تاریخ

تاریخ چهارهزار ساله تبریز، توأم با خشونت و دفع آن بوده است؛ وقوع زلزله ها و سیل ها، خشونت های طبیعی را در تبریز باعث شده اند. Tabrizهجوم و اشغال شهر توسط بیگانگان و مقابله با آن و رهایی تبریز از دست اندازی اشغال گران و بازسازی های متعدد طبیعی- سیاسی - اجتماعی و فرهنگی شهر، تاریخ جغرافیایی و جمعی آن را در گستره تاریخی دیرینه آذربایجان ساخته است.

تبریز، مرکز سرزمین باستانی آذربایجان است؛ شهری که بیش از هزار سال عنوان مرکزیت های سیاسی- فرهنگی و اقتصادی را از آن خود کرده است؛ در دوره نزدیک به امروز، تبربز یکی از خان نشین های آذربایجان، سپس ولیعهد نشین ممالک محروسه قاجاریه بوده و با پایمردی توانست مشروطیت را حراست و اعاده کند. در دوران پهلوی اول، تبریز خشونت سیاسی و فرهنگی را همراه با خشونت طبیعی- سیل داشته است و از دوره پهلوی دوم، هنوز زخم های نسل کشی آذربایجان را در تراژدی حکومت ملی، با خود دارد. از دگردیسی سیاسی نود سال پیش- که سیستم مرکزگرا، ایالت آذربایجان را به بخش کوچک استانی از ایران تبدیل و استقلال آن را گرفت، تا فشارهای هفته های اخیر حاکمیت اسلامیان، خشوت های سیاسی و فرهنگی، در زیر پوست تبریز هم چنان به تکاپو و تقلا ادامه دادند.

 

چهل سال گذشته از تاریخ تبریز، توأم با تبعیضات همه جانبه ای است که بر تمامی لایه های زیستی و فرهنگی تبریز تحمیل شده اند؛ تخریب آثار باستانی و ملی تبریز، سرآغاز خشونت های تازه در تبریز بشمار می روند؛ تخریب محوطه ارک علیشاهی- انهدام فضای گؤی مسجد- از بین بردن بناهای کتابخانه ملی تبریز و تئاتر شهر- تخریب فضاهای تفریحی و فرهنگی شاهگلی و باغ گلستان و...، نمونه هایی از تخریبات فضاهای شهری تبریز هستند که در سال های اخیر توسط مسئولین منصوب از سوی مدیران خارج نشین تبریز و در تحقق برنامه های تبعیض آمیز مرکزگرایان به اجرا درآمده اند.

سویه دیگری از خشونت های اعمال شده در تبریز، مقابله جدی و همه جانبه با ترویج و گسترش فرهنگ ملی در تبریز است؛ توقیف مراکز آموزش زبان ترکی در تبریز، عدم صدور مجوزهای قانونی و رسمی برای مؤسسات هنری و ادبی که در پی آموزش رقص ترکی، نگارگری محلی و هنرهای تجسمی ملی بودند، از اعمال فشارهایی هستند که با دستور و تصویب مراکز تصمیم گیری غیرمحلی و افراد غیربومی، در تبریز به مورد اجرا گذاشته شده اند. جلوگیری از انتشار روزنامه های مستقل و ملی گرا و سانسور و غیرمجاز اعلام کردن کتاب های هویتی و زبانی ترکی در تبریز، هم پیوسته خشونت های فرهنگی و فکری هستند که اهالی فرهنگ و هنر تبریز، در سال های اخیر شاهد آن ها بوده اند.

تخریب منابع طبیعی و مجاری تجاری و صنعتی تبریز، از موارد دیگری هستند که با اعمال خشونت اقتصادی و مالیه، موقعیت اقتصاد سیاسی و اجتماعی تبریز را نشانه گرفته اند؛ عدم تخصیص بودجه های مصوبه- بی توجهی به نیروی کار در تبریز- معلق ماندن طرح های عمرانی و صنعتی تبریز، باعث رکود تجارت و صنعت شهری در تبریز شده و عدم اشتغال زایی- فساد اجتماعی- ناهنجاری اخلاقی و مهاجرت نیروی کار را به مناطق دیگر به وجود آورده است. تعلیق پروژه تبریز2018 که می توانست مبلغ جایگاه فرهنگی و سیاسی تبریز بوده و موجب تأمین کار و فعالیت اقتصادی و اجتماعی شهر باشد، در راستای تخریب اقتصادی و سیاسی تبریز قابل تأمل است.

تکمیل کننده دایره خشونت های اعمال شده بر تبریز در چند سال اخیر، فشارهای سیاسی بر فعالین ملی آذربایجان است؛ موازی سازی سیاسی و فرهنگی، دستگیری معترضین به توقیف آموزش زبان ترکی- تهدید مشارکت کنندگان در اعتراضات مدنی علیه تخریب محوطه ارک علیشاهی- بازداشت افراد کمپین های مبارزه با خشکاندن دریاچه اورمیه- صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی و حقوقی، از موارد خشونت سیاسی و هویتی هستند که در ماه های اخیر، تبریز شاهد آن ها بوده است.

تغییر بافت اجتماعی و جمعیتی با اسکان کردها در تبریز و دست اندازی به فرهنگ جمعی و ترکی تبریز که در فتنه نصب تابلوهایی با خط نوشته ارامنه انجام شد، به همراه انتصاب معاون کردی برای شهرداری تبریز، نشان گر تشدید خشونت های همه جانبه ای هستند که در سطوح مختلف اجتماعی و اجرایی در تبریز به مورد اجرا گذاشته می شوند.

خشونت و مقابله با آن در زیر پوست تبریز، چونان حساسیت های فرهنگی- هویتی و زبانی شهر در پایداری شهروندان، جای گرفته است و تا تحقق خواسته های شهروندی و رفع هرگونه خشونت ادامه خواهد داشت.