آذربایجان و جنبش سبز

توضيح جديد تريبون بر نشر جديد از يك مقاله از سال 2014: تيتر مقاله كه براي اولين بار در سال 2014 در سايت تريبون چاپ شد، 6عبارت است از "مرکز ثقلی به نام کوبانی" آنچه امروز اين مقاله را سزاوار يك نشر مجدد مي­كند، تبديل شدن " حزب اتحاد دمکراتيک (پ –وای –دی) PYD" به يك طرف يك جنگ جديد در منطقه است. اين زيرمجموعه سوري سازمان تروريستي پ ك ك، اينك به موضوع يك جنگ محدود منطقه اي با ابعاد جهاني تبديل شده است. موجوديت جنبش ملي آذربايجان با مسئله اي بنام تركان ترك ستيز پيوندي ديرينه دارد. تركاني كه به دلايل گوناگون يا از سر اعتقادات ايدئولوژيكي يا بنام ترفيع در پلكان ترقي در مناصب دولتي و گاه هر دو، از سر دشمني با مردم خود و منافع كوتاه مدت و درازمدت آن برآمده­اند. اين نكته صرفنظر از جنبه تراژيك مسئله، يك جهت سالمسازانه هم داشته است. به اين معني كه جنبش ملي آذربايجان اهميتي به منشأ اتنيكي صاحب يك نظر خاص نداده و ارزيابي خود را بر ماهيت فكر مشخص، بنا نهاده است. از اين منظر، وقتي، كسروي تبريزي منكر وجود بخشي از هويت فرهنگي و تاريخي آذربايجان شده و آل آحمد تهراني فارس، خواهان رفع تبعيض از زبان آذربايجان شده است، جنبش ملي آذربايجان، آگاهانه، اين فارس حق گو را به اعتبار سخن برحقش بر آن ترك خواهان نابودي هويت خود، ترجيح داده است.



اينك ما شاهد كار عبث  مشروعيت دادن به سازمانهاي تروريستي با دادن نام "پارتيزان" و "چريك" يا اطلاق اتيكت خطاپوشانه "نظم سياسي نسبتا قدرتمند" و "
جنبش ملی کرد در سوریه" به يكي از زيرمجموعه هاي پ ك ك يعني "حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" هستيم. جالب است كه بدانيم يكي از روشنفكران و سياسيون كرد، در باره همين "حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" چه نظري دارد. تركهاي آذربايجان كه خود قرباني تبعيض در ايران هستند، همان حقوقي را كه براي خود مي­خواهند براي همه اقليتهاي تحت ستم ايران و خاورميانه از جمله مردمان ستمديده كرد هم مي­خواهند. اما از آن درجه از شعور سياسي برخوردارند كه از سوي نيروهاي خود و از هر سوي ديگري، مرز تروريسم را از حق طلبي بشناسند. ما ترور را از هر سويي كه باشد محكوم ميكنيم و در مقابل، تبعيض را به همان گونه كه عليه خود روا نمي­داريم بر عليه كرد، بلوچ، تركمن، عرب و هر انسان و ملت ديگري هم محكوم ميكنيم. فرقي هم ندارد كه اين تبعيض از سوي دولت ايران، تركيه يا كدام دولت ديگري اعمال ميشود.

موضوع اصلي مقاله زير كه مربوط به كوباني است، امروز ديگر در دستور روز نيست. اما نگاه آقاي آسو صالح بعنوان يكي از فعالين سياسي كرد ايراني در مورد " حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD"، در مقاله زير، اهميتي دارد كه در زمان انتشار اول آن نداشت. باشد كه اين مقاله، عبث بودن كار مشروعيت دهي به "حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" را، براي همه روشن كند. هايلايت برخي جملات در مقاله زير، ازنقطه نظر اهميت امروزي آنها ازسوي تريبون انجام شده است. توضيح قبلي به پايان مقاله منتقل شده است. (پايان توضيح دوم از تريبون)

کوبانی به مرکز ثقلی برای تقابل سياست هايی متقابل در خاورميانه و به ويژه سوريه تبديل شده است. در يک جبهه سوريه، ايران، پ ک ک و شاخە کوردستان سوریە ی آن يعنی حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD قرار دارندو در طرف مقابل يک يا چند گروه تروريست که خود را دولت اسلامی ناميده اند. يک سوال اساسی کە بعد از بالاگرفتن درگيريهای شنگال و به ويژه کوبانی بيش از پيش مينماياند اين است کە آمريکا و ترکیە در کجای اين معادلە قرار دارند؟! در اين يادداشت تلاش می شود که ضمن واکاوی اين مسئلە، نگاهی ديگر بە واقعيات کوبانی، اينبار اما نە از نقطە نظر بشر دوستانە بلکە از نگاهی سياسی افکندە شود.

آنچه کوبانی را به يک مرکز ثقل تبديل کرده، تقابل سياست های ابرقدرت های محلی، منطقه ای و جهانی است که خود را در اين شهر نشان می دهد. در اين راستا عدم اتخاذ سياست درست از سوی حزب اتحاد دمکراتيک، که همانا تعامل با دولت های منطقه ای (ايران و ترکيه و سوريه) و اختلاف با نيروهای کرد و سوری و قدرت هايی چون آمريکا، در ايجاد شرايط کنونی برای کوبانی تاثير بسزايی داشته است

با محاصره کوبانی انتظارات از ايالات متحده آمريکا که رهبری نيروهای ائتلاف ضد داعش را به عهده دارد برای دخالت در اين مساله و بمباران مواضع داعش بالا گرفت. ولی تا روز دوشنبه که تعداد حملات نسبت به قبل بيشتر بود، به جز چند مورد حمله هوايی اقدامی جدی از سوی آمريکا ديده نشد.

