منتخب مدیریت

توضيح از تريبون: انتظار اينكه يك دولت خارجي مثل تركيه، حتي اگر ميخواست، ميتوانست رژيمهاي آدمخواري چون حاكميت معمر قذافي،4 B صدام حسين، بشار اسد و امثالهم را حفظ كند، صرفنظر از جنبه اخلاقي مسئله، امري ممكن نبوده و نيست. كما اينكه ايالات متحده آمريكا، در سال 1979 نزديكترين متحد خود در خاورميانه يعني رژيم پهلوي را غيرقابل حفظ تشخيص داد. از نظر اخلاقي نيز وقتي از پي دهه ها قساوت و سركوب همه جانبه، مردمان اين كشورها بر عليه ديكتاتورهاي خود به پا مي خيزند، دفاع از ديكتاتور از سوي جمهوري تركيه، لكه ناشايستي ميشد كه هرگز از يادها فراموش نمي شد. اينكه رژيم اسد، سرنگون نشد و از پس رژيمهاي صدام حسين و معمر قذافي، چيزهاي بدتري برجايشان نشست، توجيه و مجوز دفاع از صدام و قذاقي و بشار اسد نميتواند باشد. كساني هم كه به هر دليل در صدد نجات اين قبيل رژيمهاي جاني از سقوط حتمي برآمده اند، موفقيت زيادي در عمل نداشته اند و در دراز مدت اين قبيل رژيمها، هرگز نه شانس ماندن دارند و نه حداقلي از مشروعيت براي ماندن. اين رژيمها با قتل عام مخالفين در طي چندين دهه، هيچ شانسي براي شكل گيري يك اوپوزيسيون مدير و مدبر كه بتواند نظام جايگزين آنها را اداره كند، نمي دهند. نتيجه اين سياست، غيرقابل حكومت شدن ويرانه هاي بجا مانده از فروپاشي رژيمهاي آدمخوار است. تبعات تلخ و خونين اين غيرقابل حكومت شدن كشورهاي استبدادزده در فرداي افتادن ديكتاتورها را، سالهاست كه مشاهده ميكنيم. اما چاره اين كار، دفاع از ديكتاتورها و رژيمهاي آدمخوار نيست. (پايان توضيح)

در گذشته چه اتفاق افتاد؟

آمریکا بعد از اولین جنگ خلیج (1991) مرز هوایی 36 درجه شمال را بر روی عراق بست. یعنی عملا عراق را تجزیه کرد. برای "حفاظت" شمال عراق از "تعرض" حکومت مرکزی عراق "نیروی چکش" را در خاک ترکیه و با اجازه حکومت ترکیه سازماندهی کرد. سپس قدم به قدم "اسرئیل دوم" را در شمال عراق تاسیس کرد. در شمال عراق از پکک حمایت، و آنرا زیر بالهای خود گرفت. آمریکا نه تنها عراق را تجزیه کرد، بلکه با حمایت از پکک، قصد خود دایر بر تجزیه ترکیه را نیز اعلام نمود. زیرا استقلال کردستان تحت حمایت و کنترل آمریکا بدون تجزیه ترکیه امکان ناپذیر بود. چنانکه استقلال کردستان بدون تجزیه سوریه و ایران نیز امکان ناپذیر است. روند حمایت آمریکا از پکک را ژنرال بازنشسته ارتش، "نجاتی اؤزگن" Necati Özgen که در آن زمان فرمانده تامین آسایش منطقه بود، و نیز ژنرال "اشرف بیتلیس" Eşref Bitlis فرمانده کل ژاندارمری وقت ترکیه در گزارشات خود به ستاد ارتش ترکیه با فاکت ها بیان می کردند، که چگونه هلی کوپترهای متعلق به نیروی چکش آمریکا به پکک اسلحه، تجهیزات، دارو ... می رسانند. (1)

خطاهای حکومت ترکیه در سال 1991 دارای نتایج فاجعه باری بود. حکومت "آکپ" AKP نیز در سال 2003 این خطاها را تکرار کرد. در این سال، با اینکه مجلس ترکیه، لایحه اجازه عبور سربازان آمریکایی از ترکیه به شمال عراق را رد کرد، ولی حکومت عبدالله گول برخلاف قانون اساسی ترکیه، کمک کرد، تا سربازان و تجهیزات آمریکا از طریق ترکیه و بشکل غیر مستقیم به شمال عراق برسند. نتایج سیاست فوق، هم برای عراق و هم برای ترکیه فاجعه بار بود. با اشغال عراق بوسیله آمریکا، بیش از یک میلیون شهروند عراقی کشته شدند، صدها هزار زن عراقی مورد تجاوز قرار گرفتند، عراق ویران شد، و "حکومت منطقه ای کرد شمال عراق" تحت حمایت آمریکا، تاسیس، و به قانون اساسی جدید عراق تحمیل شد.

