دیالوگ

 کمیسر های محترم سازمان ملل متحد ، خانم ها وآقایان    

 جامعه جهانی به حق از دیکتاتوری و زندانی کردن و شکنجه و اعدام آزادیخواهان درایران توسط جمهوری اسلامی انتقاد می کند اما متاسفانه یکی از مشکلات اساسی و می توانم بگویم اصلی ترین مشکل سیاسی درایران یعنی وجود آپارتاید و ستم ملی بر ملیت های غیر فارس نادیده گرفته می شود من در اینجا از طرف جمعی از آذربایجانی های ایران صحبت می کنم که در مجموع یک سوم جمعیت ایران را تشکیل می دهند و پیشکام دموکراسی و مدرنیته در ایران بوده اند ولی اکنون شهروندان درجه دوم محسوب شده  و از حقوق انسانی ازجمله خواندن و نوشتن به زبان مادری خود محروم شده اند آنان بشیوه های دموکراتیک و در کادر منشور جهانی حقوق بشر برای احقاق حقوق ملی خود مبارزه می کنند و از همه مدافعان حقوق بشر در دنیا و در راس آنها از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد می خواهند که پشتیبان مبارزات حق طلبانه  مردم آذربایجان ایران باشند   .

آذربایجان که در شمال غرب ایران واقع شده بدلیل سیاست های تبعیض ملی ،اقتصادی ،سیاسی و فرهنگی  حکومت مرکزی به یک منطقه محروم از توسعه و رشد تبدیل شده است. هنگام بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی درسال 1979 آذربایجان از نظر اقتصادی بعد از تهران و اصفهان در مقام سوم قرار داشت ولی اکنون طبق آمار وزارت صنایع درمیان سی استان به مقام هفدهم سقوط کرده است . عوامل سیاسی ونگاه امنیتی جمهوری اسلامی  موجب می شود که صنایع مادروسرمایه گذاری های اشتغال زا از این منطقه دریغ شود و جوانان و فارغ التحصیلان مجبور می شوند برای پیدا کردن کار مهاجرت بکنند و آذربایجان از نیروهای خلاق خود محروم می شود   .

 

 

آذربایجانی ها در انقلاب نقش زیادی داشتند و در آغاز حکومت جمهوری اسلامی در پست های مختلف حکومتی قرار گرفته بودند اما بدلیل مخالفت آذربایجانی ها با ولایت فقیه درسال 1980 بتدریج از مقامات حساس پاکسازی شدند و با اینکه آذربایجانی ها یک سوم جمعیت ایران را تشکیل می دهند امروز شاهد هستیم که از بیست وزیر کابینه احمدی نژاد تنها یک نفر آذربایجانی است و هیئت دولت با مشکلات و خواسته های آذربایجانی ها بیگانه می باشد و علت اصلی  مخالفت آذربایجانی ها با سیاست جمهوری اسلامی همین تبعیضات است که تبعیض اقتصادی هم یکی از آنهاست   .

 

عدم برنامه ریزی درست صنعتی و کشاورزی در آذربایجان موجب می شود خسارات جبران ناپذیری به محیط زیست منطقه وارد شود . دریاچه اورمیه با عرض 45 کیلومتر وطول 150 کیلومتر دومین دریاچه آب شور دنیاست که بین آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار دارد جمهوری اسلامی بدون توجه به عواقب زیست محیطی بر روی تمام رودخانه هائی که به این دریاچه می ریختند سد بسته و درنتیجه طی پنج سال گذشته دوسوم آب دریاچه خشك شده است و فاجعه خشك شدن دریاچه آرال هم اکنون دراین منطقه تکرار می شود و اگر چاره اندیشی فوری نشود هشت میلیارد مترمکعب املاح باقی مانده با یک طوفان نمک منطقه را به شوره زار تبدیل خواهد کرد و زندگی میلیونها کشاورز و همچنین مردم شهرهای اطراف را با خطر جدی مواجه خواهد کرد   .

 زبان مردم آذربایجان ترکی آذربایجانی است که یکی از بیست شاخه ترکی باستان می باشد و از قرن دوازدهم میلادی آثار مکتوب به این زبان وجود دارد و از قرن پانزدهم با بقدرت رسیدن سلسله صفویه زبان حکومتی شده و از آن به بعد نیز به موازات زبان فارسی در همه جای ایران رایج بوده است . از سال 1925 با رسمی شدن زبان فارسی تدریس زبان آذربایجانی درمدارس ممنوع شده است در حالی که سیستم آموزشی مدرن در ایران در اواخر قرن نوزدهم درشهر تبریز و بزبان ترکی آذربایجانی شروع شده بود   .

  اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی آموزش زبانهای محلی را برسمیت شناخته است اما طی سی و دو سال گذشته با وجود خواست همگانی آذربایجانیها هرگز این قانون اجرا نشده و در عوض کسانی که خواهان اجرای این قانون شده اند به اتهام مخالفت با جمهوری اسلامی به زندان انداخته شده و از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم گشته اند   .

 

جمهوری اسلامی عضو سازمان ملل متحد و ملزم به اجرای مصوبات ارگانهای وابسته به آن است . مجمع عمومی سازمان ملل درسال 1999 وکنفرانس یونسکودرسال 2001 کشورهای عضو را متعهد کرده است که حافظ و مروج زبان مادری باشند و از نابودی زبان های رایج جلوگیری کنند و در کشورهای چند زبان به رشد و ارتقاء زبان مادری همت بگمارند و احترام به فرهنگ و زبان مردم را ضامن صلح و امنیت بدانند اما با کمال تاسف جمهوری اسلامی نه تنها به زبان های غیر فارس درایران امکان رشد و بالندگی نمی دهد بلکه به نابودی برنامه ریزی شده زبان های غیر فارس می پردازد و تبعیض زبانی و فرهنگی بر غیر فارسها و از آنجمله آذربایجانی ها مشکل بزرگ جامعه امروز ایران است   .

 

جمعیت ایران از شش ملیت مختلف تشکیل شده و طی سه دهه گذشته ملیت های غیر فارس که در زادگاههای خودشان آذربایجان ، کردستان ، خوزستان ، بلوچستان و ترکمن صحرا ساکن هستند و اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دهند بدلیل طرح خواسته های ملی خود همواره با سرکوب نظامی و کنترل پلیسی مواجه بوده اند.تبعیض ملی قبل از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی برقرار شده بود و جمهوری اسلامی تبعیض دینی را نیز بدان افزود و بدین جهت در 32 سال گذشته مناطق غیر فارس همواره در طغیان و قیام علیه جمهوری اسلامی بوده اند   .

 

طبق اظهارات وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی در دسامبر سال 2009 هفتاد درصد دانش آموزان ایران دو زبانه هستند یعنی فقط زبان مادری سی در صد دانش اموزان فارسی است با وجود این واقعیت هفتاد در صد کودکان ایرانی از خواندن و نوشتن بزبان مادری خود محرومند که تاثیرات منفی در رشد فرهنگی و همچنین ترقی اجتماعی آنان می گذارد . باورکردن اینکه اکثریت جمعیت یک کشور از آموزش بزبان مادری خود محروم باشند برای غیرایرانی ها مشگل است اما هفتاد و پنج میلیون مردم ایران شاهد و ناظر این تبعیض فرهنگی آشکار هستند   .

 

 علاوه بر تبعیضات اقتصادی و فرهنگی تحقیر ملی و نژادی آذربایجانی ها نیز که با انگیزه های سیاسی دامن زده میشود و نوعی جنگ روانی علیه آذربایجانی هاست فاصله آذربایجان های ایران را از سایرین بویژه فارس ها بیشتر می کند . این دید نژادپرستانه از طریق کتاب های درسی در تمام سطوح آموزش داده می شود . در کتابهای درسی ترک ها را که آذربایجانی ها نیز ترک هستند اقوام غارتگر و خونریز معرفی می کنند که از آسیای مرکزی به فلات ایران هجوم آورده و تمدن ایرانی را ویران کرده اند این کتاب ها عمدا خدمات هزار ساله ترکان به فرهنگ و ادب ایران را فراموش می کنند و در عوض ترک و مغول را یکی حساب کرده و هرحمله ای که ازطرف مغول ها صورت گرفته به ترک ها تسری می دهند و با اغراق افکار دانش آموزان را مسموم میکنند این کتاب ها بدون توجه به چند فرهنگی بودن ایران غیر فارس ها را که عموما درمناطق مرزی ایران ساکن هستند خطری برای تمامیت ارضی ایران معرفی می کنند و بدینسان حس بدبینی را از همان کلاس درس در ذهن کودکان می کارند   .

