اخبار

آذربایجانی ها غرق شعف رهایی شوشا این دژ استراتژیک از اشغال داشناکسیون هستند. بدیهی است، دیگر نقاط اشغالی آذربایجان بی وقفه آزادBTCPipieline خواهد گشت. نیروهای فاتح آذربایجان جاده‌های تحت کنترل خود را برای فرار اشغالگران غیرنظامی قره باغ امن ساخته‌اند، تا آن مدعیان مالکیت ارضی سرزمین‌های اشغالی آذربایجان نیز اینک از میدان مهلکه جان سالم به در برند. رهبری آذربایجان مدام سران ارمنستان را برای ترک اراضی اشغالی و نقطه پایان گذاشتن به تلفات انسانی و مالی می کند.

دنیای امروز و مناسبات جاری ثابت کرده است؛ ملت های ستیزه جو فرجام نیکی نمی‌یابند. اگر جامعه‌ای در صدد ثبات خویش باشد، لازم است، از جبهه گیری‌های متعدد و منجر به ستیز از هر نوعی پرهیز و خرد سیاسی را به منصۀ ظهور بگذارد. جمهوری آذربایجان کشور مستقلی است. مورد حمایت همسایگان خصوصاً ترک‌های منطقه و دیگر ملل جهان هست. کشور آذربایجان که بخش مهمی از اراضی تاریخی فرهنگی‌اش مورد تجاوز قرار یافته است، پیروزی‌های اخیر را طی سه دهه بردباری، با دیپلماسی سنجیده‌ای که خارج از حوصله ما بود به دست آورده است. خرد آذربایجانی در پی تعامل با جهان امروز حتی دشمن خونین خود ارمنستان تجاوزگر نیز بوده است و طی سه دهه همواره دشمن را به ترک مخاصمه فرا خوانده است.

این قلم، شاه کلید پیروزی‌های اخیر جمهوری آذربایجان در آزاد سازی قره باغ را استفاده خردمندانه  خاندان علییف و سیاستگذاران این جمهوری نوپا از ابزاری مهم چون ذخایر نفت و گاز در دریای خزر می‌داند.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شرایط بی ثبات جمهوری نوپای آذربایجان، در بحبوحه طوفان حوادث و اشغال قره باغ توسط ارمنستان، سند سرنوشت سازی بنام « مقاوله نامه عصر» توسط حیدر علییف معمار آذربایجان نوین و تیم همراهش تهیه شد. قراردادی که، بسیار هوشمندانه و خردورزانه تدوین و با در نظر گرفتن افق‌های دور و درازی سرنوشت آینده آذربایجان نوپا را رقم ‌زد. این سند حایز اهمیت از منظر سیاسی، اقتصادی و استراتژی مربوط به استحصال ذخایر نفتی عظیم "آذری"، " چراغ"  و "گونشلی " واقع در دریای خزر با همکاری شرکت‌های مقتدر نفتی جهان و در رأس آنها بریتیش پترولیوم بود که در مورخه 20 سپتامبر 1994 تصویب و طی زمانی کوتاه در لندن به امضای طرفین رسید.

قره باغ در اشغال ارامنه به سر می برد. تدابیر سیاست نفتی و تعامل دیپلماسی جمهوری آذربایجان به طور خزنده‌ای پیش می‌رفت. خط لوله باکو، تفلیس، جیحان در انتقال انرژی از دریای خزر به اروپا، جمهوری آذربایجان را به مبداء ترانزیت این ذخایر عظیم انرژی بدل می‌ساخت. علاوه بر عایدات نفتی، سود سرشار این حجم از ترانزیت نفت در سامان وضعیت معیشت اجتماعی آذربایجان نقش انکار ناپذیری ایفا می‌نمود. ارمنستان خاک قره باغ را به توبره می‌کشید و ترانزیت مواد خام ذخایر زیرزمینی به ویژه معادن طلای قره باغ به مقصد روسیه جهت دست یازی به رگه های اصلی این معادن ارامنه را سخت مشغول داشته بود. ارمنستان تصور می‌کرد که آذربایجان اراده‌ای برای باز پس گرفتن سرزمین‌های خود ندارد. در اذهان عموم نیز امید به باز پس گیری اراضی اشغالی از سوی آذربایجان اندک – اندک رنگ می‌باخت ولی...

در سال های اخیر سیاست های نفتی جمهوری آذربایجان رو به سوی تحولاتی بنیادین نهاده بود. بنیادی ترین تحول در قراردادهای نفتی جمهوری آذربایجان - اندکی بی سر و صدا- در 14 سپتامبر 2017 رخ داد. آذربایجان عقد قراردادی جدید جهت انحصاراستخراج نفت از چاه های "آذری"، " چراغ"  و "گونشلی " را تا سال 2050 برای بریتانیا به تصویب رساند. یعنی قرار دادی 33 ساله با پیشینه همکاری بیش از 23 سال قبل از عقد این قرار با بریتانیا!

پنج کشور حوزه دریای خزر ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان می باشد. بزرگترین سهامدار خزر کشور قزاقستان است. روسیه و ترکمنستان از سهامداران قدر این حوضه آبی به شمار می روند. امّا شریان انرژی دریای خزر در ید قدرت جمهوری آذربایجان قرار دارد. لازم به ذکر است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بیش از 40 نشست با حضور 5 کشور حوزه خزر انجام یافته است.  حاصل این نشست ها 5 سند حیاتی در باب « تعیین رژیم حقوقی دریای خزر» بوده است. بر اساس نتایج نشست ها و 5 سند امضاء شده، جمهوری اسلامی دارای کمترین حقوق در این پهنه آبی است.

خط لوله باکو- تفلیس- جیحان، خط لوله‌ای جهت انتقال نفت خام بطول ۱٫۷۶۸ کیلومتر است، که از بندر باکو آغاز و تا دریای مدیترانه ادامه می یابد. بخش کوتاهی از این خط لوله، خاک گرجستان را به مقصد تفلیس در نوردیده، وارد خاک ترکیه می‌شود. طولانی ترین بخش این خط لوله در دل خاک ترکیه نهفته است. این خط لوله از شمال شرق ترکیه وارد و در بخش میانی جنوب این کشور در شهر جیحان به سواحل دریای مدیترانه می‌انجامد. رسیدن انرژی به مدیترانه یعنی توزیع محموله در غرب.

روزنامه تعادل در مورخه 8/2/1397 طی مطلبی تحت عنوان «معنای قرارداد نفتی آذربایجان در خزر برای ایران» نوشت:

«در تازه‌ترین اتفاق، آذربایجان حق اکتشاف یک میدان انرژی در خزر را به بریتیش پترولیوم واگذار کرده است. دیروز وب‌سایت شرکت بریتیش پترولیوم همچنین وب‌سایت شرکت دولتی نفت آذربایجان سوکار با انتشار متنی مشابه از این واقعه خبر دادند. در متن این خبر آمده است که در جریان سفر الهام علی اف، رییس‌جمهوری آذربایجان به انگلیس روز پنج‌شنبه قرارداد اکتشاف یک میدان انرژی در دریای خزر بین شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان(سوکار) و شرکت بریتیش پترولیوم به امضا رسید.

رونق عبد‌الله اف، رییس سوکار در مراسم امضای این قرارداد با اشاره به همکاری دیرینه میان شرکت نفت آذربایجان و بریتیش پترولیوم گفته است: این قرارداد براساس معیارهای برابری و منصفانه امضا شده و در بهره‌برداری مشترک و کاملا ثمربخش از ذخایر طبیعی جمهوری آذربایجان نقش مهمی خواهد داشت.

«روبرت دادلی» مدیر اجرایی شرکت بریتیش پترولیوم نیز عنوان کرده است که این قرارداد برای توسعه میادین انرژی در جمهوری آذربایجان امضا می‌شود و ازاین پس شاهد تلاش‌های مشترک بی‌پی و سوکار جهت تحقیق ظرفیت‌های موجود در خزر خواهیم بود. »

مراسم امضای قرارداد اکتشاف میدان انرژی D230 در خزر با حضور الهام علی اف، رییس‌جمهوری آذربایجان و ترزا می، ‌نخست‌وزیر انگلیس برگزار شد. در پی این قرارداد عظیم، بهره برداری از میادین گازی "شاه دنیز" نیز از سال 2018 در چارچوب قرارداد بی پی از مخازن "شفق – آسمان" شروع به فعالیت کرده است.

امّا این تمامی ماجرا نبود. سهم شرکای اصلی آذربایجان در دریای خزر یعنی قزاقستان، ترکمنستان و روسیه و انتقال سهام انرژی آن سه شریک از خط لوله باکو تفلیس جیحان، علاوه بر متحد اروپایی مقتدری چون بریتانیا ، در خود منطقه نیز به یارگیری‌های حیاتی معقول انجامید. در این میان ارمنستان لاجرم خویش را در انزوای سیاسی یافت و پشتیبان همیشگی اش فرانسه نیز در این میان بیش از این توان درخشیدن نیافت. در قبال سیاست خردورزانه آذربایجان حنای ارمنستان حتی در پیش سران مسکو نیز رنگ باخت یا شاید بریتانیا خط قرمزی برای کرملین ترسیم کرد، والله العلم.

اینک شوشا تسخیر و خانکندی در شرف تخلیه نهایی است. دنیای امروز دنیای تعامل است. شایسته است این خرد جمعی کشوری نوپا الگویی برای سیاست های نوین جنگ در راستای احقاق حق ملل دیگر باشد.

در مجال آتی علل حضور مقتدرانه و سرنوشت ساز ترکیه در مقطع نهایی محاربه قره باغ بررسی خواهد شد.