واقعيت اين است که اولا از نقطه نظر سياست خارجی آمريکا فرقی ميان کوبانی با شهر ديگری که هدف حمله داعش قرار گرفته، وجود ندارد. جان کری، وزير امور خارجه آمريکا هفته گذشته در يک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای بريتانيايی خود درباره استراتژی آمريکا در عراق و سوريه گفت: "تلاش آمريکا تضعيف توانايی‌های نظامی "دولت اسلامی" در کل خود است؛ و آن‌هم نه تنها در کوبانی، بلکه درسراسر عراق و سوريه".

دوما آمريکا اين جنگ را ميان دو جبهه می بيند که هيچيک از طرفين همپيمانش نيستند، يعنی در يک جبهه ايران، سوريه و حزب اتحاد دمکراتيک PYD قرار دارد و در طرف ديگر داعش. دخالت در کوبانی به معنی برگزيدن يک طرف درگير است کە عواقب و دلالتهای بنيادينی را بر صحنە سياست در سوریە بە دنبال خواهد داشت. در واقع تا زمانی کە آلترناتيوی موثر برای دولت بشار اسد در سوریە وجود نداشتە باشد، تضعيف جبهە ضد اسد می تواند بە تقويت جبهە ايران - اسد - پ ک ک، حداقل در زمينە نظامی منجر شود.

آمريکا که در گذشته ارتش آزاد سوريه را تجهيز و قصد داشته ائتلاف ملی سوريه را به عنوان يک جايگزين برای حکومت بشار اسد معرفی کند، بارها تلاش نموده که حزب اتحاد دمکراتيک را با اين ائتلاف همراه نمايد اما پی - وای - دی اين درخواست را رد کرده و به اين ائتلاف نپيوستە است. همين مساله بر عدم پشتيبانی آمريکا از اين حزب در جنگ اخير عليه داعش تاثير داشته است.

سوم اينکه طی سال های اخير شاهد شيفتی موثر در سياست خارجی آمريکا بوده ايم که نتيجه ی آن عدم علاقه ی اين کشور برای دخالت در کوبانی است، اين مساله در سخنرانی اخير باراک اوباما خود را نشان داد که حاکی از عدم وجود استراتژی لازم در زمينه سوریە می باشد. در واقع ايالات متحده آمريکا در زمينه سياست خارجی تلاش کرده که علايق خود را به شرق يا جنوب شرقی آسيا سوق دهد. اولين سفر خارجی اوباما در دور دوم رياست جمهوريش به فيليپين و ديگر کشورهای اين منطقه در راستای اين تغيير استراتژی بود. به عبارت ديگر ايالات متحده علايقش در خاورميانه را کاهش داده است.

مورد اخير، يعنی کاهش علائق آمريکا در خاورميانه، و نيز اين واقعيت که اداره اوباما تاکنون توانايی نشان دادن استراتژی قاطعی در مورد سوريه بروز نداده، ترکیە را بر آن داشتە کە بە دنبال نقش بيشتری در معادلات منطقە ای باشد. در واقع ترکیە بە عنوان يک قدرت منطقەای می خواهد کە خلا قدرتهای جهانی را در اين منطقە جبران نمايد. گفتنی است رويکرد بين المللی ترکیە تفاوت بنيادين و اساسی با رويکرد ليبرال - دموکراسی های آمريکا و اروپا دارد. همچنين ترمزهايی را کە عثمانيسم وسعت طلب اردوغان بە واسطە برخورد با منافع غرب در خاورميانە احساس می کرد، امروز بنا بە دلايل فوق کمرنگ تر شدە اند. بە همين دليل ترکیە با چشم فروبستن بر فاجعە انسانی ای کە در کوبانی می گذرد، در صدد است کە اين مسئلە را بە ابزاری برای گسترش قدرت خود در منطقە تبديل نمايد. پ-ک-ک يا پی-وای-دی PYD نيز با تلاشی کە در راستای متوجە کردن نگاههای افکار عمومی منطقە بە ترکیە می کنند، خواستە يا ناخواستە، در حال مشروعيت بخشيدن بە اين جاه طلبيهای ترکیە هستند.

از سوی ديگر حزب اتحاد دمکراتيک PYD از زمانی که انقلاب مردم سوريه آغاز شد سياستی مبنی بر رابطه و در مواردی همکاری، با دولت های منطقه يعنی سوريه، ايران و ترکيه در پيش گرفته است. ترکیە کە همچنان کە پيشتر بە آن اشارە شد ديگر اهداف خود را مستقل از آمريکا در خاورميانە دنبال می کند، تلاش دارد کە با بازيگران نظم جديد منطقە بازی خود را داشتە باشد؛ بازيگران متناقظی چون داعش، پی-وای-دی PYD و ايران.

