تاریخ

وجود تقاضاي کافي براي دريافت اطلاعات معيوب از کشور ترکيه، نويسندگان جدي را هم دچار وسوسه ورود به بازار ارائه اين کالا (مطالب تبليغاتي سست عليه ترکيه) Suicidtal Turkiet Worldميکند. امروز براي با چندم مقاله اي از خانم اليف شافاک نويسنده بزرگ متولد استراسبورگ در مورد تراژدي انساني خودکشي در ترکيه به ترجمه جناب عرفان ثابتي و منتشره در مجله اينترنتي آسو ديدم. لينک مقاله در سايت آسو.

نوشته زير، متن طولاني شده گلايه دوستانه است که خطاب به آقاي ثابتي، نويسنده و مترجم تواناي مورد علاقه خودم، نوشته ام.


ترکيه معضلات بيشماري دارد و بسياري از آنها تا حدود زيادي مشابه گرفتاريهاي کشورهاي اسلامي منطقه و از جمله کشور ماست. آشنايي خواننده ايراني با اين معضلات و نحوه و ميزان حل شدن يا حل نشدن اين دشواريها، براي آنها بي نهايت آموزنده است. اما وقتي اين عرصه وسيع مفيد براي تجربه آموزي، از روزنه تنگ يک نوشته تبليغاتي از نوع نوشته حاضر از خانم اليف شافاک، قابل اشراف ميشود، قبل از هرچيزي بايد براي فرصت سوزي واقع شده، تأسف خورد
.

خانم اليف شافاک، به افزايش ناگهاني خودکشي در سال 2012 اشاره ميکند، به خودکشي يک پناهنده سوري هم اشاره ميکند. اما اشاره نميکند که آيا خودکشي يک نفر (از 4 مليون) مهاجر سوري هم تقصيرجامعه يا حکومت ترکيه است؟

يادش ميرود تا در حد احتمال هم امکان ارتباط ورود پناهندگان جنگي سوريه اي به ترکيه را با افزايش جهشي ميزان خودکشي در ترکيه در سال 2012 برقرار کند. به دليل ديگري هم در حد يک انشانويس دبستاني در باره علت اين جهش اشاره نميکند.  آيا در سال 2012 هم قيمت برق بالا رفته بود؟!

 

خانم شافاک ميتوانست بسيار ساده به يکي از صدها گزارش و نتيجه تحقيقات ميداني در مورد اوضاع بسيار پريشان روحي پناهندگان سوريه اي در مرفه ترين و دموکراتيک ترين کشورهاي دنيا دست يابد. مثلا در سال 2015 در انگلستان گزارش جامعي از جمع بندي 29 تحقيق در ميان 16 هزار پنانده سوري مقيم اين کشور منتشر شده است که از جمله نشان ميدهد که يک سوم اين گروه، قبل از مهاجرت در سوريه قرباني اعمال انواع شکنجه بوده اند. تحقيقات مشابهي در سوئد رقم ناسلامتي روحي مابين متقاضيان پناهندگي در سوئد را 20 الي 30 درصد ذکر ميکند و روشن است که پناهندگان سوريه اي جزو آسيب ديده ترين گروهايي پناهندگان جهان در دهه هاي اخير هستند.(لينک منبع از سايت اداره مهاجرت سوئد)

خانم شافاک حتي يک اشاره جزئي به ميزان جهاني خودکشي نميکند تا خواننده امکان مقايسه داشته باشد. بعيد است که ايشان نتواند با يک کليک، آمار جهاني خودکشي را چک نکرده باشد. احتمالا اين کار را بعداز توليد انشاي خودش کرده است و حيفش آمده است که با آوردن آمار جهاني خودکشي، بي ارزش بودن انشاي خودش را ثابت کند. فلذا از خير ارائه آمار جهاني و منطقه اي خودکشي گذشته و ترجيح داده است يک نوشته تبليغاتي سست را به خاطر وقت پربهايي که براي قلمي کردنش صرف کرده است، به خورد خواننده بيخبر از اوضاع ترکيه (اما تشنه تبليغات ضدترکيه اي مرسوم در غرب) بدهد.

من آمار جهاني، آمار منطقه اي و آمار مربوط به خودکشي در ترکيه در سالهاي 2015 و 2018 را در طرح گرافيکي ابتداي اين نوشته، در کنار هم آورده ام
.

Suicidtal Turkiet

خانم شافاک از زبان  فؤاد اوکتای، معاون رئیس جمهور ترکیه، نقل قولي مي آورد:

"می‌گویند این خودکشی‌ها ناشی از گرسنگی بوده ــ این حرف درست نیست. هیچ اطلاعاتی نداریم که نشان دهد این خودکشی‌ها ناشی از فقر بوده است"

اين گفته ميتوانست از زبان هر سياستمدار يا جامعه شناس و مقاله نويسي در هر گوشه از دنيا در موقعيت مشابه بيان شود اما خانم شافاک نيازي به استدلال نمي بيند که چرا گزاره فوق نادرست است.

 اگر مسئله به اين سادگي بود و گرسنگي موجب افزايش خودکشي (منظور در مقياس اجتماعي است) بايد پرسيد که پس چرا با بالا رفتن رفاه مردم ترکيه در 17 سال اخير، آمار خودکشي هم روبه رشد بوده است؟ اگر گرسنگي دليل خودکشي است پس چرا آمار خودکشي در اروپا و آفريقا تقريبا برابر است؟

خانم شافاک بدون اينکه هيچ نظم و پايه استدلالي (ولو سست) ميان فاجعه خودکشي انسانها با عوامل مختلف باشد، عوامل زير را در لابلاي نوشته خودش بعنوان علل خودشي در ترکيه  نام برده است:

ـ افزايش قيمت برق(!)

ـ بيکاري جوانان

ـ از دست رفتن رفتن کرامت و  دموکراسی و حقوق بشر، آزادی بیان،

ـ لگدمال شدن  تنوع و کثرت‌گرایی

ـ نابودی دموکراسی، کرامت انسانی

در تک تک اين موارد، خانم شافاک براي اينکه متهم به اهانت به شعور خواننده خوشان نشوند، مؤظف بودند و هستند تا رابطه تک تک اين عوامل با افت و خير فاجعه خودکشي انسانها در ترکيه و مناطق ديگر جهان توضيح دهد. مثلا آمار خودکشي در ترکيه در سال 2011 نسبت به سال قبل يک افت بزرگ دارد (از 2933 به 2677) در حالي که همين رقم يکسال بعد، دچار يک افزايش بزرگ است (به 3287)

خانم شافاک مؤظف هستند که مثل هر آدم جدي، توضيح بدهند که آيا چيزهايي مثل "کرامت و دموکراسي و حقوق بشر" ابتدا در ترکيه سال 2011 بهتر شده اند و سپس در سال 2012 بشدت دچار آسيب شده اند؟ حداقل بايستي متقبل زحمت ارائه آمار چيزهاي قابل اندازه گيري مثل بيکاري و قيمت برق در سالهاي مزبور ميشدند تا از ايرادات جدي خواننده خود، در امان ميماندند.


من خانم شافاک را به بيخبري متهم نميکنم و اطمينان دارم که فرد فرهيخته اي مثل ايشان به اندازه يک دانش آموز دبستاني سال 2019 از نحوه دستيابي به آمار هر امر کوچک و بزدگي در دنيا مطلع هست. مثلا ايشا ميتوانست با استناد به ارقام مرکز آمار ترکيه، نشان بدهد که در سال 2012 (يعني سال جهش ناگهاي خودکشي در ترکيه) نرخ بيکاري هم رشدي جهشي داشته است. علت عدم استناد خانم شافاک به آمار موجود، نه در بيخبري ايشان بلکه در باخبر بودن ايشان از اين واقعيت است که آمار بيکاري در سال 2012 نسبت به سال قبل معادل شش دهم درصد کاهش داشته است!  (لينک منبع)

ورود به مبحث ارتباط خودکشي با قيمت برق هم، لابد براي خانم شافاک دشوار بوده است. و الا نميتوان تصور کرد که ايشان دسترسي به آمار مربوطه را نداشته اند. دشواري در نظر گرفتن گذار جامعه ترکيه به استفاده بيشتر از گاز طبيعي، دشواري ارتباط ميزان مصرف سرانه انرژي با درجه رشد رفاه اجتماعي و نبود هيچ ارتباط منطقي مابين آمار خودکشي در کشورها و مناطق مختلف جهان با نرخ برق يا انرژي مصرفي شهروندان، لابد مشکلات لاينحلي بوده اند که خانم شافاک را از ورود به عالم استدلال و ارائه سند بازداشته اند.

جالب است که وي، رقم خودکشي در سال 2018 را دقيق (3161) ذکر ميکند و اين نشان ميدهد که از منابع آماري استفاده کرده است اما نه منبع اين آمار و نه منبع هيچ آمار يا ادعاي ديگر خودش را براي کنترل شدن از سوي خواننده، ارائه نميکند
.

خانم اليف شافاک در جايي از انشاي بد خوش ميگويد:

"ما هیچ وقت کاملاً نمی‌دانیم که چرا کسی خودکشی کرده است"

بلافاصله بعداز جمله فوق، ربط خودکشي با آزادي بيان و ديگر عوانمل مذکور در فوق، را کشف و طرح ميکند!

آدمي در حيرت ميماند. بر کدام اساس؟ کدام تحقيقات؟ پس چرا در کشورهاي برخوردار از آزادي بيان، آمار خودکشي 3 و حتي 4 برابر ترکيه است؟ (نگاه کنيد به جدول ضميمه) 

اليف شافاک در يک نوشته کوتاه بدون منبع، بدون فراهم کردن امکان مقايسه براي خواننده و بدون اينکه نيازي ببيند براي بزرگترين ادعاهاي خودش، کوچکتري سند يا حداقل استدلالي ارائه بکند.



من در اين نوشته کوتاه وارد مختصات ضروري يک نوشته جدي در مورد تراژدي انساني خودکشي نشدم. صد البته يک نوشته ابتدايي در اين موضوع هم بايستي شامل آمار کاهش معضلات خاص کشورهاي فقير (مثل مرگ و مير نوزادان) در ترکيه به همراه افزايش مضضلات خاص کشورهاي مرفه (مثل دپرسيون، استرس، بيماريهاي روحي ديگر يا سرطان و...) هم باشد. 

(منبع آمار مربوط به ترکيه، سندي بنام "آمارهاي خودکشي" يا “İntihar İstatistikleri’’  است که از سال 1974 در ترکيه منتشر ميشود) لينک منبع مورد استفاده من

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي