اخبار

لوموند: درباکو منطق عوض شده ارتش پیشروی می کند و دیپلمات ها نظاره می کنندShusha1

مصاحبه خبرنگار لوموند درمسکوبا  زائر شیری اف

عضو گروه بین المللی بحران وکارشناس قره باغ

منبع : روزنامه لوموند 9 نوامبر 2020

 ترجمه از متن فرانسه : ماشااله رزمی

چرا باکو جنگ تازه ای را شروع کرد؟

ـ فکر نمی کنم که بتوانیم هر یک از طرفین را سرزنش کنیم ،آنچه که اتفاق افتاده بسان تئوری« تفنگ چخوف » است یعنی وقتی تفنگی در دسترس به دیوار آویزان شده حتمی است که تیری شلیک خواهد شد...

هنگامیکه در ماه ژوئیه خارج از منطقه قره باغ درگیری بین ارمنستان و آذربایجان شروع شد ، باکو به این نتیجه رسید که ایروان خواهان راه حل صلح آمیز نیست. بعد از آن جنگ اجتناب ناپذیر بود. هر دو طرف انتظار آنرا داشتند و خود را آماده کرده بودند.

درعین حال بعد ازروی کار آمدن نیکول پاشینیان در سال 2018 ، علائم مثبتی ظاهر شده بود. برای اولین بار بعد ازمدتهای مدید یکی ازرهبران ارمنستان از اهالی قره باغ نبود .درهمان سال بین دو پایتخت ارتباط مستقیم برقرار شد تا از تشدید بحران  جلوگیری شود.

سپس پاشینیان پرنسیپ های 2017 مادرید را که با وساطت گروه مینسک(به ریاست مشترک روسیه ، آمریکا و فرانسه) بوجود آمده بود و استاتوی جداگانه ای برای قره باغ تعیین می کرد را ، زیرپا گذاشت و علام نمود « قره باغ ارمنستان است». در آن زمان گروه مینسک خواهان حفظ وضع موجود بود بدون اینکه پیشنهاد تازه ای ارائه کند. برای باکو وضعیت به بن بست برخورد کرده بود. دیگر دلیلی برای مذاکره مجدد مانند گذشته با چنین طرف صحبتی وجود نداشت.

 اهداف باکوازشروع عملیات دراواخرسپتامبرکدامند؟

ـ هدف قبل ازهمه نظامی می باشد.در27 سپتامبر هدف گذشتن ازخط تماس و گرفتن اراضی بیشتر بود بویژه در جنوب قره باغ.  برقراری کنترل آذربایجان بر مرزهای ایران در 20 اکتبرازنظراستراتژیک وسمبلیک بسیار مهم می باشد.

رهبران آذربایجان مطمئن بودند که پیروزی نظامی نتایج سیاسی و دیپلماتیک برای اعمال فشارخواهد داشت. در این رابطه هدف حداقلی عبارت بود از بازگشت پنج استان از هفت استان اطراف قره باغ به کنترل آذربایجان که برای همگان پذیرفتنی خواهد شد ، چیزی که دردهم اکتبرهنگام امضای آتش بس درمسکو بدان تاکید شده بود اما بعدا بی نتیجه ماند.

 به اهداف اصلی بعداز پیروزی نظامی درمیدان جنگ قناعت می شود؟

ـ آری بنظر می رسد ،چهار استان از پنج استان یاد شده اکنون باز پس گرفته شده اند. خواسته ها وهمچنین مسائل مورد بحث بیشتر شده اند. اکنون باکو آماده باز پس گیری هرهفت استان می باشد.ارتش آذربایجان همچنین وارد خاک قره باغ شده است. منطق تغییر کرده است. دیگر داشتن موقعیت بهتر وگرفتن امتیاز ازطریق مذاکره بعد از پیروزی نظامی طبق روال سابق مطرح نیست. منطق بعد ازاین چنین است:ارتش پیشروی می کند ودیپلمات ها نظاره گرند. باید دانست که درآذربایجان دیگر هیچ کس .بازگشت به وضعیت سابق و یا وعده های توخالی را قبول نخواهد کرد

 دربازپس گیری تمام مناطق ،خود قره باغ استثناء نشده است؟

ـ در تفکر رهبران آذربایجان وهمچنین مردم هیچ فرقی بین قره باغ و سایر مناطق اشغال شده توسط ارمنستان در سال 1994 وجود ندارد این تفاوت نتیجه مذاکرات صلح نیست بلکه مسائل قابل توجه دیگر پیش آمده است، ارتش آذربایجان اکنون می کوشد شوشا را آزاد کند(این مصاحبه قبل از آزادی شوشا انجام گرفته است ــ مترجم)که در قره باغ واقع شده ودارای اهمیت سمبلیک فوق العاده برای باکو می باشد.تا سال 1992 شوشا یک شهر آذربایجانی بوده که مطمئنا برای آذربایجانی ها مانند«اورشلیم» می باشد. در طرح صلح مذاکره شده هم بازگشت شوشا به آذربایجان قید شده است. از طرف دیگر موقعیت ژئو پلیتیک شهرحیاتی است.