 

در سال های اخیر با رواج جوک های نژآد پرستانه درسالن های نمایش و رسانه های جمعی و ترک خر نامیدن آذربایجانی ها موجب رنجش و دوری گزینی آذربایجانی ها از فارس ها شده اند این جوک ها که برای تحقیر و آسیمیلاسیون آذربایجانی ها در فرهنگ مسلط ساخته می شود موجب تنش های شدید اجتماعی می شود که از آن جمله می توان از قیام همزمان جوانان آذربایجانی دربیست وپنج شهر آذربایجان در 22 ماه مه 2006 نام برد که دهها کشته و بیش از دوهزار دستگیری داشته و در اعتراض به کاریکاتور تحقیر ترک ها در روزنامه رسمی دولت بوده است. بدنبال آن کلیه گروههای فرهنگی و هنری در آذربایجان تعطیل شدند و همه روزنامه های مستقل دوزبانه در مناطق ترک نشین ممنوع الانتشارشده و ناشرین آنها یا زندانی و یا به تبعید فرستاده شدند و دیگر هیچگونه اجازه تجمع و حتی کنفرانس های علمی در آذربایجان داده نمی شود   .

 

هم اکنون نیز توهین وتحقیر به همان روال ادامه دارد وهنگامیکه فوتبالیست های آذربایجانی درشهرهای فارس زبان مسابقه می دهند شعارهای نژآد پرستانه علیه آنان داده می شود واین شعار ها ازتلویزیونهای سراسری دولتی پخش می گردد که نمونه های پخش مستقیم این شعار ها دراستادیوم های  تهران ، کرمان و اصفهان باعث زد و خورد بین آذربایجانیها وتوهین کنندگان شده است متاسفانه روشنفکران فارس نسبت به اینگونه توهین های راسیستی عکس العمل نشان نمی دهند و باین ترتیب باعث جری ترشدن کسانی می شوند که با اهداف سیاسی این توهین ها را گسترش می دهند ومی خواهند آذربایجانی ها ترک بودن خودشان را انکار کنند و هرچه زودتر آسیمیله شوند   .

 

اشکار است که این همه تبعیض علیه آذربایجانی ها علاوه بر ظلم واختناق پلیسی است که برهمه مردم ایران توسط حکام جمهوری اسلامی اعمال می گردد ولی به غیر فارس ها از جمله آذربایجانی ها ستم های مضاعف اعمال می شود که  ستم ملی می باشد   .

 تبعیض توهین و تحقیر باعث می گردد که آذربایجانی ها هرروز بیشتر از روز قبل به رفتار جمهوری اسلامی و فارس ها نسبت به آذربایجانی ها حساس بشوند و اعتراض بکنند و نظر باینکه در جمهوری اسلامی هر منتقد مخالف سیاسی جمهوری اسلامی فرض شده و در نتیجه محارب با خدا و ولی فقیه نامیده می شود لذا زندانهای شهرهای مختلف آذربایجان و تهران پر است از جوانان و زنان و مردان روشنفکر آذربایجانی که نسبت به این توهین های راسیستی اعتراض کرده و توسط مامورین اطلاعاتی جمهوری اسلامی به اتهام های نابجا نظیر پان ترکیست ،تجزیه طلب وعامل کشورهای بیگانه و بر هم زنندگان امنیت کشور محاکمه و بزندانهای طویل المدت محکوم شده اند . اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی آذربایجانی که در اعتراض به توهین های راسیستی و همچنین بخاطر دفاع از زبان مادری خود دستکیر و محکوم شده اند به پیوست ارائه می شود   .

 

ما ازسازمان ملل متحد می خواهیم که یک کمیسر ویژه برای رسیدگی به تبعیضات اتنیک درایران اعزام کند و از دولت جمهوری اسلامی بخواهد که :

 

1.      کلیه زندانیان سیاسی راکه باتهام های واهی وصرفا بخاطر دفاع ازحقوق آذربایجانی ها دستگیرشده اندآزاد نماید  . .

2.      به نقض حقوق بشر و حقوق مدنی و ملی آذربایجانی ها پایان دهد   .

3.      قوانین وکنوانسیونهای بین المللی بویژه در باره فرهنگ و زبان مادری را اجرا نماند .

4.     - به تبعیضات فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی علیه غیرفارسها درایران پایان دهد .

5.      آموزش بزبان مادری آذربایجانی ها را برسمیت بشناسد .

ازدامن زدن به رفتارراسیستی درسیستم آموزشی و رسانه های جمعی خود داری کند

در پایان از توجه شما نسبت به خواسته های آذربایجانی ها تشکر می کنم