قادينلار زنان

دادن سهمي در شمال خط فرضي آستارا-حسينقلي يعني تعلق سواحل تركمنستان و آذربايجان به ايران!Xezer


مشكل اصلي و لاينحل ايران عمق زياد در سواحل جنوبي خزر در جنوب خط آستارا-حسينقلي است. عمق زياد آب در اين منطقه هرگونه اكتشاف، حفاري و بهره برداري از منابغ هيدروكربني را، غير اقتصادي و (در وضعيت فعلي و آينده قابل پيش بيني) غيرممكن ميكند. طبق برآوردهاي منتشر شده از سوي متخصصين مختلف، هزينه استخراج نفت در حوزه ايراني درياي خزر هزينه اي حول و حوش 30 تا 40 دلار و بيشتر به ازاي هر بشكه را دارد. ادعاهاي ايران در مورد اكتشاف و حتي اسختراج نفت در حوزه ايراني درياي خزر هم تاكنون با هاله اي از ترديد و ابهام مواجه شده اند. (لينك مطالب حاوي اين ترديدها در پايان اين مقاله آمده است)



در دوران حاكميت شوروي، هيچ پرنده اي از سوي ايران حق عبور از خط آستارا-حسينقلي را نداشت و شبها در آستارا نور كشتيهاي مرزباني شوروي از ساحل قابل مشاهده بود و هر چند وقت يكبار اين مرزبانان شوروي، در همان خط مرزي، ماهيگيران ايراني گم كرده راه را گرفته و به آبهاي ايران (در جنوب آن خط) هدايت ميكردند. در همه دوران شوروي امكان هيچ سفر يا بازديدي از مناطق شمال مرز آستارا-حسينقلي موجود نبود و كسي هم مرتكب اين كار نشده بود. اگر همچو توهمي در مورد مالكيت مشاع اين دريا از سوي ايران و شوروي در ذهن كسي بود، قاعدتا پيش از همه بايستي آمريكايي ها كه پايگاه جاسوسي و نظارتي در سواحل جنوبي خزر داشتند، از اين حق و حقوق خبر مي داشتند و ايران را ولو براي راندن يك قايق تفريحي به شمال خط مرزي و فرضي آستارا-حسينقلي تشويق ميكردند.


 درياي خزر در بخش شوروي (شمال خط آستارا-حسينقلي) در دوران حكومت شوروي هم بين چهار جمهوري شوروي يعني روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان موافق عكس ضميمه تقسيم شده بود. جمهوري آذربايجان كه اينك تأسيسات عظيم استخراج نفت در دريا را در منطقه خودش دارد، در آن دوران هم در چهارچوب فعاليتهاي اقتصادي "جمهوري سوسياليستي شوروي آذربايجان" در همين مناطق فعال بود. موفقيت در حفر اولين چاههاي نفتي دنيا در بستر دنيا مثل پيرآللاهي، گورگان دنير و جيلووآداسي "Gürgan-dəniz", "Pirallahı", "Çilov adası" و احداث يك شهر بنام "نفت داشلاري" بر روي درياي خزر، براي توسعه اين فعاليتها در همين مناطق و بر همان اساس حقوقي نظام شوروي انجام گرفته بود.

كشف حوزه هاي نفتي "نفت داشلاري" در 7 نوامبر 1949 در فاصله 40 كيلومتري از ساحل خزر و فاصله 90 كيلومتري از باكو، صنايع نفت آذربايجان را به شهرت جهاني رسانيد.

با بهره برداري از اين منابع در سال 1950، صنايع نفتي-دريايي آذربايجان متولد شد.

شركت "خزز دنيز نفت" در سال 1970 تأسيس شد. تا اين مرحله استخراج نفت تنها به شرط 40 متر و كمتر بودن عمق آب ممكن بود.

اين شركت، در فاصله سالهاي 1970 تا 1980 طي 75 مرحله، بيش از 400 كشتي جرثقيل دار قادر به بلند كردن بار فوق سنگين، وارد خزر كرد. يكي از اين كشتي-جرثقيل ها به نام "آذربايجان" قادر به بلند كردن 2500 تن بار بود. با يك سري تمهيدات ديگر، قدرت اكتشاف و استخراج صنايع نفت آذربايجان به آبهاي داراي عمق 70 متر و سپس به آبهاي داراي عمق 200 متر هم رسيد.