ترکيه و ايران که از ايجاد يک کردستان مستقل در سوريه بيم داشتند، اظهارات صالح مسلم رئيس پی – وای – دی و اقدامات حزب اتحاد دمکراتيک موجب کاهش ترس و حتی دلگرمی اين دو دولت شد. صالح مسلم، به صورت پيوسته در گفتگو و سخنرانی های خود تاکيد می کرد که ما حق خود مديريتی داريم و قصد نداريم که مستقل شويم. (۱)

پی- وای – دی PYD اداره برخی مناطق از کردستان سوريه را از حکومت بشار اسد تحويل گرفته بود و در مناطقی نيز مشترکا با حزب بعث سوريه مسئوليت اداره را برعهده داشت. مسلم در سفری به تهران و آنکارا از دولت های ايران و ترکيه در برابر تروريست های جبهه النصره و داعش درخواست کمک کرد. وی در گفتگو با الشرق الاوسط اين مساله را تائيد کرد (۲) و اذعان داشت که ترکيه و ايران هم مساله کمک و همکاری را پذيرفته اند.

ترکيه و ايران ظاهرا از شرايط بوجود آمده ناراضی نبودند. رسانه های وابسته به سپاه پاسداران با آب و تاب پيروزهای نيروهای نظامی ی.پ.گ YPG را پوشش می دادند و آن را "کميته های مردمی حمايت از کردهای سوريه می ناميدند".(۳) در يکی از تحليل ها که سايت "جوان" نزديک به سپاه پاسداران تحت عنوان "شليک دمشق به آنکارا از دالان کردستان" (۴) وجود شرايط کردستان سوريه را مطبوع دولت سوريه قلمداد کرده بود.

در واقع با تشکيل دولت خودگردان کرد که هنوز پرچم های سوريه را پايين نياورده است، اميد بشار اسد برای تشکيل دولت علوی، در صورت رسيدن به بن بست افزايش يافت. مطلوب ايران هم اگرچه بقای سوريه ی هم پيمان است، ولی در صورت اين بن بست و تقسيم احتمالی سوريه، باز هم دالان خود برای رسيدن به حزب الله لبنان را از طريق کردستان سوريه و دولت علوی اسد خواهد داشت.

ترکيه نيز وجود اينچنين منطقه ای را به عنوان "منطقه ای حائل" ميان خود و تهديد گروه های تروريستی می ديد، امری که امروزه دولتمردان ترک از ايجاد آن سخن می گويند. در آن زمان که هنوز اختلاف ميان جبهه النصره در سوريه به جدايی بخشی از اين نيروها و شکل گيری دولت اسلامی عراق و شام نيانجاميده بود، جبهه النصره در چندين جبهه با مخالفان بشار اسد درگير شد. دولت اسلامی عراق و شام يا داعش پس از اينکه از جبهه النصره جدا شد، در ادامه همان رويه ی گذشته اما اين بار شديدتر نيروهای ارتش آزاد سوريه را در بخش هايی عقب راند و تا شهرک اعزاز در نزديکی های مرز ترکيه پيش رفت. مساله‌ای که باعث شد دولت ترکيه، گذرگاه مرزی نزديک اعزار را پس از کنترل آن توسط اسلامگرايان، ببندد. ترکيه همسايگی با پی-وای-دی PYD را بر همسايگی با داعش ترجيح می داد.

اما با محاصره ی کوبانی از سوی داعش، تنها از طرف مرز ترکيه امکان دارد که به اين شهر رسيد. ترکيه که پيشتر هم مرز شدن با پی وای دی را به داعش ترجيح داده بود، قصد داشت که با تغيير تاکتيک خود از قضيه کوبانی برای تحت فشار قرار دادن حزب مادر پی-وای-دی PYD يا حزب کارگران کردستان استفاده کند. کما اينکه عدم علاقه آمريکا به دخالت در کوبانی، دست ترکيه را در اين زمينه بازتر گذاشته بود. سفر هفته ی گذشته ی صالح مسلم به آنکارا و ديدار با دولت مردان ترک، نشان داد که شروطی که برای باز کردن دروازه ی مرزی کوبانی برای حزب اتحاد دمکراتيک PYD يا حزب کارگران کردستان تعيين شده، از سوی اين حزب پذيرفته نشده است.

از سوی ديگر پی-وای-دی PYD با ايجاد يک سيستم تک حزبی، امنيت شکننده ای در منطقه تحت کنترل خود ايجاد کرده بود. در حالی که صالح مسلم از ايران و ترکيه و همکاری با اين کشورها عليه داعش يا جبهه النصره درخواست کمک و همکاری می کرد، اختلافاتش با احزاب ديگر کرد در کردستان سوريه روز به روز بيشتر می شد. سه جريان مهم کردی در کردستان سوريه و از جمله حزب اتحاد دمکراتيک ائتلافی به نام "مجلس عالی کردهای سوريه" تشکيل دادند. اما با اعلام خودگردانی يکجانبه از سوی پی-وای-دی PYD و خروج اين حزب از مجلس عالی، اين ائتلاف عملا از بين رفت.

اختلافات به اينجا هم ختم نشد. ی.پ.گ YPG (واحدهای مدافع خلق) که شاخه نظامی پی-وای-دی PYD بود اقدام با بازداشت مخالفين و در چندين مورد اخراج آنها از کردستان سوريه نمود. رستم جهانگيری از اعضای اعزامی کنگره ملی کردستان به کردستان سوريه، سال گذشته در يک گفتگو با نشريه "باس نيوز" در کردستان عراق، مسائلی را برای اولين بار بيان کرد که چهره ای متفاوت از کردستان سوريه ارائه می داد. (۵) مثلا عدم اجازه ی حضور نظامی احزاب ديگر و توقيف کمک هايی که به اين منطقه اعزام می شوند از سوی ی.پ.گ . PYD جهانگيری در اين گفتگو اظهار داشت که اين شرايط ممکن است وضعيت امنيتی کردستان سوريه را با تهديد جدی مواجه کند، چيزی که امروز در کوبانی شاهد آن هستيم.

در پايان بايد گفت آنچه کوبانی را به يک مرکز ثقل تبديل کرده، تقابل سياست های ابرقدرت های محلی، منطقه ای و جهانی است که خود را در اين شهر نشان می دهد. در اين راستا عدم اتخاذ سياست درست از سوی حزب اتحاد دمکراتيک، که همانا تعامل با دولت های منطقه ای (ايران و ترکيه و سوريه) و اختلاف با نيروهای کرد و سوری و قدرت هايی چون آمريکا، در ايجاد شرايط کنونی برای کوبانی تاثير بسزايی داشته است.

آسو صالح

 آقاي آسو صالح از فعالين حزب دمكرات كردستان ايران در مقاله اي در گويا نيوز به نكاتي از فاجعه انساني كوباني اشاره كرده اند كه كمتر مورد اشاره قرار مي گيرد۔ مهمترين نكته مقاله آقاي صالح، اشاره دقيق به ماهيت صف بندي منطقه اي است كه بنحو آشكاري، صف رژيم بشار اسد و جمهوري اسلامي را نشان ميدهد۔ با اين صف بندي،

 

توضيح از تريبون: (در زمان نشر اول اين مقاله در سايت تريبون در سال 2014)    آقاي آسو صالح از فعالين حزب دمكرات كردستان ايران در مقاله اي در گويا نيوز به نكاتي از فاجعه انساني كوباني اشاره كرده اند كه كمتر مورد اشاره قرار مي گيرد۔ مهمترين نكته مقاله آقاي صالح، اشاره دقيق به ماهيت صف بندي منطقه اي است كه بنحو آشكاري، صف رژيم بشار اسد و جمهوري اسلامي را نشان ميدهد۔ با اين صف بندي،  تعميم دادن دفاع از مظلوميت قربانيان هجوم جنايتكاران موسوم به داعش به حمايت آشكار از صف "جمهوري اسلامي - سوريه- پ ك ك، (پی – وای – دی) " از سوي جبهه ضد امپرياليستي-كمونيستي، تنها با دفاع تاريخي همين جبهه از رژيمهاي آدمخوار حافظ الاسد، قذافي، صدام حسين و جمهوري اسلامي قابل مقايسه است۔ در آن موارد نيز، ضديت اين رژيمها با امپرياليسم جهانخوار بهانه اي براي سرپوش نهادن به ماهيت رژيهاي كانيبال جهان سومي بود، امروز نيز قباهتي در قرار گرفتن در جبهه رژيم بشار اسد بعنوان بزرگترين قصاب خاورميانه و رژيم جمهوري اسلامي -كه مشتركا زمينه ساز رشد تروريسم داعشي و غير داعشي نيز هستند- نمي بينند۔ اگر كمونيستهاي ايراني طرفدار جمهوري اسلامي، در صدر انقلاب، حتي  مخالفين كمونيست  جمهوري اسلامي را طرفدار امپرياليسم وچپ آمريكايي مي ناميدند، امروز نيز همين كمونيستهاي طرفدار رژيمهاي ضد امپرياليست بشار اسد و جمهوري اسلامي، مخالفين اين جانيان را طرفداران داعش مي نامند (!) گويي اين رفقا از اين سه دهه نه چيزي آموخته اند و نه چيزي را در اين مدت فراموش كرده اند۔ كمونيستهاي جهان سومي كه طعم قدرت سياسي را نچشيدند، از ارتكاب اعمال هم مسلكان به قدرت رسيده خودشان مبرا ماندند اما با اين وجود، سرنوشت كمونيستهاي جهان سومي از هر جهت رقت انگيز، ترحم آور و پر از درسهاي عبرت است۔ اگر بخشي از فاجعه اين دسته از كمونيستها، سركوب شدن خشن و خونين از سوي رژيمهاي آدمخوار جهان سومي است، بخش ديگر فاجعه آنها، حمايت از همان رژيمهاست۔ خصوصيت منحصر بفرد مورد ايران از اين تراژدي، آن است كه رژيم مورد حمايت كمونيستهاي طرفدار شوروي در ايران، برخلاف همه آدمخواران ديگر، نه سكولار بود و نه طرفدار شوروي!  البته كمونيسم و ضد امپرياليسم آن چيزي نيستند كه سه دهه قبل بودند و آنچه ما امروز شاهد آن هستيم يك كاريكاتور نوستالژيك از فاجعه حمايت بزرگترين سازمانهاي چپ ايران از رژيم خميني است۔  مقاله آقاي صالح با نشان دادن روشن دو جبهه مقابل جنگ در كوباني شروع ميشود۔ آنچه در اين مقاله  حائز اهميت است، سفيد و سياه نبودن يا خير و شر نبودن دو جبهه رو در رو است۔ كمونيستهاي عزيز ما آنقدر از حول حليم در ديگ ضدامپرياليستي جمهوري اسلامي ايران افتاده اند كه از مقايسه درگيري جاري در كوباني با نبرد استالينگراد و همه جنگهاي بزرگ و كوچك دنيا هم ابايي ندارند۔ انگار نه انگار كه يك پاي مهم اين درگيري و مهمتر از همه زمينه ساز رشد قارچ مانند جريانات افراطي اسلامي در سوريه و عراق، رژيمهاي سني كش آلت دست جمهوري اسلامي در عراق و سوريه است۔(پايان توضيح از تريبون)

توضيح جديد تريبون بر نشر جديد از يك مقاله از سال 2014: تيتر مقاله كه براي اولين بار در سال 2014 در سايت تريبون چاپ شد، عبارت است از "مرکز ثقلی به نام کوبانی" آنچه امروز اين مقاله را سزاوار يك نشر مجدد مي­كند، تبديل شدن " حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" به يك طرف يك جنگ جديد در منطقه است. اين زيرمجموعه سوري سازمان تروريستي پ ك ك، اينك به موضوع يك جنگ محدود منطقه اي با ابعاد جهاني تبديل شده است. موجوديت جنبش ملي آذربايجان با مسئله اي بنام تركان ترك ستيز پيوندي ديرينه دارد. تركاني كه به دلايل گوناگون يا از سر اعتقادات ايدئولوژيكي يا بنام ترفيع در پلكان ترقي در مناصب دولتي و گاه هر دو، از سر دشمني با مردم خود و منافع كوتاه مدت و درازمدت آن برآمده­اند. اين نكته صرفنظر از جنبه تراژيك مسئله، يك جهت سالمسازانه هم داشته است. به اين معني كه جنبش ملي آذربايجان اهميتي به منشأ اتنيكي صاحب يك نظر خاص نداده و ارزيابي خود را بر ماهيت فكر مشخص، بنا نهاده است. از اين منظر، وقتي، كسروي تبريزي منكر وجود بخشي از هويت فرهنگي و تاريخي آذربايجان شده و آل آحمد تهراني فارس، خواهان رفع تبعيض از زبان آذربايجان شده است، جنبش ملي آذربايجان، آگاهانه، اين فارس حق گو را به اعتبار سخن برحقش بر آن ترك خواهان نابودي هويت خود، ترجيح داده است.

اينك ما شاهد كار عبث  مشروعيت دادن به سازمانهاي تروريستي با دادن نام "پارتيزان" و "چريك" يا اطلاق اتيكت "نظم سياسي نسبتا قدرتمند" و "
جنبش ملی کرد در سوریه" به يكي از زيرمجموعه هاي پ ك ك يعني " حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" هستيم. جالب است كه بدانيم يكي از روشنفكران و سياسيون كرد، در باره همين "حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" چه نظري دارد. تركهاي آذربايجان كه خود قرباني تبعيض در ايران هستند، همان حقوقي را كه براي خود مي­خواهند براي همه اقليتهاي تحت ستم ايران و خاورميانه از جمله مردمان ستمديده كرد هم مي­خواهند. اما از آن درجه از شعور سياسي برخوردارند كه از سوي نيروهاي خود و از هر سوي ديگري، مرز تروريسم را از حق طلبي بشناسند. ما ترور را از هر سويي كه باشد محكوم ميكنيم و در مقابل، تبعيض را به همان گونه كه عليه خود روا نمي­داريم بر عليه كرد، بلوچ، تركمن، عرب و هر انسان و ملت ديگري هم محكوم ميكنيم. فرقي هم ندارد كه اين تبعيض از سوي دولت ايران، تركيه يا كدام دولت ديگري اعمال ميشود.

موضوع اصلي مقاله زير كه مربوط به كوباني است، امروز ديگر در دستور روز نيست. اما نگاه آقاي آسو صالح از فعالين سياسي كرد ايراني در مورد " حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD"، در مقاله زير، اهميتي دارد كه در زمان انتشار اول آن نداشت. باشد كه اين مقاله، عبث بودن كار مشروعيت دهي به "حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD" را، براي همه روشن كند. هايلايت برخي جملات در مقاله زير، ازنقطه نظر اهميت آنها ازسوي تريبون انجام شده است. توضيح قبلي به پايان مقاله منتقل شده است. (پايان توضيح دوم از تريبون)

کوبانی به مرکز ثقلی برای تقابل سياست هايی متقابل در خاورميانه و به ويژه سوريه تبديل شده است. در يک جبهه سوريه، ايران، پ ک ک و شاخە کوردستان سوریە ی آن يعنی حزب اتحاد دمکراتيک (پی – وای – دی) PYD قرار دارندو در طرف مقابل يک يا چند گروه تروريست که خود را دولت اسلامی ناميده اند. يک سوال اساسی کە بعد از بالاگرفتن درگيريهای شنگال و به ويژه کوبانی بيش از پيش مينماياند اين است کە آمريکا و ترکیە در کجای اين معادلە قرار دارند؟! در اين يادداشت تلاش می شود که ضمن واکاوی اين مسئلە، نگاهی ديگر بە واقعيات کوبانی، اينبار اما نە از نقطە نظر بشر دوستانە بلکە از نگاهی سياسی افکندە شود.

آنچه کوبانی را به يک مرکز ثقل تبديل کرده، تقابل سياست های ابرقدرت های محلی، منطقه ای و جهانی است که خود را در اين شهر نشان می دهد. در اين راستا عدم اتخاذ سياست درست از سوی حزب اتحاد دمکراتيک، که همانا تعامل با دولت های منطقه ای (ايران و ترکيه و سوريه) و اختلاف با نيروهای کرد و سوری و قدرت هايی چون آمريکا، در ايجاد شرايط کنونی برای کوبانی تاثير بسزايی داشته است

با محاصره کوبانی انتظارات از ايالات متحده آمريکا که رهبری نيروهای ائتلاف ضد داعش را به عهده دارد برای دخالت در اين مساله و بمباران مواضع داعش بالا گرفت. ولی تا روز دوشنبه که تعداد حملات نسبت به قبل بيشتر بود، به جز چند مورد حمله هوايی اقدامی جدی از سوی آمريکا ديده نشد.

واقعيت اين است که اولا از نقطه نظر سياست خارجی آمريکا فرقی ميان کوبانی با شهر ديگری که هدف حمله داعش قرار گرفته، وجود ندارد. جان کری، وزير امور خارجه آمريکا هفته گذشته در يک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای بريتانيايی خود درباره استراتژی آمريکا در عراق و سوريه گفت: "تلاش آمريکا تضعيف توانايی‌های نظامی "دولت اسلامی" در کل خود است؛ و آن‌هم نه تنها در کوبانی، بلکه درسراسر عراق و سوريه".

دوما آمريکا اين جنگ را ميان دو جبهه می بيند که هيچيک از طرفين همپيمانش نيستند، يعنی در يک جبهه ايران، سوريه و حزب اتحاد دمکراتيک PYD قرار دارد و در طرف ديگر داعش. دخالت در کوبانی به معنی برگزيدن يک طرف درگير است کە عواقب و دلالتهای بنيادينی را بر صحنە سياست در سوریە بە دنبال خواهد داشت. در واقع تا زمانی کە آلترناتيوی موثر برای دولت بشار اسد در سوریە وجود نداشتە باشد، تضعيف جبهە ضد اسد می تواند بە تقويت جبهە ايران - اسد - پ ک ک، حداقل در زمينە نظامی منجر شود.

آمريکا که در گذشته ارتش آزاد سوريه را تجهيز و قصد داشته ائتلاف ملی سوريه را به عنوان يک جايگزين برای حکومت بشار اسد معرفی کند، بارها تلاش نموده که حزب اتحاد دمکراتيک را با اين ائتلاف همراه نمايد اما پی - وای - دی اين درخواست را رد کرده و به اين ائتلاف نپيوستە است. همين مساله بر عدم پشتيبانی آمريکا از اين حزب در جنگ اخير عليه داعش تاثير داشته است.

سوم اينکه طی سال های اخير شاهد شيفتی موثر در سياست خارجی آمريکا بوده ايم که نتيجه ی آن عدم علاقه ی اين کشور برای دخالت در کوبانی است، اين مساله در سخنرانی اخير باراک اوباما خود را نشان داد که حاکی از عدم وجود استراتژی لازم در زمينه سوریە می باشد. در واقع ايالات متحده آمريکا در زمينه سياست خارجی تلاش کرده که علايق خود را به شرق يا جنوب شرقی آسيا سوق دهد. اولين سفر خارجی اوباما در دور دوم رياست جمهوريش به فيليپين و ديگر کشورهای اين منطقه در راستای اين تغيير استراتژی بود. به عبارت ديگر ايالات متحده علايقش در خاورميانه را کاهش داده است.

مورد اخير، يعنی کاهش علائق آمريکا در خاورميانه، و نيز اين واقعيت که اداره اوباما تاکنون توانايی نشان دادن استراتژی قاطعی در مورد سوريه بروز نداده، ترکیە را بر آن داشتە کە بە دنبال نقش بيشتری در معادلات منطقە ای باشد. در واقع ترکیە بە عنوان يک قدرت منطقەای می خواهد کە خلا قدرتهای جهانی را در اين منطقە جبران نمايد. گفتنی است رويکرد بين المللی ترکیە تفاوت بنيادين و اساسی با رويکرد ليبرال - دموکراسی های آمريکا و اروپا دارد. همچنين ترمزهايی را کە عثمانيسم وسعت طلب اردوغان بە واسطە برخورد با منافع غرب در خاورميانە احساس می کرد، امروز بنا بە دلايل فوق کمرنگ تر شدە اند. بە همين دليل ترکیە با چشم فروبستن بر فاجعە انسانی ای کە در کوبانی می گذرد، در صدد است کە اين مسئلە را بە ابزاری برای گسترش قدرت خود در منطقە تبديل نمايد. پ-ک-ک يا پی-وای-دی PYD نيز با تلاشی کە در راستای متوجە کردن نگاههای افکار عمومی منطقە بە ترکیە می کنند، خواستە يا ناخواستە، در حال مشروعيت بخشيدن بە اين جاه طلبيهای ترکیە هستند.

از سوی ديگر حزب اتحاد دمکراتيک PYD از زمانی که انقلاب مردم سوريه آغاز شد سياستی مبنی بر رابطه و در مواردی همکاری، با دولت های منطقه يعنی سوريه، ايران و ترکيه در پيش گرفته است. ترکیە کە همچنان کە پيشتر بە آن اشارە شد ديگر اهداف خود را مستقل از آمريکا در خاورميانە دنبال می کند، تلاش دارد کە با بازيگران نظم جديد منطقە بازی خود را داشتە باشد؛ بازيگران متناقظی چون داعش، پی-وای-دی PYD و ايران.

ترکيه و ايران که از ايجاد يک کردستان مستقل در سوريه بيم داشتند، اظهارات صالح مسلم رئيس پی – وای – دی و اقدامات حزب اتحاد دمکراتيک موجب کاهش ترس و حتی دلگرمی اين دو دولت شد. صالح مسلم، به صورت پيوسته در گفتگو و سخنرانی های خود تاکيد می کرد که ما حق خود مديريتی داريم و قصد نداريم که مستقل شويم. (۱)

پی- وای – دی PYD اداره برخی مناطق از کردستان سوريه را از حکومت بشار اسد تحويل گرفته بود و در مناطقی نيز مشترکا با حزب بعث سوريه مسئوليت اداره را برعهده داشت. مسلم در سفری به تهران و آنکارا از دولت های ايران و ترکيه در برابر تروريست های جبهه النصره و داعش درخواست کمک کرد. وی در گفتگو با الشرق الاوسط اين مساله را تائيد کرد (۲) و اذعان داشت که ترکيه و ايران هم مساله کمک و همکاری را پذيرفته اند.

ترکيه و ايران ظاهرا از شرايط بوجود آمده ناراضی نبودند. رسانه های وابسته به سپاه پاسداران با آب و تاب پيروزهای نيروهای نظامی ی.پ.گ YPG را پوشش می دادند و آن را "کميته های مردمی حمايت از کردهای سوريه می ناميدند".(۳) در يکی از تحليل ها که سايت "جوان" نزديک به سپاه پاسداران تحت عنوان "شليک دمشق به آنکارا از دالان کردستان" (۴) وجود شرايط کردستان سوريه را مطبوع دولت سوريه قلمداد کرده بود.

در واقع با تشکيل دولت خودگردان کرد که هنوز پرچم های سوريه را پايين نياورده است، اميد بشار اسد برای تشکيل دولت علوی، در صورت رسيدن به بن بست افزايش يافت. مطلوب ايران هم اگرچه بقای سوريه ی هم پيمان است، ولی در صورت اين بن بست و تقسيم احتمالی سوريه، باز هم دالان خود برای رسيدن به حزب الله لبنان را از طريق کردستان سوريه و دولت علوی اسد خواهد داشت.

ترکيه نيز وجود اينچنين منطقه ای را به عنوان "منطقه ای حائل" ميان خود و تهديد گروه های تروريستی می ديد، امری که امروزه دولتمردان ترک از ايجاد آن سخن می گويند. در آن زمان که هنوز اختلاف ميان جبهه النصره در سوريه به جدايی بخشی از اين نيروها و شکل گيری دولت اسلامی عراق و شام نيانجاميده بود، جبهه النصره در چندين جبهه با مخالفان بشار اسد درگير شد. دولت اسلامی عراق و شام يا داعش پس از اينکه از جبهه النصره جدا شد، در ادامه همان رويه ی گذشته اما اين بار شديدتر نيروهای ارتش آزاد سوريه را در بخش هايی عقب راند و تا شهرک اعزاز در نزديکی های مرز ترکيه پيش رفت. مساله‌ای که باعث شد دولت ترکيه، گذرگاه مرزی نزديک اعزار را پس از کنترل آن توسط اسلامگرايان، ببندد. ترکيه همسايگی با پی-وای-دی PYD را بر همسايگی با داعش ترجيح می داد.

اما با محاصره ی کوبانی از سوی داعش، تنها از طرف مرز ترکيه امکان دارد که به اين شهر رسيد. ترکيه که پيشتر هم مرز شدن با پی وای دی را به داعش ترجيح داده بود، قصد داشت که با تغيير تاکتيک خود از قضيه کوبانی برای تحت فشار قرار دادن حزب مادر پی-وای-دی PYD يا حزب کارگران کردستان استفاده کند. کما اينکه عدم علاقه آمريکا به دخالت در کوبانی، دست ترکيه را در اين زمينه بازتر گذاشته بود. سفر هفته ی گذشته ی صالح مسلم به آنکارا و ديدار با دولت مردان ترک، نشان داد که شروطی که برای باز کردن دروازه ی مرزی کوبانی برای حزب اتحاد دمکراتيک PYD يا حزب کارگران کردستان تعيين شده، از سوی اين حزب پذيرفته نشده است.

از سوی ديگر پی-وای-دی PYD با ايجاد يک سيستم تک حزبی، امنيت شکننده ای در منطقه تحت کنترل خود ايجاد کرده بود. در حالی که صالح مسلم از ايران و ترکيه و همکاری با اين کشورها عليه داعش يا جبهه النصره درخواست کمک و همکاری می کرد، اختلافاتش با احزاب ديگر کرد در کردستان سوريه روز به روز بيشتر می شد. سه جريان مهم کردی در کردستان سوريه و از جمله حزب اتحاد دمکراتيک ائتلافی به نام "مجلس عالی کردهای سوريه" تشکيل دادند. اما با اعلام خودگردانی يکجانبه از سوی پی-وای-دی PYD و خروج اين حزب از مجلس عالی، اين ائتلاف عملا از بين رفت.

اختلافات به اينجا هم ختم نشد. ی.پ.گ YPG (واحدهای مدافع خلق) که شاخه نظامی پی-وای-دی PYD بود اقدام با بازداشت مخالفين و در چندين مورد اخراج آنها از کردستان سوريه نمود. رستم جهانگيری از اعضای اعزامی کنگره ملی کردستان به کردستان سوريه، سال گذشته در يک گفتگو با نشريه "باس نيوز" در کردستان عراق، مسائلی را برای اولين بار بيان کرد که چهره ای متفاوت از کردستان سوريه ارائه می داد. (۵) مثلا عدم اجازه ی حضور نظامی احزاب ديگر و توقيف کمک هايی که به اين منطقه اعزام می شوند از سوی ی.پ.گ . PYD جهانگيری در اين گفتگو اظهار داشت که اين شرايط ممکن است وضعيت امنيتی کردستان سوريه را با تهديد جدی مواجه کند، چيزی که امروز در کوبانی شاهد آن هستيم.

در پايان بايد گفت آنچه کوبانی را به يک مرکز ثقل تبديل کرده، تقابل سياست های ابرقدرت های محلی، منطقه ای و جهانی است که خود را در اين شهر نشان می دهد. در اين راستا عدم اتخاذ سياست درست از سوی حزب اتحاد دمکراتيک، که همانا تعامل با دولت های منطقه ای (ايران و ترکيه و سوريه) و اختلاف با نيروهای کرد و سوری و قدرت هايی چون آمريکا، در ايجاد شرايط کنونی برای کوبانی تاثير بسزايی داشته است.

آسو صالح

 آقاي آسو صالح از فعالين حزب دمكرات كردستان ايران در مقاله اي در گويا نيوز به نكاتي از فاجعه انساني كوباني اشاره كرده اند كه كمتر مورد اشاره قرار مي گيرد۔ مهمترين نكته مقاله آقاي صالح، اشاره دقيق به ماهيت صف بندي منطقه اي است كه بنحو آشكاري، صف رژيم بشار اسد و جمهوري اسلامي را نشان ميدهد۔ با اين صف بندي،

توضيح از تريبون: (در زمان نشر اول اين مقاله در سايت تريبون در سال 2014)    آقاي آسو صالح از فعالين حزب دمكرات كردستان ايران در مقاله اي در گويا نيوز به نكاتي از فاجعه انساني كوباني اشاره كرده اند كه كمتر مورد اشاره قرار مي گيرد۔ مهمترين نكته مقاله آقاي صالح، اشاره دقيق به ماهيت صف بندي منطقه اي است كه بنحو آشكاري، صف رژيم بشار اسد و جمهوري اسلامي را نشان ميدهد۔ با اين صف بندي،  تعميم دادن دفاع از مظلوميت قربانيان هجوم جنايتكاران موسوم به داعش به حمايت آشكار از صف "جمهوري اسلامي - سوريه- پ ك ك، (پی – وای – دی) " از سوي جبهه ضد امپرياليستي-كمونيستي، تنها با دفاع تاريخي همين جبهه از رژيمهاي آدمخوار حافظ الاسد، قذافي، صدام حسين و جمهوري اسلامي قابل مقايسه است۔ در آن موارد نيز، ضديت اين رژيمها با امپرياليسم جهانخوار بهانه اي براي سرپوش نهادن به ماهيت رژيهاي كانيبال جهان سومي بود، امروز نيز قباهتي در قرار گرفتن در جبهه رژيم بشار اسد بعنوان بزرگترين قصاب خاورميانه و رژيم جمهوري اسلامي -كه مشتركا زمينه ساز رشد تروريسم داعشي و غير داعشي نيز هستند- نمي بينند۔ اگر كمونيستهاي ايراني طرفدار جمهوري اسلامي، در صدر انقلاب، حتي  مخالفين كمونيست  جمهوري اسلامي را طرفدار امپرياليسم وچپ آمريكايي مي ناميدند، امروز نيز همين كمونيستهاي طرفدار رژيمهاي ضد امپرياليست بشار اسد و جمهوري اسلامي، مخالفين اين جانيان را طرفداران داعش مي نامند (!) گويي اين رفقا از اين سه دهه نه چيزي آموخته اند و نه چيزي را در اين مدت فراموش كرده اند۔ كمونيستهاي جهان سومي كه طعم قدرت سياسي را نچشيدند، از ارتكاب اعمال هم مسلكان به قدرت رسيده خودشان مبرا ماندند اما با اين وجود، سرنوشت كمونيستهاي جهان سومي از هر جهت رقت انگيز، ترحم آور و پر از درسهاي عبرت است۔ اگر بخشي از فاجعه اين دسته از كمونيستها، سركوب شدن خشن و خونين از سوي رژيمهاي آدمخوار جهان سومي است، بخش ديگر فاجعه آنها، حمايت از همان رژيمهاست۔ خصوصيت منحصر بفرد مورد ايران از اين تراژدي، آن است كه رژيم مورد حمايت كمونيستهاي طرفدار شوروي در ايران، برخلاف همه آدمخواران ديگر، نه سكولار بود و نه طرفدار شوروي!  البته كمونيسم و ضد امپرياليسم آن چيزي نيستند كه سه دهه قبل بودند و آنچه ما امروز شاهد آن هستيم يك كاريكاتور نوستالژيك از فاجعه حمايت بزرگترين سازمانهاي چپ ايران از رژيم خميني است۔  مقاله آقاي صالح با نشان دادن روشن دو جبهه مقابل جنگ در كوباني شروع ميشود۔ آنچه در اين مقاله  حائز اهميت است، سفيد و سياه نبودن يا خير و شر نبودن دو جبهه رو در رو است۔ كمونيستهاي عزيز ما آنقدر از حول حليم در ديگ ضدامپرياليستي جمهوري اسلامي ايران افتاده اند كه از مقايسه درگيري جاري در كوباني با نبرد استالينگراد و همه جنگهاي بزرگ و كوچك دنيا هم ابايي ندارند۔ انگار نه انگار كه يك پاي مهم اين درگيري و مهمتر از همه زمينه ساز رشد قارچ مانند جريانات افراطي اسلامي در سوريه و عراق، رژيمهاي سني كش آلت دست جمهوري اسلامي در عراق و سوريه است۔(پايان توضيح از تريبون)