Tribun Logo

Tirextur2

مجوز دولتی توهین بدون مجازات به ملت آذربایجان در صد سال اخیر در ایران
اگر شاه اسماعیل صفوی، نادرشاه افشار و آقامحمدخان قاجار، تاج و تخت خود و سلسله‌های پادشاهی خودشان را مدیون لیاقت نظامی خود بودند، قزاقی بیسواد به نام رضا میرپنج در سال 1921 با کمک انگلستان به رضاخان تبدیل شد تا در سال 1925 به «رضاشاه» تبدیل شود. از این زمان، دوره صدساله آزادی تضمین‌شده توهین بدون مجازات به ملت آذربایجان در صد سال اخیر در ایران شروع شده است. لازم به دقت است که توهین به هویت ملت‌های همسایه و اقلیت‌های اتنیکی مخصوص ایران نیست. آنچه ایران صد سال اخیر را از بقیه دنیا متمایز می‌کند، دو نکته زیر است:

1. این کار از سوی نازل‌ترین اقشار اجتماعی محروم از تحصیلات کافی و محروم از امتیازات اجتماعی، در زندان‌ها، سربازخانه‌ها، محلات فقیرنشین و تولیدات فرهنگی سطح پایین به دور از کنترل دولتی انجام می‌شود.

2. این قبیل توهین‌ها دوطرفه و چندطرفه هستند و هیچ‌یک از طرفین تحت حمایت دولتی نیستند.

3. در کشورهای برخوردار از حداقل سلامت سیستم قضایی، این قبیل توهین‌ها به عنوان جرم علیه جامعه تعریف شده‌اند و این رفتارها می‌توانند به عنوان دعاوی شخصی و گروهی در دادگاه‌ها مورد قضاوت قرار بگیرند.

به ایران نگاه کنیم:

۱. در ایران، توهین به ملت آذربایجان در عالی‌ترین سطوح مملکتی، در رادیوتلویزیون دولتی و سراسری، در تولیدات سینمایی، کنسرت‌های بزرگ موسیقی، مراسم رسمی ارگان‌های دولتی با شرکت هزاران نفر انجام می‌شود. در ایران، محبوب‌ترین خواننده در کنسرت چند هزارنفری خود به ملت آذربایجان توهین می‌کند و ماهی‌صفت حزب‌اللهی همین کار را در مراسم چند هزارنفری نیروی انتظامی انجام می‌دهد. برنامه‌های مخصوص توهین به ملت آذربایجان در رادیوتلویزیون سراسری و دولتی ایران موجود بوده است و جالب است که ماجرای معروف کاریکاتور توهین‌آمیز و متن نژادپرستانه کاریکاتور روزنامه ارگان رسمی دولت ایران به نام «روزنامه ایران» (به صاحب‌امتیازی خبرگزاری جمهوری اسلامی) در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ منتشر شد. توجه کنید که در کشورهای برخوردار از حداکثر آزادی بیان، «توهین به گروه‌های اتنیکی و مذهبی» تنها ممنوعیت قانونی موجود بر سر راه اظهار نظر است.

۲. در این توهین به گروه‌های مردمی، کثیف‌ترین و شدیدترین نوع آن متوجه ملت آذربایجان است و در أنواع تاریخی آن متوجه هموطنان عرب و در اشکال دیگر و در درجات بمراتب کمرنگ‌تر متوجه هموطنان گیلک و لر. اما هرگز و هرگز متوجه ملت حاکم نبوده و نمی‌تواند باشد. در هیچ فضایی ممکن نبوده است. طی صد سال جوک‌سازی علیه ترک، عرب، لر و گیلک در ایران، یک مورد از تمسخر ملت حاکم برخوردار از قدرت رسانه‌ای و امنیتی سابقه نداشته است.

۳. هرگز در هیچ دادگاهی در این یک پرونده برای رسیدگی به توهین ملی به ملت آذربایجان تشکیل نشده است. یک استثنای بزرگ، مربوط به ۱۶ سال اخیر و دوران حضور تیم تراکتور آذربایجان در لیگ برتر فوتبال ایران است. ماجرا از این قرار است که در تبعیت از قوانین فدراسیون جهانی فوتبال، نهادی برای رسیدگی امور فوتبالی به نام «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» در ایران وجود دارد. این نهاد، تنها امکان داوری در مورد توهین دائمی هواداران تیم دولتی پرسپولیس به ملت آذربایجان در استادیوم آزادی است. اما از میان موارد عدیده کثیف‌ترین توهین‌های نژادپرستانه به ملت آذربایجان، یک مورد هم به مجازات هواداران تیم دولتی پایتخت نینجامیده است. همه این توهین‌ها نه تنها برای «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال»، بلکه در هزاران کانال هواداران تیم پرسپولیس در شبکه‌های اجتماعی در دسترس عموم است. توهین‌های مذکور بعد از آنکه طی دو سه ساعت در استادیوم آزادی تهران انجام شده و در سایه نگاه حامیانه مسئولان تلویزیون دولتی ایران در کل کشور پخش شده‌اند، ده‌ها میلیون بار مورد بازدید عموم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند و کسی اقدامی به حذف این محتواهای نژادپرستانه از کانال‌های مذکور نکرده است.

برای رفع اتهام دولتی بودن کارزار صدساله توهین به ملت آذربایجان یا حداقل طرح چنین فرضیه‌ای، کافی بود که «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» بر اساس قوانین فیفا به وظیفه خود عمل کند و از همان ظهور اولین نشانه‌های نژادپرستی در استادیوم‌های ایران، هر نوع رفتار زشت و غیرانسانی از هر سوی بر علیه طرفی را مجازات می‌کرد. اما آیا ممکن است در یک سیستم آپارتاید ترک‌ستیزانه که صد سال طی دو نظام آریایی شیعی دوام و قوام یافته است، یک جزیره عدالت به نام «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» یا هر ارگان دیگر یافت؟ مسلما، نه! در کشوری که طی یک قرن، نژادپرستی ترک‌ستیز و عرب‌ستیز از حمایت بی‌دریغ بودجه مرکزی، رسانه‌های دولتی و دستگاه امنیتی حاکم برخوردار بوده است، قوانین فیفا و «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» هم قادر به معجزه نیست. نامه‌نگاری‌های مستقیم هواداران تیم تراکتور و روشنفکران آذربایجانی با فدراسیون جهانی فوتبال هم، متاسفانه کارساز نبوده است. نقض انحصار دولتی و نقش «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» به مثابه بازوی اجرایی این انحصار تولید محصولات تنباکویی و الکلی در بسیاری از کشورهای دنیا ممنوع نیست اما در انحصار دولتی است. هرگونه تولید این محصولات در موسساتی با مالکیت دولتی یا از سوی بازیگران بخش خصوصی با پروانه دولتی انجام می‌شود. در ایران آریامهری، تولید و توزیع تریاک هم تابع این انحصار بود.

در ایران آریایی اسلامی صد سال اخیر نیز، نژادپرستی درست مثل تولید سیگار یا استخراج نفت در انحصار دولتی است. طی چند دهه قبل و بعد از انقلاب در دو نظام، در رادیوی دولتی و سراسری کشور برنامه «صبح جمعه با شما» با چاشنی تضمینی توهین بدون مجازات به ملت آذربایجان تولید می‌شد اما طی صد سال در یک روزنامه درجه سه هم، کسی جرات اهانت به ساحت ملت حاکم را نداشته است. برای اینکه در یک کشور بزرگ با جمعیتی زیاد طی صد سال این استاندارد عجیب مجوزدهنده به بساط نژادپرستی حاکم بی هیچ استثنا و خدشه‌ای بر سر پا بماند، اعمال موثر یک انحصار دولتی لازم بوده است.

اینک بعد از بازگشت پیروزمندانه تیم تراکتور به لیگ برتر فوتبال ایران، وقتی که امکان تجمع ده‌ها هزار طرفدار تیم تراکتور بر سکوهای استادیوم‌های کشور فراهم می‌شود، فرصتی برای اخلال در انحصار دولتی توهین شخصی و گروهی در جهتی برخلاف رسم صدساله و برخلاف منویات دولت‌های مرکزی شاهنشاهی و اسلامی فراهم می‌شود. این میدان از سوی هیچ ارگان مرکزی کنترل نمی‌شود و درنتیجه استفاده‌ای که از آن می‌شود، همیشه تابع نرم‌های اخلاقی نیست.