Salman
شركت "خزر دنيز نفت" به كشف 8 حوزه نفتي و گازي جديد موفق شد. در طي دهه 1980 تعداد تأسيسات حفاري شناور آذربايجان در خزر به 11 رسيد. كشف بزرگترين منابع نفتي امروزين آذربايجان مثل گونشلي، چيراق، كپز و آذري در آبهاي داراي عمق 80 تا 350 متر، مربوط به موفقيتهاي بزرگ اين سالهاست. امروز 60 درصد توليد نفت آذربايجان مربوط به اين ميادين است.

امضاي قرارداد تاريخي موسوم به "قرارداد قرن" در سال 1994 مربوط به بخش آبهاي عميق سه حوزه "آذري"، "چيراق" و "گونشلي" است.

ادعا برنيمي از درياي خزر و سپس تغيير آن به 20 درصد داراي هيچ سابقه حقوقي و قانوني نيست و هميشه جمعي از دولتمردان ايران مشغول سوء اسفتاده از توهماتي هستند كه خودشان در پروردن آنها نقش داشته اند. معلوم نيست كه اگر ادعاي 20 درصدي و 50 درصدي بر درياي خزر ممكن است چرا ادعاي تملك كل اين دريا مطرح نميشود.



در کتاب تاریخ دیپلماسی دریای خزر، هم نویسنده کتاب و هم دریادار سیف ا.. انوشیروانی فرمانده ناوگان خزر و هم احمد میرفندرسکی وزیر سابق امورخارجه، تقاضای 20% ایران که خارج از خط آستارا حسینقلی را در برمیگیرد غیر قابل اجرا میدانند و معتقد هستند که ایران در تمام دوره شوروی در کشتی رانی و خط هوایی مبنا را همین خط قرار داده و از آن تخطی نکرده است این افراد مانند گیو میرفندرسکی تحقق سهمی فراتر از خط آستارا – حسینقلی را خلاف عرف و منطق بین المللی و خلاف توافقات ایران و شوروی سابق نامیده اند.



قرارداد فعلي حتي در صورت امتناع ايران از امضاي ايران، احداث لوله هاي انتقال نفت و گاز از بستر خزر در مسير شرقي -غربي (از قزاقستان و تركمنستان به جمهوري آذربايجان) و انتقال اين منابع از مسير لوله هاي موجود به بازارهاي اروپايي را ممكن خواهد كرد. مخالفت ايران بدون پشتوانه روسي هيچ ضمانت اجرايي ندارد. امتياز ديگر توافقنامه فعلي (حتي بدون موافقت ايران) حل اختلاف في مابين آذربايجان و تركمنستان خواهد بود.



در نقشه فوق، منابع در حال بهره برداري و منابع كشف شده زير درياي خزر مشخص شده است. دو مورد منابع مورد اختلاف ميان تركمنستان و آذربايجان هم در نقشه مشخص است.

لينك چند مطلب مربوط به اين موضوع

گزارش دويچه وله: ترديدهايي در مورد كشف نفت و گاز از سوي ايران در درياي خزر
ترديد کارشناسان آذربايجان در مورد کشف ميدان گازی ايران در خزر
سهم صفر درصدي ايران از نفت و گاز درياي خزر

دو يادداشت اضافه شده به متن:

1. اسكيزوفرني يا بيماري توهم

حتما دوستان به تجربه افراد متوهم را ديده اند كه از "فرد پشت در" بخود ميلرزند. اين بيماري فردي است و معمولا اطرافيان در مورد فرد بيمار اطلاع دارند و سعي در برخورد انساني ميكنند. افرادي هم شايد با نيت خير بخواهند به طرف بيمار "ثابت كنند" كه فردي پشت در قايم نشده است. نتيجه هميشه يكي است. فرد متوهم اشكال در منطق ندارد و براحتي "استدلال" ميكند كه نه مثلا وقتي شما در را باز كرديد كه "آن مرد پنهان در پشت" ديگر جا عوض كرده بود. همين. برخي ها يك عمر با چنين كساني زندگي ميكنند. اين بيماري اختلال در ادراك انساني (شيزوفرني يا اسكيزوفرني) به سختي قابل علاج است.

