تاریخ

حادثه 20 ژانویه سال 1990: راهی که ملت آذربایجان را به سوی استقلال سوق داد

 Qara Yanvar1

دکتر سبحان طالیبلی

 دانشيار، محقق دانشکده شرقشناسی آکادمی علوم ملی  آذربايجان

مردم جمهوری آذربایجان که به دلیل داشتن سنت های کهن در زمینه دولتمداری، دارا بودن به منابع زیرزمینی و غیره، همچنین با ارزش های ملی و معنوی و شخصیت های اجتماعی - سیاسی و فرهنگی که در جهان مشهورمی باشد، از زمان های قدیم تا امروزهمواره برای آزادی و استقلال خود جنگیده است. با این حال، در اوایل قرن بیستم، ارمنی ها با حمایت قدرتهای منطقه ای و بین المللی و با تبعیض نژادی و مذهبی بر علیه مردم آذربایجان، بخش بزرگی از سرزمین آذربایجان را اشغال و آذربایجانیها را از سرزمین های تاریخی خود رانده و آواره کردند.[1] ارمنی ها در آذربایجان دست به پاکسازی قومی و نسل کشی آذربایجانیها زدند. یکی از چنین فجایع خونین فاجعه "20 ژانویه" در تاریخ آذربایجان است. این فاجعه در تاریخ آذربایجان "ژانویه خونین" و "ژانویه سیاه" نامیده می شود.[2]

عواملی موجب ایجاد انگیزه برای تقویت جنبش آزادیبخش ملی در سال 1988 شده بود که عبارتند از اقدامات میخاییل گورباچف رهبر پیشین اتحاد جماهیر شوروی در سال 1985 و تلاش وی برای جدا کردن ولایت خودمختار قره باغ از ترکیب آذربایجان شوروی و الحاق آن به ارمنستان شوروی (1920-1990)، همچنین تلاش به تهمت بر حیدر علی اف رهبر ملی مردم آذربایجان برای خدشه دار کردن نفوذ ایشان و کلاً با سیاست تبعیض علیه مردم آذربایجان، با ایجاد شرایط برای راندن آذربایجانی ها از سرزمین های تاریخی خود در ایروان، تلاش برای سرکوب جنبش ملی و آزادی خواهانه مردم آذربایجان، ارتکاب وقایع سومقاییت و وقایع قره باغ کوهستانی. بدینصورت، ملت آذربایجان استقلال و آزادی خود را در جدایی از اتحادیه جماهیر شوروی و تشکیل دولت ملی مستقل می دانستند.Qara Yanvar2

در اواسط ژانویه 1990، بیش از 66000 سرباز و افسر وزارتخانه های دفاع و امور داخلی اتحادیه جماهیر شوروی و همچنین دیگر نیروهای ویژه به باکو انتقال داده شده و در فرودگاه های قالا و ناسوسنوی باکو (شهرک زین العابدین تقی اف فعلی)، استادیوم جمهوری و پادگان سالیان مستقر شدند.[3] افسران و سربازان ارمنی از استاوروپول، روستوف و کراسنودار بسیج شدند، همچنین کادرهای ارمنی که در مدارس نظامی مشغول به تحصیل بودند در حالت آماده باش به جمهوری آذربایجان فرستاده شده بودند.[4]

در پانزدهم ژانویه سال 1990، میخائیل گورباچف ​​دبیر کل اتحاد جماهیر شوروی با صدور فرمانی مبنی بر اعلام وضعیت اضطراری در قره باغ و برخی مناطق دیگر امضا کرده، در بند 7 این فرمان از هیئت رئیسه آذربایجان شوروی خواسته است كه تمام اقدامات لازم از جمله حکومت نظامی در باكو، گنجه و سایر شهرها را انجام دهد.[5]

 

برخلاف دستورالعمل فوق، گورباچف با تصمیم غیرقانونی خود و با صدور این فرمان در تاریخ 15 ژانویه 1990 که هیچ ارزش قانونی هم نداشت، مفاد 119 قانون اساسی اتحادیه و 71 قانون اساسی جمهوری آذربایجان را به شدت نقض کرده است.

 

در تاریخ 19 ژانویه، گروه "آلفا"ی کمیته امنیت دولتی و رهبریت کمیته امنیت دولتی طی عملیاتی، منبع تغذیه تلویزیون جمهوری آذربایجان را منفجر نمودند تا مردم از ورود ارتش شوروی به شهر و اعلام وضعیت اضطراری مطلع نشوند. همان شب در بیست و شش نقطه مختلف باکو تظاهرات و اعتراضاتی تشکیل شده بود. راه ورود و خروج  34 گردان از 60 گردان ارتش از جمله پادگان سالیان بسته شده بود. 

علیرغم اینکه وضعیت اضطراری از 19 ژانویه تا 20 ژانویه در نظر گرفته شده بود، اما ارتش از ساعت 21 در تاریخ 19 ژانویه، ابتدا از سمت قلعه ترکان به طرف شهر حرکت کرد.[6] این عملیات را شخصاً دمیتری یازوف وزیر امنیت اتحادیه جماهیر شوروی، وادیم باکاتین وزیر کشور، فیلیپ بابکوف معاون رییس کمیته امنیت دولتی (د.ت.ک) اتحاد جماهیر شوروی رهبری می کردند.Qara Yanvar3

اردوی پادگان باکو، واحدهای نظامی که به شهر آورده شده بودند و نیز چتربازان از کشتی های جنگی به این شهر حمله کردند. نیروی نظامی دارای تجهیزات سنگین به راحتی سنگرها را از میان برداشتند. در خیابان های شهر تیراندازی شد وهمه جا با خون مردم بی گناه، پیرمردان، زنان و کودکان زخمی خونین گردید. ارتش به سمت مردم عادی، خانه ها و آمبولانس ها شلیک كرده، زخمی ها را كشته و اجساد را آتش می زد. برخی از ساکنان شهر زیر تجهیزات نظامی سنگین شوروی له می شدند.

تا اعلام برقراری شرایط اضطراری به مردم، ارتش شوروی مرتکب جنایتی فجیع علیه شهروندان خود شد. در حالی که براساس بند اول قانون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966، باید از زمان امضای دستور، مدت اعمال وضعیت اضطراری به اهالی باکو اعلام و اطلاعی داده می شد. در عملیات نظامی که از شب 19 ژانویه 1990 آغاز شد، تانک ها و وسایل نقلیه زرهی با اهداف مختلف وارد عمل شد  و کشتی های متعلق به نیروی دریایی خزر در سواحل این شهر فرود آمدند.

طی یورش غیرقانونی سربازان شوروی و فاجعه خونین ژانویه، 147 نفر کشته، 744 زخمی و 841 نفر نیز به صورت غیر قانونی دستگیر شدند که 112 نفر از آنها به شهرهای مختلف اتحاد جماهیر شوروی انتقال یافته و در زندان بازداشت شدند.

ارتش، 200 خانه مسکونی، 80 اتومبیل از جمله آمبولانس را منهدم کرد و به دلیل آتش سوزی، تعداد زیادی از اموال دولتی و خصوصی را تخریب کرد. به ساختمانها و املاک دولتی، عمومی و خصوصی به ارزش 5،637،286 روبل با قیمت های فعلی خسارت وارد شد.

حادثه 25 ژانویه 1990 نفتچالا  

چند روز بعد، نیروهای مستقر در باکو برای بازداشت مردم غیرنظامی به سمت جنوب - به طرف نفت چالا، جلیل آباد و لنکران اعزام شدند. در تاریخ 25 و 26 ژانویه، نیروهای شوروی با بهانه های مختلف با افراد محلی در آن مناطق درگیر شده و افراد بیگناه را دستگیر و تیراندازی کردند. این حادثه از 25 ژانویه در ساعت 18:32 آغاز شد.