خطاهای ترکیه در سال 2011 یکبار دیگر در سوریه تکرار شد. آمریکا در آستانه جنگ داخلی تحمیلی سوریه، به ترکیه می گفت: "اگر در مداخله سوریه در کنار ما نباشید، در میز مذاکره (تقسیم سوریه) سهمی عاید شما نخواهد شد". ترکیه به طمع سرنگونی حکومت بشار اسد در کمتر از دوماه، در طرح سرنگونی اسد و تجزیه سوریه شرکت کرد. ولی حکومت اسد تا به امروز، حتی قدرتمند تر از قبل، سر پا ایستاده است، و این واقعیت را به جهانیان ثابت کرده است.

ارزیابی خطاهای حکومت "آکپ" AKP6

امروز در درون و بیرون حزب حاکم ترکیه "آکپ"، در زمینه اقتصاد، سیاست، فرهنگ، سیستم آموزش و پرورش، و بویژه، سیاست خارجی، در خصوص اشتباهات بزرگ فوق و نتایج آن بحث های زیاد و جدی وجود دارد. روزنامه نگار پر تجربه ترک "عصمت اؤزچلیک" Ismet Özçelik که این بحث ها را از نزدیک دنبال کرده است چنین می نویسد:

" هفته پیش، در ضیافت بزرگی با عده زیادی سیاست مدار، دیپلمات، بوروکرات و صاحبان کار دیدار داشتم. نام هایی که خاورمیانه، آسیا، شمال آفریقا را خوب می شناسند. با مصر، لیبی، ایران، عراق، سوریه، روسیه و چین روابط نزدیک دارند. آنها عموما در مورد سه اشتباه بزرگ آکپ در سیاست خارجی تاکید دارند:

صدام می بایستی می ماند: "در عراق، صدام می بایستی در قدرت می ماند. اگر چه آمریکا می خواست که صدام بایستی سرنگون شود. موضع ترکیه در این خصوص بسیار مهم بود. حداقل می شد، بدون فروپاشی دولت عراق، انتقال قدرت صورت گیرد. و این نشد. در نتیجه، دهها میلیارد دلار صادرات ما از بین رفت. بعلاوه برای پکک PKK در عراق فضایی باز شد. پکک بعد از اشغال عراق، تحت کنترل آمریکا بزرگ شد. و هزینه مبارزه علیه ترور از صد میلیارد دلار گذشت".

به قذافی خیانت کردیم: "لیبی قذافی برای ترکیه مهم بود. در عملیات قبرس (1974) بزرگترین حمایت از ترکیه را لیبی کرد. ترکیه کارهای ساختمانی را در لیبی آغاز کرد، و به کارهای بزرگی دست زد. سالیانه دهها میلیارد دلار سفارشات داشتیم. وقتی ناتو برای مداخله در لیبی آماده می شد، ابتدا گفتیم ناتو در لیبی چکار دارد، ولی بعد، از مداخله ناتو حمایت کردیم. از تروریست های لیبی در ترکیه پذیرایی کردیم. 300 میلیون دلار پول نقد به آنها دادیم. ولی نهایتا به نقطه ای رسیدیم که حتی نتوانستیم سفیر خود را به لیبی بفرستیم. در لیبی خیلی چیزها از دست دادیم. هم کارهای ساختمانی و هم صادرات مان به صفر رسید. در شمال آفریقا اعتبارمان تماما از بین رفت. مردم لیبی آنچه را که ما در حق شان کردیم، حتی صد سال دیگر هم فراموش نخواهند کرد".8