آنچه ما در جو ايران شاهديم انواع "توهم جمعي و ملي" است. در مورد ضريب هوش ايرانيان، در مورد تاريخ ايران، قادسيه، تركمنچاي، اداره ناسا از سوي ايرانيان، عشق غربيان به ايرانيان، حماسه رضاشاه، حماسه مصدق، حماسه قاسم سليماني و بسياري از اين دست. برخي از اين توهمات فراگيرتر و برخي محدودتر است. مثلا توهم در باره نبوغ احسان طبري زياد فراگير نميتواند باشد و تنها شامل هم ايدئولوژيهاي وي و استثنائاتي مثل مسعود بهنبود ميتواند باشد (كه او را بزرگترين ماركسيت دنيا! ناميد). اما توهم وجود شعر سعدي بر سردر سازمان ملل كمي فراگيرتر است. توهم موجود در مورد كتابخانه ايراني كه از سوي اعراب به آتش كشيده شد (كپي شده از يك توهم ديگر در جايي ديگر از جهان) عمومي تر است. در مورد اهميت زبان فارسي در تاريخ قديم و جغرافيايي خارج از ايران، يا مثلا توهم توطئه دائمي غرب عليه ايران امروز كمي كم فروغتر از قبل شده است ولي توهم اداره جهان توسط يهوديان هنوز قوي است و الخ. تنها در چنين كشوري است كه ميتوان از صفحه تلويزيون سرتاسري كشوري ديد و شنيد كه يك بچه دهساله مخترع و طراح جديدترين تكنولوژي دنياست و آلبرت انيشتين نوروز را دوست داشته و با يك نابغه كائنات بنام حسابي آبگوشت بزباش ميل مي نمونده است.

توهم در موقعيت تاريخي و فعلي ايران درياي خزر هم عليرغم اينكه جديد است اما استثنا نيست و موردي از موار بيشمار اين بيماري "ملي و جمعي" است.

حالا بيا و در اين بساط بگو كه پشت در كسي نيست! يا مثلا از اين قوم گرفتار پرسيد كه اگر همچو قراردادي در باب 50-50 بودن سهم ايران وجود داشته است، بفرض كه ايرانيها از آن خبر نداشته اند، در روزگاري كه حتي يك متر نزديك شدن به تأسيسات مخفي شوروي، براي غرب و آمريكا نعمتي بود، آيا اين آمريكاييها مغز خر خورده بودند كه چنين حق موجود در متن قراردادي بين المللي را نبينند؟ آمريكايي ها كه در جستجوي اطلاعات امنيتي از شوروي به هيچ چيز رحم نمي كردند و در همان سواحل جنوبي درياي خزر انواع پايگاههاي كنترل امواج تأسيس كرده بودند، هالو بودند كه بيادشان نيامد كه ميتوانند تا نيمي از درياي خزر (از استفاده از حق 50 درصدي ايران) بروند؟

يقين هنوز در آغاز راهيم و تا كتابخانه ايراني آتش زده شده از سوي اعراب فراموش كسي بشود، دهها از اين قبيل حماسه ها و تراوماهاي ملي خلق خواهد شد. آن صفراوف هم فكر نكنم احمق باشد بايستي بسيار رند تشريف داشته باشد كه رگ خواب اين قوم گرفتار را خوب ميشناسد و حيفش مي آيد كه ما را از مهمترين حلقه مفقوده يك حماسه، يك تراوما و يك توهم ملي، محروم كند

2. توهم سجني!

چنانچه از گرافيك سمت و جدول زير برمي آيد، طول سواحل ايران در كنار درياي خزر جمعا ده درصد كل طول سواحل اين حوزه آبي است.

جماعت پرتعدادي ميگويند و مليونها ايراني باور دارند كه بر اساس قراردادهاي تاريخي مابين ايران و شوروي سابق، ايران با داشتن 10 درصد خط ساحلي با كشور شوروي سابق داراي 90 درصد خطوط ساحلي، نصف نصف شريك اين دريا بوده است. همه هم ميدانند كه اين قراردادها بطور يكطرفه در دوران ضعف ايران بعنوان يك رفتار دوستانه به ايران هديه شده است و حاصل برآيند نيروي واقعي دو همسايه قبلي درياي خزر، همان مفاد قرارداد تركمنچاي بوده است.

سوآل 1: بر مبناي كدام كلمات از كدام بندهاي قرادادهاي 1921 و 1940، سهم ايران از اين دريا 50 درصد است؟ (تنها كلمات و جملات را از متن قرارداد بياوريد و نه تفاسير خودتان را)

سوآل 2: آيا جايي در دنيا سراغ داريد كه دو كشور ساحلي يك حوزه آبي، يكي با 90 درصد و ديگري با 10 درصد خط ساحلي، آن حوزه را ميان خود نصف به نصف تقسيم كرده باشند؟ نام آن حوزه آبي را ذكر كنيد؟

اگر نتوانستيد جواب اين دو سوآل بدهيد، اما همچنان به ادعاي مزبور ايمان داريد، دچار توهم ملي هستيد اما نگران نباشد يك تنها نيستيد و مليونها همدرد داريد.

Xazar

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي