگ ما وارد آمد.
اگر زمانی، محمود افشار که مخالف زبان و فرهنگ تورکی بود میگفت:
«... زبان تورکی یکی از عناصر مهم ملیّت بلکه مهمترین آنهاست، ... نگارنده با آموختن پنج دقیقه زبان تورکی هم در هر مدرسه یا دانشگاه آذربایجان مخالفم ...میخواهم آموزش فارسی را اجباری و مجانی و عمومی نمایند و وسائل این کار را فراهم آورند تا ظرف سه سال یا زودتر همه مردم بدون استثنا هر دو زبان را بدانند ، پس از آن کم کم و خود بخود کلمات فارسی به قدری در لهجه تورکی داخل خواهد شد که اقلا صدی شصت فارسی خواهد بود و این نسبت روز به روز زیادتر می شود تا به صدی هفتاد برسد و دو زبان یکی خواهد شد . ..اگر این سیاست فرهنگی را دولت بپذیرد و ملّت هم کمک کند، چه در آذربایجان و چه سایر شهرستانها، برای من تردیدی نیست که بی هیچ زحمت و دردسری برای هیچ کس و مخالفتی از هیچ کجا به مقصود خواهیم رسید بی آنکه آذربایجانیها احساس کرده باشند بعد از پنجاه سال به زبان فارسی ناحیه خودشان که باید آنرا لهجه " آذری تازه " خواند صحبت خواهند کرد... »؛
متاسفانه ، اکنون ما در آستانه رسیدن به این آرزوی غیر انسانی محمود افشار و همفکران وی هستیم و یا حتی میشود گفت به اوائل آن رسیده ایم!
اگر جملات استانداران، فرمانداران و دیگر مسئولین آذربایجان را به هنگام صحبت به زبان تورکی گوش کنید یقینا به آنچه که گفته شد خواهید رسید! چرا که در طول این صد سال با استفاده از امکانات مدارس ، دانشگاهها، رادیو - تلویزیون و مطبوعات چنان ما را از به کارگیری واژه های زبان تورکی خود محروم و با آن بیگانه کردند که امروزه اکثریت قریب به اتفاق مردم آذربایجان تاریخی ، یعنی استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان، اردبیل، و شهرهای همدان، ساوه و آستارا در بیان شماره تلفنهای خود اعداد را به فارسی میگویند و اگر کسی شماره تلفن خودرا در یکی از شهرهای یاد شده به تورکی بگوید ناخودآگاه دو تصور بر ذهن افراد عادی متبادر میشود :
1- طرف بیسواد است و قادر به تلفظ اعداد به فارسی نیست
2- شخص یاد شده، قومگرا است!
یعنی بیان اعداد به زبان مادری و تورکی در آذربایجان که یک روند طبیعی و عادی است تبدیل به مارک حقارت و یا اتهام شده است !
چرا که این دو تصور را آنچنان در اجتماع آذربایجان و حتی سرتاسر ایران رواج داده اند که تاثیر روانی بسیار عمیق منفی بر روی افراد گذاشته است و بر اثر بمباران ذهن مردم با کلمات فارسی از طریق رسانه های دیداری و شنیداری مختلف ، آنهم از کودکی تا بزرگسالی و جایگزین شدن واژه ها و جملات فارسی با کلمات و جملات زبان مادری، بسیاری از افراد، خواسته یا ناخواسته از به کار گیری کلمات اصیل مادری پرهیز می کنند !
البته نباید فراموش کرد که از بیست و پنج سال پیش به این سو ، با راه افتادن کانالهای ماهواره ای تلویزیونی کشورهایی همسایه و همزبان، بخصوص کانالهای تلویزیونی جمهوری آذربایجان و ترکیه و پُر رونق شدن استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی دیجیتالی ، هضم شدگی و فارسیزه شدن در میان جوانان آذربایجان ، تورکان قشقایی، خراسانی، اراکی ، ساوه ای ، کرمانی و ... کُند شده و جوانان تحصیل کرده ، آگاه از هویت، زبان ، فرهنگ و تاریخ واقعی خود شدهاند و آنها تحصیل از مقطع ابتدایی تا پایان دانشگاه به زبان مادری تورکی و پخش برنامه هایی فاخر به زبان اصیل و غیر مخلوط از رادیو و تلویزیون را حق مسلم و اولیه خود میدانند!
با اینهمه حال ، یکی از مسائلی که امروزه ذهن روشنفکران، محققین، ادیبان و فعالین مدنی آذربایجان را مشغول کرده ، سرنوشت زبان مادری و چگونگی حفظ و نگهداری و تحویل آن به نسل آینده است که از صد سال پیش و از زمان پهلوی اول تا به امروز از طرف ناسیونالیستهای افراطی فارس و باستانگراهای مرکز گرا که آنها را ایرانشهری می نامیم مورد هجمه و تخریب قرار گرفته و با آنکه آزادی تحصیل و تدریس زبانهای غیر فارسی از جمله تورکی در کنار فارسی در مدارس در اصل پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی قید شده است، اما با مخالفت این قشر افراطی که نفوذ بیشتری هم در بدنه نظام دارند ، این اصل به اجرا در نیامده و به جز ارامنه ایران هیچکدام از ملل و اقوام غیر فارس ایران ، بخصوص تورکانی که بنا به گفته وزیر خارجه اسبق جمهوری اسلامی دکتر علی اکبر صالحی 40 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند، از آن بهره ای نبرده اند!