Qara Yanvar4

پیش از وقایع، فعالان جنبش آزادیبخش ملی در نفتچالا در حال مذاکره برای جلوگیری از هرگونه قتل عام و درگیری بودند. با این حال، ارتش اتحاد جماهیر شوروی، که در حال انجام برنامه تحریک آمیز در نفتچالا بود، رهبران اعتراضات را با بهانه مذاکرات در ساختمان کمیته دفاع قره باغ جمع کرد و شروع به تهدید و خواستار تسلیم و خلغ اسلحه شدند. با جمع شدن همین افراد در داخل ساختمان، صدای انفجارها در بیرون شروع به شنیدن شد. به طرف کسانی که از ساختمان گریختند نیز تیراندازی شد. فعالان به اسارت گرفته شده به شهرک بانکه انتقال یافتند. آنها بصورت فجیع شکنجه می شدند. در شهرک خیللی، با تانک به در خانه های ساکنان مظنون رفته و کاه و یونجه انبار شده در حیاط ها آنها را آتش می زدند. ابراهیم نورلو در کتاب خود به نام "قتل عام ژانویه در نفتچالا"[7] می نویسد که در آخرین روزها، تانک ها در خیابان های شهر پرسه می زدند و سربازان شوروی اوضاع را کنترل می کردند. یک گزارش ریاکارانه که به امضای او.شلوخین فرمانده نظامی نفتچالا رسیده است، اظهار داشت: هنگامی که نیروهای ویژه وارد نفتچالا شدند، اعضای شورای دفاع منطقه از سلاح استفاده کردند و نیروهای ویژه نیز به آنها آتش گشودند. در همین درگیری ستوان آکسیونف کشته و یک سرباز نیز مجروح گردید.[8]

در همین زمان، یک نفر از شهروندان کشته و سه نفر جراحات سنگین برداشته و به بیمارستان منتقل شدند. آنها مردم را چنان تفتیش و بازرسی می کردند گویی همه آنها دارای مسلسل، تپانچه و نارنجک هستند.

در تاریخ 20 ژانویه، علی اکبر طالبوف فرزند حاجی محمدعلی،[9] یکی از  شرکت کنندگان فعال در نبرد برای استقلال آذربایجان و یکپارچگی سرزمین هایمان، سالهای فعالیت خود در نهضت آزادیبخش ملی را چنین یادآوری می کند: "فعالیتم در جنبش آزادیبخش ملی از نوامبر 1988 آغاز شد و تا سال 1993 ادامه یافت[10]. ما در اعتراضات حوادث 20 ژانویه در نفتچالا به هیچ وجه سلاح نداشتیم. تنها به حوادث 20 ژانویه در باکو اعتراض کرده بودیم. در آن شب، اطلاعاتی دریافت کردیم که گویا فرمانده یگان نظامی می خواهد با ما ملاقات کند. ما نیز موافقت خویش را اعلام کردیم. چنین می اندیشیدیم که ای کاش با ما ملاقات کنند و به اهالی هیچ آسیبی نرسانند. یک روز قبل نیز هلی کوپترها در آسمان نفتچالا به پرواز در آمده، گلوله های نورافکن شلیک می شد و خودشان اغتشاش به وجود می آوردند. آنها خود شلیک می کردند و سپس بدروغ اعلام می کردند که اهالی دست به اعتراض و شلیک زده است.

 Qara Yanvar5

ما اطلاع داشتیم که نیروهای ویژه آلفای نیروهای مسلح اتحاد جماهیر شوروی برای انجام رزمایش به نفتچالا می آیند.[11] ما می دانستیم که شبیه حوادث خونین رخ داده در جمهوری، در نفتچالا نیز اتفاق خواهد افتاد. نفتچالا کاملا در محاصره نظامی بود. ولی به موقع پی به این مسئله بردیم و اجازه ندادیم قتل عام دیگری اتفاق بیافتد. با این حال، علیرغم خواست مردم، ارتش شوروی ما را شکست داد.[12] در طی همین حوادث دو نفر در نفتچالا کشته شدند. در جریان وقایع خونین در باکو، همچنین در محاصره سازماندهی شده توسط قایق های ماهیگیری برای جلوگیری از قتل عام نیروهای شوروی شرکت کردم. ما در خلیج باکو در برابر نیروهای شوروی مقاومت کردیم. سپر کرده، سعی کردیم از ورود آنها به شهر جلوگیری کنیم. ما از روسها نافرمانی کردیم و پرچم خود را بر روی کشتی خود به اهتزاز در آوردیم ... من بارها از سوی مرزبانان تحت تعقیب قرار گرفتم. در آن زمان توسط دو افسر ک.گ.ب اتحاد جماهیر شوروی تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار گرفتم ... با این حال، اعتقاد خود را تغییر ندادم و در راه حقیقت، در راه مردم نامردی نکردم و نخواهم کرد... برای مدتی فکر کردند که من بعد از وقایع خونین در نفتچالا مرده ام. زیرا در ابتدا آنها می خواستند که ما را در یگان نظامی شهرک بانکی به صف کرده و تیرباران کنند، اما در آخرین لحظه منصرف شده و با هلیکوپتر به باکو منتقل کردند. گرچه آنها تصمیم گرفتند هنگام عبور از دریای خزر ما را به دریا پرتاب کنند، اما بعدا این ایده را نیز رها کردند. در آن زمان ما و دیگر فعالان را مانند یک تپه روی هم در هلیکوپتر تلنبار کرده بودند. آنها ما را به دریا پرتاب نکردند بلکه ما را به فرودگاه بینه آوردند. دوباره همه را به صف کشیده و قصد تیرباران کردنمان را داشتند که در آن لحظه معاون گروه تحقیقاتی آذربایجان (عارف مالیکف، فیکرت امیرف، عادله نامازووا و ...) به محل آمده و ما را از ارتش اتحاد جماهیر شوروی تحویل گرفته و به زندان تقی اف واقع در شووه لان بردند. سپس به دلیل شرایط جسمانی وخیم، ما را به بیمارستان شماره 26 شهر مردکان منتقل کردند. در بیمارستان، اهالی روستا برای همه ما توجه ویژه ای داشته و از ما مراقبت می کردند. آنها دارو و لباس فراهم کردند ... در آن شب، ملت واقعاً وحدت نشان دادند. از پزشکان، پرستاران و ساکنان بیمارستان شماره 26 شهر مردکان تشکر می کنم. آنها به ما خیلی کمک کردند. پس از بهبودی، ما دوباره به صفوف مبارزه پیوستیم."