از اسد حمایت نکردیم: "وقتی غرب قصد سرنگونی اسد را کرد، ترکیه باید از اسد حمایت می کرد. ولی ما عکس آنرا انجام دادیم. 911 کیلومتر مرز خود با سوریه را برروی گروههای ترور باز کردیم. ترکیه را تبدیل به گذرگاه تروریست ها کردیم. در رمضان 2011 همراه پادشاه سعودی و امیر قطر به خیال نماز خواندن در مسجد جامع اموی (دمشق) افتادیم، در واقع به دام آمریکا افتادیم. وقتی ما به اسد، تحت نام "اسد قاتل" حمله می کردیم، آمریکا پکک را به "پیاده نظام" خود تبدیل کرد. در مرزهایمان "دولت چه ی" پکک، تحت حمایت آمریکا عملا بوجود آمد. و حال برای دفع این شر، می جنگیم. هر گوشه کشورمان مسکن پناهندگان شده، و هزینه آن بالغ بر 30- 25 میلیارد دلار است. علاوه برآن تجارت خود با سوریه را تماما از دست دادیم".

از هر جای ضرر برگردی نفع است: "برکنار کردن احمد داود اوغلو از مسئولیت وزارت خارجه را حرکتی مثبت، و نشانه بازگشت از سیاست خارجی نادرست تلقی می کنند. هر چه قدر هم بن بست در رابطه با لیبی ادامه داشته باشد، و رابطه با عراق هنوز به سطح قبل از اشغال نرسیده باشد، و پیشداوری در مورد اسد ادامه داشته باشد، دچار بد بینی نیستند، به همکاری منطقه ای امیدوارند، و روی همکاری منطقه ای تاکید می کنند، و معتقدند که از هر جای ضرر برگردی نفع است".

جای داعش را ایران گرفت: "آمریکا تا به امروز، علت حضور خود در سوریه را با داعش توجیه می کرد. داعش پاکسازی شد و علت حضور آمریکا در سوریه نیز برطرف گردید، همه شروع به بازخواست حضور آمریکا در سوریه کردند. ولی آمریکا بدنبال یک تاکتیک جدید است. امروز ادعا می کند که، " تهدید ایران در سوریه، مسئله درجه اول امنیت آمریکاست" به زبان دیگر، تا برطرف کردن تهدید ایران، آمریکا در سوریه خواهد ماند. یعنی آمریکا می خواهد بگوید که سوریه را ترک نخواهم کرد".   (2)

"نیروی چکش" تاکتیک جدید آمریکا در سوریه5

وزیر امنیت ملی آمریکا، ژنرال "هربرت ریموند مک ماستر"، و وزیر خارجه آمریکا تیلرسون، در ترکیه با حکومت ترکیه مذاکرات محرمانه ای داشتند، مضمون این مذاکرات در روزهای اخیر شروع به آشکار شدن شد. پیشنهاد سابق آمریکا دایر بر تاسیس 30 کیلومتر عمق امنیتی برای ترکیه در شمال سوریه معلوم بود، ولی مسئله این بود که این 30 کیلومتر نوار امنیتی را چه نیرویی کنترل خواهد کرد، اکنون آشکار شده است که گویا نوار امنیتی را "نیروهای ائتلاف سوریه" که تحت رهبری آمریکا و بطور عمده از نیروهای کرد تحت حمایت آمریکا تشکیل می شود، کنترل خواهند کرد. یعنی مدل جدیدی از "نیروی چکش" که هواپیماهای آمریکایی مستقر در "اینجیرلیک" (آدانا) و "پیرینچلیک" (دیاربکر) آنرا حفاظت خواهند کرد! یعنی آمریکا می خواهد مدلی را که به هنگام اشغال عراق پیاده کرد، این بار در سوریه پیاده کند. به زبان دیگر، وقتی کریدور آمریکا - اسرائیل در شمال سوریه باعملیات "سپر فرات" و "شاخه زیتون" ارتش ترکیه قطع شد، آمریکا قصد دارد آنرا نیروی چکش باز کند!

آمریکا بدنبال هم در منطقه ضربه خورده است، ولی برای رسیدن به هدف های خود در این مرحله، از ضعف های حکومت ترکیه کمال استفاده را می کند، از یک طرف سیاست هویچ و چماق را علیه ترکیه بکار می برد، و از طرف دیگر به کمک های همه جانبه خود به پکک یعنی پیاده نظام ،و تنها متحد خود در صحنه جنگ، با شدت تمام ادامه می دهد.

ماهیت عملیات شاخه زیتون

به "عملیات سپر فرات" و "عملیات شاخه زیتون" نه صرفا از نقطه نظر مخالفت و یا دشمنی با حکومت آکپ و یا شخص اردوغان، بلکه باید از منظر منافع ملی ترکیه، و کشورها و خلق های منطقه نگاه کرد. عملیات شاخه زیتون در ماهیت خود یک عملیات ضد امپریالیستی است، زیرا، علیه طرح های آمریکا و ابزارهای آمریکا در منطقه مبارزه می کند، همچنانکه عملیات ارتش سوریه در "گوتای شرقی" علیه آمریکا، و علیه ابزارهای "اسلامی" آمریکاست که به میدان جنگ علیه سوریه رانده شده اند. حکومت آکپ، تا دیروز، تحت تاثیر وعده وعید های آمریکا، دایر بر بردن سهمی از تجزیه عراق و سوریه، با پکک، سیاست "گشایش کرد" و با فتح الله گولن، سیاست "شراکت در حکومت" را دنبال می کرد. به زبان دیگر، آمریکا تا دیروز امیدوار بود که حکومت آکپ را با مذاکره به قبول تجزیه ترکیه راضی کند، و برای این هدف از تمامی اهرم های خود بویژه از گلادیوی لانه کرده آمریکا در دولت ترکیه FETO (سازمان ترور فتح الله گولن)، و از اهرم فشار عملیات ترور پکک علیه ترکیه، کمال بهره برداری را می کرد، ولی امروز حکومت ترکیه آن سیاست ها را ترک و به سرکوب هر دو، چه در داخل و چه در خارج روی آورده است. مسلما آنچه که در این چرخش 180 درجه ای تعیین کننده بوده است، نه تصمیم یک فرد و یا رهبری حزب حاکم، بلکه عکس العمل دینامیک های ترکیه در متوقف کردن روندی بود که نهایتا به تجزیه ترکیه منجر می شد.

برای ترکیه راه سومی وجود ندارد، یا باید سیاست پاکسازی کامل پکک را با همکاری کشورهای منطقه ادامه داده، و نهایتا با آمریکا بعنوان صاحب کار اصلی رو در رو شده و تسویه حساب کند، و یا تسلیم شده و به سرنوشت افغانستان، عراق و لیبی دچار گردد.

آمریکا بدون دلیل روی پکک/ پید سرمایه گذاری نکرده است، و بدون دلیل همه تخم مرغ ها را در یک سبد نچیده است، آنهم به بهای از دست دادن ترکیه، زیرا، هدف نه تنها بکارگیری پکک در تجزیه کشورها و به اسارت در آوردن خلق های منطقه، بلکه مهم تر از آن، استفاده از این نیرو (با ماسک مسلمان، سکولار، دموکراتیک) در مناطق بحرانی است. همچنانکه، امروز بعد از استفاده از داعش در خاورمیانه، و پایان تاریخ مصرف آن، داعش را به افغانستان انتقال می دهد. هیچ دولتی، اگر واقعا دولت باشد، اجازه تشکیل یک اسرائیل دوم تحت حمایت و کنترل آمریکا و غرب را در خاک خود و یا بیخ گوش خود نمی دهد، هر قدر هم رهبران آن دولت مرتجع باشند. تشکیل کردستان تحت حمایت آمریکا، نه پایان کار و بر قراری صلح و آرامش و "استقلال" کردستان، بلکه تازه، آغاز منازعات بی پایان در منطقه، ویرانی، مهاجرت های دهها میلیونی، و غارت منابع انرژی، آب، و ثروت های ملی کشورهای خاورمیانه بدست کمپانی های چند ملیتی غرب خواهد بود، به زبان دیگر دوران بردگی جدیدی برای خلق های منطقه رقم خواهد خورد. (3)

تاکتیک "دام های غیر نظامی" پکک، در عفرین

پنهان شدن در میان، و پشت سر غیر نظامیان، استفاده از مردم عادی بعنوان سپر، استفاده از مردم عادی بعنوان ابزاری برای پوشش خود، نشان می دهد که پکک/ پید بعنوان یک سازمان واقعی ترور، ارزشی به جان و زندگی مردم قائل نیست.

پکک/ پید قبل از آغاز عملیات شاخه زیتون، خانواده و آشنایان خود در عفرین را به حلب و اطراف آن منتقل کرده اند. در حالی که به مردم عادی اجازه خروج از عفرین را نمی دهند.

مسئول کمک های انسانی سازمان ملل و از معاونین دبیر کل سازمان ملل Mark Lowcock در گزارش خود به سازمان ملل می گوید: "پکک/ پید، اجازه انتقال غیر نظامیان در عفرین را به مناطق امن نمی دهد". (28 فوریه 2018)

از سخنگویان دبیر کل سازمان ملل Dujarric Stephane در یک گزارش مطبوعاتی می گوید: "تاکنون 5 هزار نفر غیر نظامی توانسته اند عفرین را ترک نمایند، ولی YPG که عفرین را تحت کنترل دارد مانع خروج غیرنظامیان از عفرین و رفتن آنها به مناطق امن است".

سخنگوی دیگر دبیر کل سازمان ملل Ferhan Haq در ششم فوریه طی گزارشی گفت: "پکک/پید مرکز عفرین را محاصره کرده اند، آنها مانع خروج غیرنظامیان به مناطق امن اند".

خبرگزاری آناتولی (A.A) با استناد به منابع خود در داخل عفرین گزارش کرده است که پکک/پید از غیرنظامیان بعنوان سپر استفاده می کنند. آنها غیر نظامیان را به زور به مرکز عفرین منتقل کرده اند. در آنجا سنگر های عمیق کنده و دیوارهایی در اطراف آن برپا کرده اند. می خواهند در صورت درگیری از مردم عادی بعنوان سپر خود استفاده کنند. این مسئله یک تاکتیک تبلیغاتی نیز می باشد، زیرا در صورت تلفات غیرنظامی، آنها از این موضوع استفاده تبلیغاتی خواهند کرد، تا ادعا کنند که نیروی هوایی ترکیه غیر نظامیان را بمب باران می کند. در حالی که هدف بمب باران های هوایی ترکیه پناهگاههای پکک/پید، انبار مهمات، مواضع تسلیحاتی ... است. ارتش ترکیه تاکنون دقت و حساسیت فوق العاده ای در این زمینه نشان داده است. تاکتیک های پکک/ پید در عفرین در جهت استفاده از غیرنظامیان بعنوان سپر عینا شبیه تاکتیک های گروههای ترور اسلامی در گوتای شرقی است. زیرا آن گروهها نیز اجازه خروج غیر نظامیان از منطقه را نمی دهند. (4)

پکک/پید، برای جلوگیری از فرار مردم از عفرین، راههای خروجی دهات اطراف عفرین را بمب گذاری کرده است. تا حال چندین نفر براثر اصابت به بمب ها جان خود را ازدست داده اند. "مسلم منصور" ساکن ده Kurayriyah (در شرق جندریس) می گوید: "ما عرب هستیم، بدین دلیل با ما بد رفتاری می کنند. ما را به هر بهانه ای اذیت می کنند. برای ممانعت از خروج ما، اطراف ده را بمب گذاری کرده اند. جوانان خود را از دست می دهیم، دیگر بس است، به این ترور پایان دهید. آنها آمدند و خود را داخل مردم کردند، خانه ها و راهها را بمب گذاری کردند. از خانواده هایی که دارای فرزندان بالغ هستند 5 میلیون لیر (10 هزار دلار) مطالبه می کنند، در غیر این صورت فرزندان شما را با زور برده و بعنوان سرباز استفاده می کنند. اگر فرزند پسر نداری دخترت را می برند. آنها از من خراج می خواستند، چیزی برای پرداخت نداشتم جز یک دکان کوچک، هر روز می آیند و از من کارت شناسایی می خواهند. در حالی که من اهل اینجا هستم، همه می دانند، ولی آنها می گویند که تو مهاجر هستی". (5)

توضیحات:

1)   در 12 جولای 1991 در زمان حکومت "مسعود ییلماز" (حزب مام وطن Ana Vatan Partisi ) با تصویب هیئت وزیران اجازه استقرار نیروی چکش به آمریکا داده شد. نیروی چکش (Hammer Power - Poised Hammer) از یک طرف منطقه کرد نشین شملل عراق را تحت حمایت گرفت و عملا آنرا از حاکمیت دولت مرکزی عراق خارج کرد، و از طرف دیگر در منطقه تحت حاکمیت خود در شمال عراق، به حمایت و تعلیم نیروهای پکک آغاز کرد. ژنرال "اشرف بیتلیس" Eşref Bitlis فرمانده کل نیروهای ژاندارمری وقت ترکیه، به علت تدوین استراتژی مبارزه با طرح نیروی چکش آمریکا و برداشتن قدم های عملی مهمی در این راه، طی سؤ قصدی توسط گلادیوی آمریکا، با سرنگونی هلی کوپتر نظامی اش کشته شد.

(2) لینک مقاله عصمت اؤزچلیک   https://www.aydinlik.com.tr/akp-nin-3-yanlisi-ismet-ozcelik-kose-yazilari-subat-2018

(3) روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی از عملیات عفرین ترکیه نوشت: "شکست کردهای سوریه، ضربه ای دیگر بر سیاست های آمریکا در سوریه وارد کرد". تحلیل فوق به سادگی، نقش پکک در چارچوب استراتژی منطقه ای آمریکا را نشان می دهد. چنانکه حمایت غرب از اسرائیل نیز تاکنون، معطوف به نقشی بوده است که دولت صهیونیستی اسرائیل در خاورمیانه بازی کرده است.

"نیکلاس هراس" Nicholas Heras در فکر انبار "مرکز امنیتی جدید برای آمریکا" Centre for a New American Security نوشت: "عملیات عفرین نشان می دهد که برای سیاست مداران آمریکا، انجام بیش از یک ماموریت همزمان، در سوریه، چقدر مشکل است".

Seth Frantzman در "نشنال اینترست" Interest National چنین می نویسد: "آمریکا در سوریه دچار بحران اعتماد است. تا پائیز 2017 و تا پایان عملیات علیه داعش کارها خوب پیش می رفت، ولی اکنون با مشکلاتی روبروست. ترکیه، روسیه، سوریه و ایران می خواهند به فعالیت های آمریکا در سوریه خاتمه دهند. در خاتمه دادن به فعالیت های آمریکا در سوریه، نیروهای منطقه ای ابتکار عمل را بدست گرفته و آمریکا را منفرد می کنند".

4) عملیات شاخه زیتون قرار بود در مدت 6 هفته به نتیجه برسد، طولانی شدن عملیات (58 روز) بدلیل حساسیت های ارتش ترک در جلوگبری از تخریب مناطق مسکونی و کاهش حداکثر تلفات غیرنظامی بود. مقایسه ویرانی %85 شهر "رقه" که بوسیله نیروی هوایی آمریکا ویران شد، و رسیدن تلفات غیر نظامی به سطح رکورد در این شهر با عفرین، خود واقعیت حساسیت ارتش ترک و تاخیر چهار هفته ای در این زمینه را قابل توجیه می کند.

جبهه ی غرب پکک در عفرین، با وجود حمایت همه جانبه نظامی، تکنیکی و لوجستیک آمریکا، انگلیس، و فرانسه از هم پاشید. تمامی تسلیحات، و انبارهای مهمات ایکه امپریالیست ها در اختیار پکک قرار داده بودند بدست ارتش ترک افتاد. خندق ها، تونل ها، گذرگاههای زیرزمینی تبدیل به گورستان پیاده نظام شان گردید. رؤیاهای باصطلاح "کانتون عفرین" "کنفداراسیون دموکراتیک شمال سوریه" ، آنهم در زیر بالهای حمایتی بزرگترین امپریالیست های جهان عملا نقش بر آب شد. پارلمان اروپا، بویژه "پسر طلایی" فرانسه، ماکرون خواستار توقف عملیات شاخه زیتون در عفرین شدند. بهانه آنها نگرانی برای "تلفات غیر نظامی" بود. (طبق گزارشات رسمی، اغراق آمیز و تحریف شده خودشان، کل تلفات غیر نظامی در عفرین کمتر از 200 نفر است). آنها فراموش کردند که شهر "رقه" با بمباران های بی وقفه ی نیروی هوایی آمریکا به ویرانه ای کامل تبدیل، و تعداد تلفات غیر نظامی به درجه رکورد رسیده است. آنها فراموش کردند که بمباران های هوایی یمن توسط خاندان سعود، ملتی را در معرض امحاء کامل قرار داده، و می رود که به بزرگترین تراژدی دوران اخیر تبدیل گردد. آنها فراموش کردند که میلیون ها انسان در یمن در معرض قحطی، بیماری، بی آبی ... تلف می شوند. آنها هیچوقت "نگرانی" های انسانی شان در باره "تلفات غیرنظامی" در رقه و یمن برانگیخته نشد! ولی در مورد اصلاحات اجتماعی خاندان سعود و حق رانندگی زنان در عربستان بنگرید که چه غوغایی براه انداخته اند. برای باندهای امپریالیستی که از خون و استثمار تغذیه می کنند، زندگی انسان ها هیچوقت ارزشی نداشته است که امروز داشته باشد. آنها برای رسیدن به نتیجه سریع، ملیونها انسان را در عراق و لیبی و یمن با مدرن ترین سلاح ها و بمب ها بقتل رساندند. جار و جنجال شان درباره تلفات غیر نظامی در عفرین، چیزی جز دروغ و ریاکاری نیست. زیرا، هدف تبلیغات شان نجات پیاده نظام شان از سرنوشت محتوم است.

