راسیسم

توضيح از تريبون: "ناصر كرمي" نام مردي است كه هميشه در عكس همراه نوشته­هايش عينك آفتابي بر چشم دارد. وي به غير از داشتن عينك مخصوص در اين عكس، از جهت صراحت دادن به منويات راسيسم آريايي و عدم استفاده از وسايل كادوبندي در طرح پيامهاي اين تفكر حاكم بر بخش مهمي از گفتمان حاكم بر ميان حاكميت و اوپوزيسيون غير دمكرات آن، چهره خاصي است. نگاهي به پيام حزب دمكرات كردستان ايران خطاب به مردم آذربايجان در نشان دادن جايي كه اين نماينده هرزه گوي راسيسم ايستاده است، اهميت دارد. سايتهاي اينترنتي مملو از سخنان اينچنيني آقاي كرمي است. آقاي كرمي در ابتداي نوشته شان از اينكه "اثر"شان سايتهاي اينترنتي،  منتشر بشود اظهار نااميدي ميكنند. اين بدبيني يا ناشي از شكسته نفسي ايشان است يا از عدم درك اهميت نوشته مزبور. واقعيت اين است كه صراحت كلامي  امتياز بزرگ اين نوشته است.

 

جالب است كه ايشان در حالي به آقاي رضا پهلوي از هر جهت و هر سو حمله مي­كنند، كه در ميان به اصطلاح  "فعالين ملي" آذربايجان سوگلي­هاي مورد علاقه خود را دارند. به نقل قولي از ايشان در اين مورد كه در پايان نوشته حاضر آمده است، توجه كنيد. (پايان توضيح)

 

 

« خاندان پهلوی و تُرک تباران در ایران »

 

 

● مطلب کوتاه زیر را در رابطه با بیانیه رضا پهلوی در مورد مردم آذربایجان و حرکت اعتراضی غیر سیاسی منطقه ای آنها به موضوع خشک شدن دریاچهء اورمیه برای سایت هایی که بیانیه آقای رضا پهلوی در آنها انتشار یافته و یا برای سایت هایی که به بزرگ کردن بیمورد مردم آذربایجان پرداخته اند فرستاده شد که به عنوان نقدی کوتاه در پانویس این مقالات گذاشته شود، از آنجا که یقین دارم، هیچکدام از این سایت ها این یادداشت را درج نمیکنند،

 

 

 

 

● مطلب کوتاه زیر را در رابطه با بیانیه رضا پهلوی در مورد مردم آذربایجان و حرکت اعتراضی غیر سیاسی منطقه ای آنها به موضوع خشک شدن دریاچهء اورمیه برای سایت هایی که بیانیه آقای رضا پهلوی در آنها انتشار یافته و یا برای سایت هایی که به بزرگ کردن بیمورد مردم آذربایجان پرداخته اند فرستاده شد که به عنوان نقدی کوتاه در پانویس این مقالات گذاشته شود، از آنجا که یقین دارم، هیچکدام از این سایت ها این یادداشت را درج نمیکنند،

 

 

 

● مجبور شدم صرفأ به منظور اطلاع رسانی راسیونال و دمکراتیک بدون سانسور آنرا در فیس بوک بگذارم، تا حداقل گروهی از هم میهنان جغرافیای غرب، جنوب غربی و جنوب در درون کشور دریابند، که استراتژی محوری امروز و فردای ما چه میباشد و از هم اکنون بدانند که سیاست کلان در خارج از کشور بست و بندها و ائتلافات و اتحادهای منطقه ای است که آنها هم هرچه زودتر به این سیاست در جغرافیای، غرب، جنوب غربی، و جنوب همچنان به شیوه ای منطقی و دمکراتیک دامن بزنند و زمینهء مرحلهء عملی شدن ساتراپ پارس و یا ایالت و یا کشور پارس و پارسی را در ایران فدرال فردا مهیا کنند تا بهتر بتوانند از میراث فرهنگی و آثار باستانی ایران قبل از اسلام و از منابع انرژی و اقتصادی آن پاسداری کنند.

