منتخب مدیریت

توضيح از تريبون: در اين روزها دفاع از ترور و خشونت متكي به پروژه هاي آشكار 

Afrin1

قدرتهاي جهاني بر عليه امنيت مردمان و موجوديت كشورهاي منطقه بنحو غيرقابل توجيهي در فضاي مدياهاي فارسي و ايراني رواج دارد. از اين رو، يافتن  نوشته اي در اين فضاي آلوده،  كه سرتاپا دفاع از ايدئولوژي ترور و مرتكبين جنايات جنگي و پاكسازي اتنيكي نباشد، چندان راحت نيست. از اينروست كه نوشته زير عليرغم قاصر بودن و فقر اطلاعاتي آن، بعنوان مطلبي متفاوت براي نشر در سايت تريبون انتخاب شده است. با گذشت زمان و خوابيدن فضاي خوف انگيز دفاع از ترور و جنايات جنگي در فضاي مديال ايراني، احتمال انتشار تحليلهاي واقع بينانه هم بيشتر خواهد شد. (پايان توضيح) 

عبدالرضا فرجی راد، مدیرکل شورای راهبردی روابط خارجی

دیپلماسی ایرانی: با تضعیف داعش و تسلط کردهای سوریه بر مناطق شمالی و شمال شرقی این کشور و سپس آموزش و تسلیح آنها توسط ایالات متحده آمریکا،نگرانی ترکیه و عضوی مهم از ناتو روز بروز افزون می گشت .کردها نه تنها بر مناطق کردی تسلط یافتند، بلکه با کمک نیروی هوایی آمریکا توانستند شهر مهم رقه و پایتخت دولت خود خوانده داعش را در اختیار خود بگیرند. با این موفقیت آن ها توانستند بیش از 25 درصد از خاک سوریه را در اختیار داشته باشند. نکته قابل توجه اینکه در بسیاری از مناطق تصرفی جمعیت کردی بین 30 الی 35 درصد جمعیت و اکثریت را عرب ها و به ویژه عشایر عرب سوریه شامل می شوند. عرب های شمالی و شرقی سوریه با اینکه در اکثریت هستند ولی تحت نظر فرماندهان کرد به فعالیت های نظامی می پردازند. شاید بتوان گفت نیازمندی های مالی و دریافت حقوق و کاهش قابل توجه کمک متحد خود یعنی عربستان سعودی به عشایر عرب منطقه عامل اصلی این هم پیمانی است.

قابل ذکر است تا همین اواخر عشایر عرب این منطقه کمک هایی را از دولت سعودی دریافت می کردند ولی با آغاز حکومت بن سلمان در عربستان این کمک ها به حداقل رسید. زیرا عشایر عرب این منطقه پیوند هایی را با خاندان عبدالله، پادشاه سابق عربستان بر قرار کرده و حتی بین جوانان دو طرف پیوندهای زناشویی نیز بر قرار شده بود. با توجه به خصومت خاندان ملک سلمان با خاندان ملک عبدالله و برخورد با پسران و شاهزادگان نزدیک به آنها طبیعتا نزدیکان سوری آنها نیز مورد غضب  قرار گرفتند.

با توجه به مسائل مورد اشاره، این نکته که دشمنی آقای اردوغان با کردهای سوریه با این استدلال که آنها تداوم پ.ک.ک هستند بر کسی پوشیده نیست. ولی همگرایی عشایر عرب منطقه با کردها که منجر به تقویت قدرت نظامی کردها در بخش و سیعی از شمال سرزمین سوریه شده برای ترکیه غیر قابل هضم است. ترک ها احساس می کنند تداوم این روند و خودمختاری منطقه شمالی سوریه می تواند پشتوانه ای برای پ.ک.ک در  داخل ترکیه باشد که به شدت به بی ثباتی سیاسی و اقتصادی و امنیتی داخل ترکیه صدمه خواهد زد؛ به ویژه که در مرزها و درون ترکیه می تواند بر صندوق های انتخابات آتی به ضرر اردوغان و حزب حاکم تاثیر بگذارد. در سال های اخیر اردوغان تلاش کرد به هم پیمانان ناتویی خود تفهیم کند که تقویت جریانات کردی در شمال سوریه نه تنها به امنیت یک عضو مهم ناتو صدمه می زند، بلکه ناتو را با شکافی روبه رو می کند که ترمیم آن به سرعت و راحتی صورت نخواهد گرفت. بی توجهی به خواسته اردوغان او را در رابطه با مسائل سوریه به مسکو نزدیک کرد؛ به طوریکه همکاری های نظامی و فروش موشک اس 400 را بین یک عضو ناتو و روسیه سبب شد.

از طرفی روندی که ترکیه در مذاکرات آستانه طی می کرد آن چیزی نبود که بتواند مورد پذیرش آمریکا باشد. بالاخره با این فراز و نشیب ها و بعد از هفته ها تهدید، نیروهای نظامی ترکیه به قصد تصرف عفرین از مرزهای سوریه عبور کردند. باوجود تهدیدات ترکیه، کردها تصور نمی کردند ترکیه تهدیدات خود را عملیاتی کند. زیرا از یک سو کردهای این ناحیه از نظر سنتی و برخلاف کردهای شمال شرقی وابسته به روسیه هستند و از سوی دیگر با پشتوانه ای که کردهای دیگر به آمریکا دارند، معتقد بودند ترکیه به عنوان متحد آمریکا بدون هماهنگی به درگیری مستقیم وارد نخواهد شد. به همین دلیل ورود نیروهای ترکیه به سوریه باعث شد، کردها اعلام کنند متحدین خود یعنی آمریکا و روسیه به آنها خیانت کرده اند.

لازم به ذکر است که قبل از ورود نیروهای ترک، به کردها پیشنهاد شده بود اجازه دهند نیروهای ارتش سوریه منطقه ای را در اختیار خود بگیرند تا حساسیت های امنیتی ترکیه کاهش یابد، ولی این درخواست مورد پذیرش قرار نگرفت.

در پایان می توان اشاره کرد که تحولات ژئوپلیتیکی این روزهای شمال سوریه باعث شده اخبار مناطق دیگر سوریه تحت شعاع خبرهای آن منطقه قرار بگیرد و مشخص نیست این تحولات تا چه زمانی ادامه خواهد یافت. ولی می توان به این نکته مهم نیز اشاره کرد که قرار نیست این تحولات نظامی و در گیری ها به نحوی پیش رود که به شکست نیروهای ترک منجر شود. چنین رخدادی بسیار بعید است؛ زیرا پیامد های بسیار سنگینی را برای دولت اردوغان و ثبات در ترکیه خواهد داشت. عقب نشینی و شکست باعث می شود بی ثباتی سیاسی و امنیتی بر ترکیه سایه افکند و انتخابات آتی را به ضرر اردوغان رقم بزند. علاوه بر آن هیبت ارتش قدرتمند ترکیه و یکی از ارتش های اصلی ناتو از بین خواهد رفت. بنابراین با در نظر گرفتن این ملاحظات کردهای ناحیه غربی سوریه باید تصمیم گرفته و چاره جویی کنند. به ویژه که ترکیه اعلام کرده با تصرف عفرین به سمت شرق و شهر های شرقی حرکت خواهد کرد. شاید بتوان گفت عاقلانه ترین تصمیم برای کردها این است که با دخالت روس ها در این منطقه نیروهای ارتش سوریه مستقر شوند. پیشنهادی که قبل از ورود نیروهای ترک به آنها ارائه شد. در این صورت بهانه دولت ترکیه به دلیل ملاحظات امنیتی گرفته خواهد شد.

می توان گفت در تحولات اخیر کردهای سوریه همان اشتباهی را انجام دادند که بارزانی در ارتباط با رفراندوم مرتکب شد.آنها نیز فکر می کردند با شکست داعش می توانند بدون در نظر گرفتن ملاحظات ژئوپلیتیکی روند استقلال اقلیم را دنبال کنند. انگار کردها عادت دارند که دستاوردهای نظامی خود را در دیپلماسی و انتخاب  اشتباه از دست بدهند. تکیه بیش از حد کردها به قدرت های جهانی آن ها را درموقعیت ضعیف قرار می دهد. لازم است به جای خودمختاری و استقلال به داخل سوریه نظر افکنند و در چارچوب تغییرات قانون اساسی منافع مردم کرد را دنبال کنند؛ مسئله دوم اینکه آیا ورود نیروهای ترکیه تاثیری بر تحولات سوریه خواهد داشت؟ به نظر می رسد در کوتاه مدت دولت سوریه از این تحولات سود خواهد برد. احتمال دارد در نهایت کردها بپذیرند که در شمال غرب سوریه نیروهای ارتش سوریه مستقر شوند. شاید سکوت نسبی روس ها بی ارتباط با این قضیه نباشد. در این حالت دولت سوریه بر مناطق آزاد شده خود می افزاید و از سویی نیز موضع کردها در مذاکرات آتی با دولت تضعیف می شود. ناتوانی کردها در حفظ یکی از نواحی کردی باعث می شود عشایر عرب نیز به تدریج راه خود را از کردها جدا کرده و با دولت به مذاکره بپردازند. در واقع آنچه در شمال سوریه می گذرد ممکن است به تضعیف کردها و موضع آمریکا ختم شود و مواضع ترکیه، روسیه و دولت سوریه تقویت شود.