در لینک های زیر می توانید به نمونه هایی از انبار مهمات و پناهگاههای زیر زمینی پکک / پید، و نیز تصاویر مقایسه شده ی تخریب شهرهای رقه، موصل بوسیله آمریکا با عفرین را ملاحظه کنید:

https://www.ulusal.com.tr/gundem/teror-orgutu-ypgpkknin-12-odali-yer-alti-muhimmat-deposu-bulundu-h196839.html

https://www.aydinlik.com.tr/tsk-dan-abd-ye-musul-ve-rakka-gondermeli-afrin-aciklamasi-turkiye-mart-2018

5) در رابطه با استفاده پکک / پید از کودکان در جنگ، گزارشات سازمان ملل، عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر .. در مورد رفتار پکک / پید با زندانیان .. و محکومیت آمریکا/ پکک توسط این سازمان ها می توانید از جمله به لینک های زیر مراجعه کنید.

https://www.ulusal.com.tr/gundem/pkk-nin-cocuklara-iskencesi-belgelendi-h195815.html

https://www.turkishnews.com/tr/content/2018/03/10/dunya-gormezden-geliyor

http://www.hurriyet.com.tr/dunya/bmden-abd-ve-pyd-pkkya-suclama-4076355

* * * زمانی که نوشتن این مقاله پایان یافته بود، دو تحول در آمریکا و منطقه روی داد:

- برکناری تیلرسون وزیرخارجه آمریکا و سپس، برکناری هربرت ریموند مک ماستر، وزیر امنیت ملی آمریکا و جایگزینی آنها با افراطی ترین عناصر نئوکان های آمریکا، توسط دانلد ترامپ.

-  پایان کار پکک/ پید، و فرار از عفرین. مسلما، این وضعیت در رابطه با پکک/ پید کاملا قابل پیش بینی بود.   چنانکه ما در بخش دوم مقاله "عملیات شاخه زیتون" نوشتیم:

"در پایان دومین هفته عملیات شاخه زیتون، اخبار مربوط به آمادگی تسلیم پکک/ پید در عفرین به ارتش ترکیه رسید. امروز در کمتر از سی روز بعد از آغاز عملیات و با وساطت روسیه، شرایط تسلیم پکک/ پید نه به ارتش ترکیه، بلکه به ارتش سوریه صورت قطعی یافته است. یعنی عملیات شاخه زیتون در عفرین به هدف خود، که پاکسازی پکک / پید در عفرین بود، نزدیک و حاکمیت سوریه در عفرین، و تامین امنیت مرزهای جنوبی ترکیه صورت قطعی می یابد".

پکک/ پید با بجا گذاشتن تلفاتی نزدیک به یک سوم (3700 نفر) از نیروهای خود (از مجموع 11 هزار نیروی نظامی خود در عفرین) از طریق کریدوری که توسط ارتش ترک، برای دادن امکان فرار به عناصر پکک/ پید بود، و با بجا گذاشتن سلاح های سنگین، مهمات ... منطقه را ترک و به مناطق تحت کنترل ارتش سوریه فرار کرد. ارتش سوریه بسیاری از عناصر پکک / پید را خلع سلاح و رهبران آنها را بازداشت نمود.

بخشی از مقاله را به علت تحولات فوق حذف و تنها، بخش "تاکتیک دام های غیرنظامی" پکک در عفرین را به دلیل انعکاس حوادث اتفاق افتاده ی در عفرین که با حقایق انطباق دارند، حفظ کردیم.