 

 

 

● علیرغم تلاشها و تحقیقات همه جانبه از تجربیات جهانی از انواع دمکراسی ها و پی بردن به چگونگی ساختار های سیاسی و حکومتی برای جایگزینی دمکراسی های متنوع، آنچه برما مسلم گشته این هست که دمکراسی از طریق اندیشه ها و تئوریهای سیاسی و بوسیلهء احزاب سراسری جایگزین نخواهد شد و تا کنون همه با شکست روبرو شده اند و بدونِ تردید ایران فردا با بحران قومی و منطقه ای روبروست، که هر منطقه با ائتلاف و اتحّاد با استانهای همجوار خود در حفظ منابع و منافع مشترکِ منطقه ای خود کوشش خواهند کرد.

 

 

● در نتیجه همبستگی و اتحّاد استانهای غرب، جنوب غربی، و جنوب کشور از ضرورتهای تاریخی و برای تعیین هویّت های واقعی تیره های ایرانی، بازگشت به خویشتن با جایگزینی و تداوم دمکراسی رقابتی در ایران است. در قدم دوّم دعوت رسمی به هم تباران کُرد در ایران، ترکیه، عراق، و سوریه و در تمام جهان هست که با همبستگی و اتحاّد همان جغرافیای امپراطوریهای ماد، پارس هخامنشی، و ساسانیان ، ایرانِ قبل از اسلام را که امروز منطقهء مسکونی همین مردمان هست را دوباره در کنار هم بر پا بداریم، امپراطوری هخامنشیان هم در واقع از ترکیب دو تیرهء ایرانی، ماد، و هخامنشی زاگرس نشین تشکیل شده بود.

 

 

 

این نوشتار تحت هیچ شرایطی قصد توهین به فرد و یا گروه و یا نژادی را ندارد، هدف فقط روشنگری و آینده نگری میباشد. بدون روشنگری شفاف و راسیونال جایگزینی دمکراسی امکان پذیر نمیشود. و امّا متن یادداشت کوتاهی را که خطاب به آقای رضا پهلوی نوشتم در زیر ملاحظه میکنید.

 

 

 

جناب آقای رضا پهلوی،

 

 

● در این شکی نیست که طرفداران محیط زیست و شهروندان جوامع پیشرفته و خود آگاه از هر نژاد و سرزمین از پروسهءِ اسفبار رو به خشکی گذاشتن دریاچهءِ اورمیّه و یا هر رود و جویباری در اقصی نقاط جهان نگران هستند و اعتراضات بجای خود را در اشکال مختلف از جمله: راهپیمایی ها، با صدور بیانیه به منظور پیشتیبانی اعلام میدارند. شایان ذکر است که من بنا به شناخت و آگاهی و آینده نگری که به مسائل گلوبال تولید انرژی و بکارگیری منابع طبیعی در اقتصاد انرژی کشورهای صنعتی و با درک راسخ از بیمار بودن و آلودگی جوّ طبیعت دارم، از مدتها پیش که حتّی بحث محیط زیست در افکار عمومی مطرح نبود، از مدافعان سر سخت محیط زیست بوده، و اکنون هم با تمام توان خودم را در کنار کسانی می بینم که بدون بهر ه برداری سیاسی منطقه ای، بدون قدرت نمایی قبیله ای عصر فئودالیته و برتری قوم و نژادی، و دامن زدن به موضوع قومی عشیره ای، براستی در تلاش جلو گیری از خشک شدن دریاچهء اورمیه و امثال آن در سراسر جغرافیای ایران هستند و تا بحال چندین مقاله آینده نگری کارشناسانه در رابطه با برون رفت از انرژی اتمی به منظور حفاظت از محیط زیست را انتشار داده ام، زیرا تولید انرژی اتمی گذشته از تهدیدات مسائل امنیّتی و شیمیایی و امراض های مختلفی را که بهمراه دارد، خود مصرف آب زیادی را شامل میشود که پیامد آن کم آبی، خشکسالی، کمبود و گرانی مواد غذایی، گرسنگی، آلوده کردن طبیعت و آبها، حتّی آبهایِ ذخیرهءِ زیر زمین و بسیار مسائل دیگر میباشد.

 

 

 

● بر این آگاهی کامل دارم که حیات و روزگار بیش از یک میلیارد انسانها به علّت کمبود روزافزون آب، و افزایش صعودی هر ساله هزاران کیلومتر مربع به کویرها در خطر جدی هست، تغییر آشکار آب و هوا و کم آبی، تنها بیش از یک سوّم زمینهای زیر کشت تولید مواد غذایی امروز در خطر جدی قرار داده است که به کویر تبدیل شوند. و سایر پیامدها و بلاهای غیر پیش بینی شده در اثر تغییرات جوّ کرهء زمین که چندی از آنها را تاکنون تجربه کرده ایم،

 

 

 

● امّا شما آقای رضا پهلوی و سایر هم شهری های شمالی شما از جمله سر دبیران سایت سکولاریسم نو و امثال آن، همچنین مسئولین حزب مشروطهء سلطنتی، موضوع غیر سیاسیِ دریاچهء اورمیّه را بهانه قرار دادید، تا سر سپردگی و گماشتگی خود را به تُرک تباران را در ایران باری دیگر مانند گذشته به نمایش بگذارید. تا شاید بر انزوا و ناتوانی و در واقع آبروی از دست رفتهء خطهء آذربایجان را در اثر عدم مشارکت آنها در جنبش سبز دمکراتیک و ملّی ایران را به آنها بازگردانید از همه مهمتر تلاش بر این دارید که آغاز انقلاب دمکراتیک سراسری و ملّی امروز ایران را بنادرستی مانند انقلاب مشروطه باری دیگر در کارنامهء مردم تُرک آدربایجان بنویسید. که بله این مردم پیوسته پیشتاز انقلابات در ایران بوده اند، و امروز هم با مطرح کردن دریاچهء ارومیه و جنبش اعتراضی در این مورد را پرچم دار انقلابی دیگر بخورد مردم بدهید، در صورتیکه اصل و جوهر اعتراضات این مردم ماهیّت تجزیه طلبی و ضد ایرانی و کسب مالکیّت سرزمین بوده و دریاچهء اورمیه فقط ابزار و وسیله قرار گرفته است.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی شما و مشاوران شما به علّت کمبود تجربه و عدم برخورداری از دانستنیهایِ عمومی به تفاوتهای بین یک بیانیهء به طرفداری از محیط زیست و یک بیانیّهءِ سیاسی توجه نکرده اید. علاوه بر سیاسی کردن بی ربط این بیانبه، شما آنرا به یک ارزیابی و سند ارزش گذاری تاریخی طولانی تبدیل کرده و مدال برنده را هم بر گردن منطقهء آذربایجان انداخته اید، شما با این عمل احساسی، ناشایست، و غیر منطقی و غیر علمی خودتان، ایرانیان راستین و اقوام و تیره های دیگر ایرانی را تحقیر و توهینی بزرگ را بر آنها روا داشته اید، که فقط یک ایران هست و یک مردمی بنام تُرک اذربایجانی که شما به آنها افتخار می ورزید و سرزمین و بقیّهءِ ملّت زیر دستِ ایران هم باید مدیون آنها باشند !!

 

 

 

● بزرگترین هدیه و دست آورد این مردم و منطقهء آذربایجانی که شما از آنها چنان با عظمت و شکوه یاد کرده اید، بنیاگذاری دین شیعهء 12 امامی قزلباش صفوی هست، که پس از آن قاجاریان ادامه دهندهء آن بودند. پدر بزرگ و پدر شما ( رضا پهلوی و محمد رضا پهلوی ) هم که با انتخاب 80 درصد از نخست وزیران تُرک تبار، با بازسازی حکومتهای صفوی و قاجار، تمامی بزرگان ایرانیان راستین جغرافیای غرب، جنوب غربی، و جنوب ( سرزمین و ساتراپ پارس) را اعدام و نابود کردند، تا ادامهء تُرک سالاری در ایران هموار شود، نظام جمهوری اسلامی هم که حاصل اندیشه ورزی و ایدئولوژی نخبگان دیار تُرک آذربایجان است که اکنون شما تاج پادشاهی خاندان پهلوی را بر سر آنها گذاشته اید و سند مالکیّت استانهای مازندران و گیلان را دو دستی به تُرک تباران تقدیم کردید.

 

 

 

● از مردم آذربایجانی که شما به آنها افتخار میکیند، قره باغی رئیس ستاد ارتش بود که کشور و ارتش را تسلیم خمینی کرد، علی خامنه ای را که حتمأ هم می شناسید، تُرک ستایی و تُرک سالاری شما و هم شهریهای شما اتفاقأ خواسته های اوّلیّهء علی خامنه ای و پان ترکیسم خشونتگر در ایران و در منطقه است. همین تُرک تبارانی که قبر پدر بزرگت را زیر و رو کردند و پدرت را آواره و زبان زد جهان ساختند. ولی شما از آن رشد فکری و از آن دیدگاه راسیونال برخوردار نیستید که مسائل را در سطحی وسیعتر دریابید و درک کنید. کسی مانند شما که از گذر تاریخ پند نگرفت و نمیگرد، آینده را هم درست نخواهد دید و توان رهبری سیاسی گروهی کم را ندارد تا چه رسد به استان و کشوری.

 

 

 

● دوران سیاه و استبدای و خلیفه گری حکومت تُرک تباران در ایران را خاندان پهلوی با همدستی و اتحاد با تُرک تباران منطقهء آذربایجان استحکام و استمرار بخشید، سرمایه و منابع ملّی ایران را در اختیارتُرک تباران گذاشت و هدفمند سایر تیره های ایرانی بویژه در غرب کشور را در فقر نگهداشتند، طبیعی است در جهان امروز کسی قدرت سیاسی دارد که قدرت اقتصادی و شاهرگ سرمایه های مالی را در اختیار خود داشته باشد. رژیم اسلامی علی خامنه ای تُرک تبار هم ترکیبی است، از مردمان شمال و منطقهء تُرک آذربایجان.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی اگر شما و حزب مشروطه هنوز در این خیال هستید که با کمک مردم تُرک آذربایجان حکومت مرکزی و چرخ گردش اقتصادی را مانند گذشته در دوران پدر بزرگ و پدرت، در فردای ایران در چنگ خود قبضه کنید، خواب و خیالی بیش نیست. برای من جای شگفتی هست که چرا مردمان کُرد ایرانی تبار در این حزب مشروطهءِ بازمانده از صفویان، قاجاریان، و حکومت خاندان پهلوی خدمتگزار تُرک تباری، که نظام جمهوری اسلامی هم جوهرِ ترکیبی از سه حکومت در بالا مذکور هست، عضو شده اند و گروهی از آنها از رضا پهلوی حمایت میکنند. گردانندگان حزب مشروطه نوچه ها و سوسولهای نسل دوّم از طبقه و گروهی هستند که ایران را فروختند و به نابودی کشاندند، حزب مشروطه در کنترل تُرک تباران آذری هست، عملکرد حزب مشروطه مانند حزب توده خیانتکار و میهن فروش هست.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی، احمد کسروی ایراندوست شد، تا انقلاب مشروطه را بنادرستی در کارنامهء مردم آذربایجان بنویسد، تا منطقهء آذربایجان را بزرگ به نمایش بگذارد، و سایر نقاط ایران را تحقیر کند، و بسیار مسائل تاریخی و اقتصادی دیگر. کسروی ها و تقی زاده ها مشاورین پدران شما بودند که با راهنمایی آنها، این سرزمین ایران را بی هویّت و بی سرپرست کردند و دست آخر نسل گذشتهء خود شما را آواره کردند، و خمینی را به ایران آوردند، انقلاب سیاه اسلامی 57 اوّل از ناحیّهء آذربایجان شروع شد و بعد با پایتخت رسید. مردان برخاسته از سرزمین آذربایجان یا انقلاب مشروطه و مجلس را به توپ می بندند و میهن دوستان ایرانی را به زنجیر و خاک و خون میکشند، و یا آغازگر انقلاب اسلامی 57 هستند، بدون شک فردا هم فاجعهء دیگری را برای ایران ببار خواهند آورد و کسانیکه امروز میدان تبلیغ و مانور را برای تُرک تباران در فضای سایبری و مجازی فراهم میکنند از خا ئنین به سرزمین و ملّت ایران محسوب میشوند.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی این فرد ستارخان که شما هدفمند به آنها افتخار میکنید، آدم معمولی با فرهنگ عشیره ای بود که بطور کلی از سواد خواندن و نوشتن محروم، خانه و کاشانهءِ درست و حسابی هم نداشته و جایگاه طبقاتی آن عیار صفت بوده است ( عیار صفت به کسی میگویند که به غارت و رایزنی اموال و اموال مردم بیگناه می پردازد، و یا از مالکان باج میگیرد، که هم خود بخورد و امر معاش کند و زیادی آنرا هم به دیگران میدهد که بخورند). متأسفانه در ادبیّات فارسی به غلط چنین افرادی دُزد و با شاخص های غیر اجتماعی را جوانمرد می نامند.

 

 

 

● ستارخان هیچگونه نقشی در انقلاب اوّل و دوّم مشروطه نداشته، زمانی ستارخان به تهران رسید که انقلاب دوّم هم تمام بود و حکومت قانون بر قرار گردیده بود. ستارخان در تهران به آنارشیسم عشیره ای چماق و تفنگ و تیرا اندازی پرداخت که حکومت انقلابی مشروطه به او هشدار و تذکر داد که از فرهنگ عشیره ای اسب سواری و تیر به هوا کردن بیخود دست بر دارد. اگر ستارخان زخمی نمی شد، بوسیلهء خود حکومت انقلابی و قانونی مشروطه به سبب راه اندازی آشوب و آنارشیسم بازی دستگیر میگردید.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی من میدانیم که شما و اجداد گذشتهء شما نیمه تُرک تبار و نیمه طالشی و یا از قوم ماد ایرانی بوده است، ظاهرأ نیمهء تُرک تباری در شما برجسته تر هست و شما هنوز تحت تربیّت مادر خود و گوش به فرمان او هستید، شما در هفت جهان آزاد هستید، که به تُرک تباران افتخار کنید، به زیارت قبر ستارخان و کمال آتاتورک بروید، زادگاه خود یعنی آلاشت و مازندران را عضوی از آذربایجان بکنید، سایت های اینترنتی و تمام امکانات خود را فدای تُرک تباری بکنید، و در فردای ایران که به لیبی امروز دچار خواهد شد، در جبههءِ تُرک تباری بایستید، چنانکه شما مردم مازندران و گیلان از همین امروز با تُرک تباران در مقابل سایر جغرافیای تیره های ایرانی ائتلاف کرده اید، امّا شما اجازه ندارید، در بیانیهءِ خود بنویسید، در "کشورم ایران" شما اجازه ندارید پارسی تباران و ایرانی تباران را به ستایش و گماشتگی تُرک تباری در ایران دعوت کنید،

 

 

 