Qara Yanvar7

در 25 ژانویه 1990 در حادثه نفتچالا 2 نفر کشته، 10 نفر زخمی و جمعا 30 نفر متضرر شدند. در جریان وقایع ژانویه 1990  به گروهی از زخمی های حمله تهاجمی نیروهای مسلح سابق اتحاد جماهیر شوروی در باكو و مناطق مختلف كشور، به خاطر قهرمانی و شجاعت عنوان افتخاری "مبارز آزادی" جمهوری آذربایجان اعطا شد.[13]

در منطقه نفتچالا به 12 نفر از جمله پدر من علی اکبر طالبوف،[14] این عنوان اعطاء گردید.[15] همچنین به آقایان نورالدین آقاحسین اف فرزند آسلان (پس از مرگ)، ابوالفضل جعفراف فرزند بویوک آقا (پس از مرگ)، شمس الدین اوروج اف فرزند ابوالحسن (پس از مرگ)، رامیز حسین اف فرزند جعفر، نوروز داداش اف فرزند الله وردی، علی اکبر طالبوف فرزند محمدعلی، بختیار آقایف فرزند آقا حسین، محمد فرضی اف فرزند تزه خان ، فرمن حسینوف فرزند کامران، اوختای اوروجوف فرزند ابوالحسن، علی حیدر محمداف فرزند خان احد، عبدالله آقایف فرزند خانعلی، اماموردی زینالف فرزند آغامحمد نشان افتخار اعطاء گردید.[16]

حادثه لنکران 25 ژانویه 1990Qara Yanvar6

در روزهای خونین ژانویه ، 11 نفر از کسانی که در مبارزه برای آزادی مردم آذربایجان به اوج شهادت رسیدند، اهل لنکران بودند.[17] از 19 تا 20 ژانویه پنج نفر از جمله، تئلمان باقراف، میرسلام ابوالفتح اف، آصف اسداله اف، افلاطون کاظم اف و آزاد میرزایف به دست ارتشیان مسلح جماهیر شوروی در خیابانهای باکو کشته شدند. در تاریخ 26 ژانویه، شش نفر – تاری ال عبداله اف، سلمان بخشی اف، روشن بدلف، واقیف محمداف، رحیم محمداف و شاهین محمداف - به طرز وحشیانه ای توسط چتربازان روس در جنگل هفتونی لنکران کشته، 11 نفر زخمی و 46 نفر دستگیر شدند.[18]

در آن زمان، تظاهرات اعتراض آمیز علیه امپریالیسم نه تنها در پایتخت بلکه در سرتاسر کشور برگزار شد. اوضاع منطقه جنوبی آذربایجان نیز پرتنش بود. انسانهای آزادی خواه و استقلال طلب به پا خواسته بودند. پاسگاه های مرزی در جلیل آباد و آستارا تخریب شدند. سازمان های دولتی در نفتچالا و لنکران کنترل خود را از دست داده و فلج شدند. تجهیزات نظامی و سربازان اتحاد جماهیر شوروی در آماده باش برای شلیک و ریختن خون مردم بی گناه بودند. گروههای مجازات ارتش که "با موفقیت" این جنایات را در باکو مرتکب بودند، ابتدا به سمت نفتچالا رفتند و مبارزان آزادی را به خون خود غلطان کردند. بعد از آن نوبت لنکران فرا رسیده بود.[19] بر اساس اظهارات شاهدان عینی، ارتش روسیه که در لنکران مستقر شده بود، خواستار تسلیم بی قید و شرط مبارزان مسلح بودند و مردم غیرنظامی را نیز تهدید می کردند. مبارزان با مشاهده اوضاع فوق العاده در شهر، برای کاهش تنش و جلوگیری از قتل عام جمعیت، به جنگلهای کوهستان عقب نشینی کردند. اما چتربازان ارتش "نجات"، که می خواستند چشم مردم را بترسانند، بلافاصله جنگل را محاصره کرده و به طرف مردم شلیک کردند.

لازم به ذکر است که 20 ژانویه در جمهوری آذربایجان به عنوان روز عزای عمومی و تعطیل رسمی می باشد. در همان روز، مردم آذربایجان از همه شهرها و مناطق به باکو می آیند تا به زیارت شهدای جان باخته برای آزادی و استقلال کشور خود بپردازند. در جمهوری آذربایجان، پس از وقایع خونین ژانویه 1990، میخک ها به عنوان گل عزاداری و ماتم شناخته می شوند. در رابطه با فاجعه 20 ژانویه، با پیشنهاد حیدر علی اف رهبر ملی مردم آذربایجان، در 29 مارس 1994، پارلمان آذربایجان قطعنامه ای درباره "حوادث فجیع 20 ژانویه 1990 در باکو" به تصویب رساند، با دستور مورخ 5 اوت 1998ایشان، در گلزار شهدای باکو (قبرستان شهدا- قبرستانی که در آن شهدای ژانویه سیاه و جنگ قره باغ به خاک سپرده شده اند) مجتمع یادبود مشعل ابدی احداث گردید.

Qara Yanvar8

قبرستان شهدا در زمانهای مختلف با عناوین قبرستان چمبره کند، پارک کوهستانی و پارک کیروف نامیده می شد. با دستور به برپایی مجموعه یادبود "مشعل ابدی"، به فاجعه 20 ژانویه ارزش سیاسی و حقوقی داده شد.[20] در سال 2010 "مجتمع یادبود 20 ژانویه" در منطقه یاسامال باکو افتتاح شد. نام و نام خانوادگی 147 نفر که در این فاجعه کشته شده اند، با حروف طلائی روی این مجموعه حک شده است. این بنای یادبود واقع در قبرستان شهدا، از یک مقبره با گنبد شیشه ای طلایی بر روی یک ستاره 8 گوشه می باشد. شبکه های ظریفی که زینت بخش دیواره های مقبره است، به بنای یادبود ظرافت و شفافیت خاصی بخشیده است.

 

در سال 2007 هنگام بازسازی قبرستان شهدا به دستور رئیس جمهور الهام علی اف ستون های بنای یادبود "مشعل ابدی" برافراشته شده، منافذ ستاره هشت ضلعی و آینه هشت ضلعی این بنا با طلا ساخته شد. نه تنها در باکو، نفتچالا و لنکران، بلکه در همه شهرها و مناطق آذربایجان قبرستانی به نام قبرستان شهدا وجود دارد که به یاد و خاطره شهدای 20 ژانویه، خوجالی و جنگ قره باغ اختصاص داده شده است.Qara Yanvar9

خداوند شهدایمان را بیامرزد. آمین!

 

[1] Cəbrayılov İ.H., Talıblı S.Ə. Azərbaycanlıların soyqırımı. Bakı Qızlar  Universiteti, 2020, s. 80-127.

[2] https://www.youtube.com/watch?v=nU86yqEvXH8

[3]  Balayev A. 20 yanvar hadisələri. Sənədlər, mövqelər, şərhlər: 1990-2000. Bakı: Çaşıoğlu, 2002.

[4] Талыблы С.А. ТРАГЕДИЯ «20 ЯНВАРЯ» 1990-го ГОДА: ПУТЬ К НЕЗАВИСИМОСТИ АЗЕРБАЙДЖАНСКОГО НАРОДА

https://ea-news.kz/%D1%82%D1%80%D0%B0%D0%B3%D0%B5%D0%B4%D0%B8%D1%8F-20-%D1%8F%D0%BD%D0%B2%D0%B0%D1%80%D1%8F-1990-%D0%B3%D0%BE-%D0%B3%D0%BE%D0%B4%D0%B0-%D0%BF%D1%83%D1%82%D1%8C-%D0%BA-%D0%BD%D0%B5%D0%B7/

[5] https://az.wikipedia.org/wiki/Qara_Yanvar

[6] Qafarov T. January 20, 1990 red and black: reasons, facts, lessons and results.- Baku: Publishing Polygraphic Centre, 2002.

[7] İbrahim Nurlu. Neftçalada Yanvar qırğını. Bakı: Azər nəşriyyatı, 2004

[8] https://palitranews.az/news.php?id=131213

[9] https://az.wikipedia.org/wiki/%C6%8Fl%C9%99kb%C9%99r_Tal%C4%B1bov

[10] https://www.youtube.com/watch?v=x0Rims6awo0&t=8s

 

[11] https://millixeber.az/talibov-%C9%99l%C9%99kb%C9%99r-sovet-ordusu-%C9%99sg%C9%99rinin-gull%C9%99l%C9%99ri-ona-bakida-yox-neftcalada-tus-g%C9%99lib/

[12] "1990-cı ildə Bakı şəhərində SSRİ-nin törətdiyi Qara Yanvar Faciəsi" (İordaniyanın "Neyruz" xəbər agentliyi) - https://www.nayrouz.com/post.php?id=164717&fbclid=IwAR3t7w7UBt4pfyY_JtARPEBvKzW7lU0cJe4zD7igyd16skpr02H94OXHcPM#.XzbT5Pz8T0Q.whatsapp

 

[13] Ələkbər Zahidov. Müstəqillik yollarında (Düşüncələr, xatirələr, sənədlər) 3 saylı. Bakı Mətbəəsi, ASC, Bakı, 2019, 448 s.

[14]https://az.wikipedia.org/wiki/Az%C9%99rbaycan_Respublikas%C4%B1n%C4%B1n_Azadl%C4%B1q_u%C4%9Frunda_m%C3%BCbarizl%C9%99rinin_siyah%C4%B1s%C4%B1

[15] İbrahim Nurlu. I Hissə. İman və inam yerimiz. II hissə. Xeyirxahlıq insanı ucaldan əməldir. Bakı, Mütərcim, 2017, 312 s.

[16] İbrahim Nurlu. Neftçalada Yanvar qırğını. Bakı: Azər nəşriyyatı, 2004, 58-62

[17] ТРАГЕДИЯ «20 ЯНВАРЯ» 1990-го ГОДА: ПУТЬ К НЕЗАВИСИМОСТИ АЗЕРБАЙДЖАНСКОГО НАРОДА -

http://www.interpress.uz/?p=1898&fbclid=IwAR1ae6nJWy66YdEAoZjU8nxAnhADoiWXI8-9MFyiRkxtRD2ZS0GMq-fIRpw

[18]https://arabic.interaztv.com/politics/279107?fbclid=IwAR2ZT68pPAP-M7a9cfsRBqGj_Nkl18kq53ZBW8TgmqscmJWVeAVWGPAjYb4

[19] https://az.wikipedia.org/wiki/L%C9%99nk%C9%99ran_hadis%C9%99l%C9%99ri

[20] Bünyatov Ş.Y. 20 Yanvar hadisəsi və aprel döyüşlərinin milli ruhumuzun inkişafındakı rolu. Bakı, “Zərdabi LTD” MMC, 2017, 300 səh. (kitabın elmi redaktoru: drş, dos. Talıblı S.Ə.); http://cssn.gov.az/documents/20%20Yanvar%20hadis%C9%99si%20v%C9%99%20Aprel%20d%C3%B6y%C3%BC%C5%9Fl%C9%99rinin%20milli%20ruhumuzun%20inki%C5%9Faf%C4%B1ndak%C4%B1%20rolu.pdf