کلا تجمع هواداران تیم تراکتور آذربایجان فرصتی برای بیان چیزهایی است که جایی برای طرح آن‌ها در مقیاس سراسری و رسمی نیست. تقاضای مدارس به زبان مادری، مرکزی‌ترین این خواست و مداوم‌ترین این شعارها طی شانزده سال حضور مجدد تیم تراکتور در لیگ برتر بوده است. از این فرصت گاه برای نقض انحصار دولتی توهین و اعتراض به نژادستیزی مجوزدار و بدون مجازات صدساله هم استفاده می‌شود.

دادن نسبت عربی به خلیج جنوب ایران با توجه به حساسیت ایرانشهریان آریایی ـ اسلامی، یکی از این عملیات پدافندی در پاسخ به شعارهای نژادپرستانه هوادران تیم دولتی پایتخت است. در این تجمعات فاقد مکانیسم کنترل مرکزی، گاهی هم گوشه‌هایی کوچک یا بزرگ از استادیوم، به شعارهای زشت و غیرقابل دفاع مثل توهین زننده به این و آن ورزشکار پرسپولیسی یا توهین‌های جمعی به دیگر نقاط حساس مورد دفاع رژیم حاکم می‌رسد. در یک سیستم نورمال، «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» باید به همه این موارد، به یکسان رسیدگی می‌کرد و همه خاطیان را صرفنظر از رنگ و نام تیم، مجبور به تحمل مجازات متناسب با خطا می‌کرد. اما از آنجایی که نژادپرستی در ایران تابع انحصار دولتی است، همانطور که تولید دولتی سیگار مجاز و تولید غیردولتی آن موجب مجازات است، اهانت نژادپرستانه به آذربایجان مجاز و هرگونه تلاش برای موش‌دوواندن  وسط معرکه دولتی نژادپرستی در استادیوم‌های ایران، ممنوع است و متأسفانه «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» که می‌توانست یک مکانیسم سالم‌ساز در این معرکه باشد، بخشی از ساز و کار رسمی برای حفاظت از انحصار دولتی اعمال نژادپرستی بدون مجازات بر علیه ملت آذربایجان است.

حکم اخیر «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» اگر برای دفاع از حریم حرمت کریم باقری و افشین پیروانی بود، امری نیک و مبارک می‌بود. یک نهاد داوری برای صیانت از موازین اخلاقی در کشورهای پیشرفته هم ضروری است و چنین نهادی برای یک جامعه از نوع ایرانی‌اش، با أنواع معضلات فرهنگی و تربیتی؛ بمراتب ضروری‌تر است. توهین بدون مجازات به یک فرد، یک گروه یا یک ملت، در عمل یعنی مجوز صادر کردن، تشویق کردن و حتی اشاعه دادن به زشت‌ترین رفتارهای انسان دوپا. اما آنچه «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» انجام داد، اصرار بر اجرای نقش خود به عنوان یکی از نهادهای نگهبان بر امر انحصار دولتی اعمال نژادپرستی بدون مجازات بر علیه ملت آذربایجان بود. معنی این حکم یعنی «اشک» گفتن ده‌ها هزار پرسپولیسی به ملت آذربایجان بلامانع است و تنها توهین به کریم باقری و افشین پیروانی قابل مجازات است. نتیجه این حکم دادن چراغ سبز به اوباش پایتخت است که در هر فرصتی در ورزشگاه و شبکه‌های اجتماعی به نژادپرستی بدون مجازات خود با خیال راحت ادامه دهند. آنان می‌توانند مطمئن باشند که هرگونه تلاش در تبریز یا هر جای دیگر برای برهم زدن نظم برپادارنده انحصار دولتی نژادپرستی با اقدامات قاطع «کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال» تنبیه خواهد شد.