● شما و هم جغرافیایی های شما اجازه ندارید، از ایران قبل از اسلام سخن برانید، سرزمین شما آلاشت و مازندران هست و ظرفیّت سیاسی و فرهنگی شما هم فقط نمایندگی آلاشت هست، حزب مشروطه و تُرک تباران میتوانند شما را شاه کنند، امّا فقط شاه برای گیلان و مازندران و آذربایجان شرقی و اردبیل. در ایران فدرالِ فردا، شما برای مسافرت به سرزمین و ساتراپ پارس باید تقاضای ویزا بکنید، برای دریافت مواد نفت و گاز انرژی، و برای بازدید از آثار باستانی ایران قبل از اسلام باید هزینه ای سنگین بپردازید.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی نسلهای گذشتهءِ شما یعنی خاندان پهلوی بزرگترین خیانت را به مردمان پارسی و هخامنشی تبار: غرب، جنوب غربی و جنوب کشور کردند. پدر بزرگ شما با مشورت و راهنمایی همین مردم تُرک آذریایجان، و محمدعلی نفیسی و با یک نفر یهودی تبار دیگر، نام پرشیا و یا پرزین ( پارسی) را از روی سرزمین ایران در عرصهء بین المللی برداشت، و سرزمین ایران را بشکلی بی هویت کردند، چون آقای رضا پهلوی و مردم شمال کشور هخامنشی و پارسی نبودند و نیستند. امّا امروز اسماعیل نوری علا به نمایندگی از مردم فارس با شما تماس تلفنی میگیرد که سرنوشت سرزمین و ملّت ایران را مشخص کنید، آخر شما و هم شهری های شما در چه زمان و قرنی بسر میبرید و در کدام خواب و خیال خود بزرگ بینی بی اساس هستید. آیا امروز یک پدر میتواند بجای فرزندانش تصمیم بگیرد که شما و هم شهر یهای شما میخواهید در مورد سرزمین ایران تصمیم بگیرید، چه کسی این نمایندگی را به شما داده است، اصلأ شما چکاره هستید ؟.

 

 

 

● این وظیفهء دمکراتیک ماست که برای هم میهنان خود در مناطق مسکونی روشنگری کنیم، که امروز زمان دیگر و شرایط سیاسی ملّی و فراملّی با روابط اجتماعی و پارامترهای دیگر اقتصادی دیگری هست که باید از قبل خود را برای این پیامدها آماده کنند. امید هست که مردمان هخامنشی و پارسی تبار: جغرافیای غرب، جنوب غربی و جنوب کشور، همت کنند که بار دیگر با همبستگی، زمینهء ایجاد یک ایالت و یا یک کشور مستقلی بنام" ایالت پارس و یا کشور پارسی" را فراهم کنند.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی از سرزمین آذربایجان جز دیکتاتوری و استبداد و عقب ماندگی چیزی دیگری بر نخواسته و نخواهد خاست، آذربایجان هیچگاه پرچمدار دمکراسی و آزادی نبوده و نخواهد بود، تازه منطقهء آذربایجان در برقراری دیکتاتوری ها و عقب ماندگیها و فرهنگ خرافات امروز حاکم بر کشور ایران سهم بسیار بزرگی دارند. آنچه که تا کنون در مورد آذربایجان نوشته شده است همه روایت و دروغ صد در صد هست که خود این مردم حاکمیّت و قلم و دفتر را در دست داشتند و مطابق خواسته های خود هرچه خواستند نوشتند.

 

 

 

● اگر مردم آذربایجان مترقی و دمکرات می بودند، با اتحاد و همبستگی با ملّت ایران برای پیشبرد جنبش سبز بر علیه دیکتاتوری علی خامنه ای به خیابان می آمدند، آقای رضا پهلوی شما چرا وقتی مردم آذربایجان به پشتیبانی از جنبش سبز بیرون نیامدند که باعث سرکوب این جنبش هم شدند، بیانیه ای ننوشتید که مایهءِ شرمساری خود را از مردم تُرک آذری به نمایش بگذارید، امّا اکنون تلاش بر آن دارید که ملّت ایران را پشت سر مردم آذربایجان به راه بیندازید، که معلوم نیست چه فاجعه ای دیگر از آن بیرون بیاید ؟. آقای رضا پهلوی شما چرا بیانیه ای برای بیستمین سالگرد ترور دکتر شاپور بختیار انتشار ندادید ؟ ولی پشت سر هم از تعریف و ستایش تُرک تباری بیانیه های رنگارنگ بیرون میدهید ؟.

 

 

 

● حرکات مقطعی و به خیابان آمدن جدید مردم آذربایجان در رابطه با دریاچهء اورمیه، به مناسبت دمکراسی نبود بلکه به مناسبت تسخیر سرزمین و کسب مالکیّت بخشی از سرزمین ایران هست، امّا این مردم نمیخواهند درک کنند که آنها در سرزمین ایران مهاجر هستند و حق مطالبات کسب مالکیّت یک وجب از خاک سرزمین ایران را ندارند. آنها جزئی از شهروندانِ ایرانی در تمامیّت ارضی کشور هستند که بدون داشتن هیچگونه امتیازی با سایر ساکنان ایران، حق حیّات و حق برخورداری از حقوق فردی و شهروندی را دارند و بس.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی اعتراضات به مناسبت محیط زیستی و غیر سیاسی گروهی در آذربایجان، بیانگر موضوعاتی است: 1- که این مردم به دمکراسی و جنبش دمکراسی و همبستگی ملّی اهمیّتی نمیدهند، و به خاطر دمکراسی به خیابان نیامده اند و نخواهند آمد و طبق فرهنگ گذشته این مردم فقط در پی مالکیّت خاک و سرزمین و حساسیّت نشان دادن به این عرصه و تسخیر آن هست 2- این حرکت گروهی هدف دارد که مالکیّت دریاچهء رضائیه را فقط به مردم تُرک تبار نسبت دهند، و در قدم اوّل مردم کُرد را از این ناحیّه بی بهره کنند. در همین زمان هم سپاه و لشکر علی خامنه ای و ارتش ترکیه مردمان کُرد ایرانی تبار را در هر مکان و زمان مورد حمله وحشیانه قرار داده اند 3- در همین زمان که علی خامنه ای مهدی کروبی رهبر اپوزیسیون جنبش سبز را تحت فشار همگانی قرار داده و قرار است از این پیر مرد با شکستن روحی او ویدئویی آماده کنند، و در واقع در صدد نابودی کامل مهدی کروبی است، گروهی طرفدار علی خامنه ای که خود را طرفدار محیط زیست مینامند سر و صدا راه انداختند تا آب را گل آلود کنند، و مسئلهء مهدی کروبی برجسته نشود و هر کاری که علی خامنه ای بخواهد با اپوزیسیون و رهبران آنها در درون کشور انجام دهد،

 

 

 

4- صدای مردم آذربایجان در تاریخ ایران پیوسته به آن خروسی میماند که بی موقع و بد موقع بانگ سر میدهد. خاموش بودن خروس بد آواز و زمان و موقعیّت نشناس خیلی بهتر است.

 

 

 

● آقای رضا پهلوی اسب سواری و تیر اندازی ستارخان در تهران با پایان بودن انقلاب مشروطهءِ دوّم هم به مانند همان خروس بد آهنگ بود که بی موقع آواز سر میداد. متأسفانه شما و هم شهری های مازندرانی شما هم به خروسهای بد آهنگ تُرک تباری تبدیل شده اید، که برای سرزمین ایران مزاحمت ایجاد میکنید، لطفأ دیگر آواز بد سر ندهید و یا اگر مایل به ادامهء سر دادن بانگِ بد آهنگِ تُرک ستایی بی اساس و گوش خراش هستید، لطفأ در زادگاه و خانهءِ خود آلاشت مازندران. (پايان نوشته)

 

 

 

مراتب قدرشناسي آقاي كرمي با جملات زير نثار آقاي سيروس مددي شده است:

 

 

"اکنون می بینم که آقای مددی به نمونهءِ مثبت در جامعهء آذربایجان تبدیل گشته و خودِ ایرانیان هم دیگران را به نوشته ها و سخن رانی آقای مددی آدرس میدهند جای بسی حوشحالی میباشد...انتظاری که از آقای سیروس مددی ها میرود این هست که به واقعیّتهایی که خود به آن رسیدند و به پیامدهای شومی که در انتظار پان ترکیسم در ایران هست و به آن پی برده اند، را به ... آنها گوشزد کنند که ... حد و مرز خود را بشناسند."