همین تصمیمهای افراطی و داشتن نگاه امنیتی به خواسته های طبیعی غیر فارسها،باعث به وجود آمدن شکاف عمیق بین طرفداران زبان رسمی و حاکم فارسی با گویشوران زبانهای غیر فارسی بخصوص تورکی شده است و این فاصله و شکاف را در رسانه های دیجیتالی به راحتی میتوان مشاهده کرد!
اکنون زمان آن رسیده است که ملت آذربایجان ، فکر اساسی برای بقاء و حفظ زبان مادری تورکی و انتقال آن به فرزندان و نسل آینده خود بکنند که میراث معنوی اجدادمان است و مردانگی ، رشادت ، تسلیم ناپذیری پدران و زمزمه محبتهای جوشان مادرانمان در تک تک کلمات و واژههای آن نهفته است!
با توجه به اینکه اصل پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی تحصیل به زبان غیر فارسی ( زبانهای محلی) در کنار زبان فارسی را در مدارس آزاد اعلام می کند، اما چهل و پنج سال است این ماده بدون اجرا مانده است و با شرایط کنونی و اداره کشور به صورت متمرکز ، چشم انداز اجرای این ماده هم بعید به نظر می رسد، لذا مناسب ترین راه برای حفظ این ثروت معنوی ، اداره کشور به صورت غیر متمرکز و فدرال است که مسئولین هر منطقه خودگردان ، از آن جمله مسئولین محدوده آذربایجان بدون تحمیل هزینه به دولت مرکزی، بتوانند امکان تحصیل به زبان مادری تورکی را در مدارس اجرایی کنند و این معضل و ظلم زبانی و فرهنگی صد ساله تحمیلی خاندان پهلوی بر غیر فارس زبانان که منجر به مرکز گریزی و نفرت شده است رخت از این کشور بربندد.
اداره کشور به صورت غیر متمرکز و فدرال ، علاوه بر اینکه رسیدگی به مشکلات مردم و کشور را آسان و توسعه آن را متوازن می کند ، عدالت و حقوق انسانی همه اقشار جامعه با زبانها و فرهنگهای متنوع و اتحاد، اتفاق ، برادری ، برابری ، عدالت و احترام متقابل را هم به همراه خود دارد.
اداره کشور به شکل غیر متمرکز و فدرال سنتی هم سابقه تاریخی در ایران دارد و از گذشته در کشور معمول بوده ، چنانچه در زمان قاجار و پس از برقراری حکومت مشروطه در سال 1285، به موجب «قانون تشکیل ایالات و ولایات»، کشور به چهار ایالت و دوازده ولایت تقسیم شد که این ایالات عبارت بودند از:
1- آذربايجان 2- فارس و بنادر 3- خراسان و سيستان 4- کرمان و بلوچستان.
در ابن تقسیم بندی آذربایجان به عنوان یکی از ایالت مهم ، مناطق وسیعی از شمالغرب و قسمتی از مرکز کشور را شامل می شد.
سید محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق ایران هم در زمان ریاستش، در دیدار با اعضای شورای شهر تهران گفته بود: «... مطلوبترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است»
در زمان انتخابات ریاست جمهوری در سال 1400 نیز ، کاندیداها، از آن جمله محسن رضایی نیز وعده اداره کشور به صورت فدرال را داده بود.
ما معتقدیم با اجرا شدن روش حکومتی غیر متمرکز، بسیاری از معضلات کنونی اقتصاد ، اجتماع و فرهنگ جامعه از جمله مسئله مهم و بغرنج زبان حل خواهد شد و اقشار مختلف کشور در کنار هم و بدور از هرگونه احساس ارباب و رعیتی و حاکم و محکوم، برادرانه زندگی آرامی خواهند داشت.
اما روشنفکران و دغدغه مندان زبان مادری برای حفظ و حراست از این زبان ، در صورت افتادن اتفاق غیر منتظره در کشور ( هر چند اندک)، که سلطنت طلبان و تمامیت خواهان در آرزوی آن هستند و برای آن روز شماری می کنند چه برنامه و پلانی دارند دارای اهیمت ویژه و بسیار حساس است که نباید آنرا دست کم گرفت و منتظر روز حادثه شد!
همه میدانیم که این گروه از اپوزیسیون، همه ساله قتل عام 21 آذر 1325 آذربایجان توسط ارتش مهاجم و وحشی پهلوی را «روز نجات آذربایجان» نامیده ، این روز و روز 26 آذر را که همه کتابهای درسی دانش آموزان به زبان مادری تورکی را مثل دوران بربریت، به آتش کشیدند جشن میگیرند و از حالا شمشیر قتل عام دوباره در آذربایجان را از رو بسته اند!