گرفتن خان کندی(پایتخت جمهوری خود خوانده قره باغ علیا) پیامد کاملا متفاوتی خواهد داشت.این یکی منجر به فاجعه انسانی خواهد شد وآذربایجان را با اتهام پاکسازی اتنیک روبرو خواهد ساخت که از نظر دیپلماتیک مدیریت آن مشکل است.

چه درسهائی از شش هفته جنگ گرفته می شود ؟ درگذشته درسال 2016 آذربایجان برتری تکنولوژیک داشت...

ـ برتری هائی که پهپاد ها و سلاحهای فوق مدرن بوجود می آورند ، تائید می شوند. آذربایجان همچنین بهتر از سال 2016 آماده شده است: پهپاد های خریداری شده از ترکیه با تمرینات مکمل تحویل داده شده اند که در مورد پهپاد های خریداری شده ازاسرائیل چنین نبوده است. در ده سال گذشته باکو پنج میلیارد دولارصرف خرید تسلیحات کرده است و متوجه شده که تنها  نباید روی سلاحهای خریداری شده از روسیه حساب کند. اشتباه خواهد بود اگر برتری آذربایجان را صرفا به جنبه تکنولوژیک خلاصه کنیم . بعد از پیروزی های اولیه در دشت ، ارتش آذربایجان به آرامی درمنطقه کوهستانی نیز پیشروی می کند.

کمک ترکیه تنها به آموزش خلاصه می شود؟اعزام جنگجویان سوریه ای مشخصا مستند شده ...

ـ کمک ترکیه به حمایت دیپلماتیک وهمکاری های تکنیک محدود است . فکر کردن به اینکه آنکارا در تصمیم گیری های باکو اعمال نفوذ می کند اشتباه است. نقش ترکیه بخاطرمسائل آن با اروپا و درمدیترانه ، توسط ارمنستان که می کوشد ابعاد جهانی به این جنگ بدهد ، اغراق شده است ، در باره حضور جنگجویان خارجی اعزامی از خاورمیانه در این جنگ نیز باید یک تحقیق بین المللی جدی انجام بگیرد ، همچنین در مورد حضور مزدوران خارجی در صفوف ارمنستان بویژه حضور مزدوران لبنانی ، اتهامات مطرح شده توسط طرفین در باره نقض قوانین جنگ نیزباید مورد تحقیق واقع شود.

درجبهه دیپلماتیک موقعیت ها تغییر کرده اند؟

ـ احتیاط مسکو یک سورپرایزاست که البته قابل توضیح می باشد.هنگامیکه مسکو در سال 2016 قدم پیش گذاشت ، یک طرح مشخص داشت، آن طرح بعدا به اجرا در نیامد طرحی که می خواست هر دو طرف به پرنسیپ های مادرید برگردند ، امروز هیچ کس از جمله مسکو طرحی نو برای ارائه ندارند. روسیه باور دارد که در نهایت ایروان با مشاهده تحولات در جبهه مجبور به پذیرش تعهداتش خواهد شد و دراین انتظار مسکو موضع بیطرفی اتخاذ کرده است.

جامعه آذربایجان چه برخوردی با تلفات ارتش در جبهه ها دارد؟

ـ گاهی می خوانیم که تعداد تلفات اعلام نمی شود تا روحیه مردم تخریب نشود. بهای جنگ برای همه شناخته شده است، زیرا هرکسی یکی از فامیل ها یا آشنایانش به جبهه رفته ، مجروح شده یا کشته شده است ، این موارد مردم آذربایجان را تشویق می کند که خواهان پیشروی بیشتر باشند و نه بازگشت به مذاکره. در سال 2016 در جنگ آوریل مرگ صدوچند سربازدرجبهه باعث نا خرسندی درجامعه شد.اکنون مردم با مشاهده نتیجه بدست آمده قضاوت می کنند.

مساله قره باغ برای ارمنستان جنبه حیاتی پیدا کرده است، آیا درمورد آذربایجان نیزچنین است؟

ـ  کلمات مشابه بکاربرده می شوند. مساله منابع طبیعی ، سرزمین یا حقانیت نیست ، این وابستگی بیش ازهر چیز بر می گردد به افراد جا به جا شده (که درسال های 1988 ــ 1994 از منطقه رانده شده اند وبعدا کسانی به جای آنان در قره باغ سکونت داده شده اند) ، در دهه 1990 رانده شدگان پانصد هزار نفر بودند واکنون یک میلیون نفر هستند که همچنان در شرایط فاجعه بار زندگی می کنند و درانتظاربازگشت به خانه های خود می باشند . پاکسازی اتنیک که آذربایجانی ها متحمل شدند در سی سال گذشته درمطبوعات جهان انعکاس نداشته است اما شکست سال 1994 تدوین شده و درخاطره مردم نقش بسته است بعنوان مثال در مدارس این یک موضوع بسیارمهم می باشد. به موازات آن در ارمنستان هیچگونه همدردی وجود نداشته ، در آنجا اصلا درباره جبهه مقابل و زجری که آوارگان می کشند حرف زده نمی شود به خاطر همین است که این جنگ باید با صلح پایان یابد وگرنه حس تحقیرشدگی در سی سال آینده به نسل بعدی منتقل خواهد شد.

توافق همگانی درجامعه آذربایجان وجود دارد؟

ـ افراد بسیار اندکی هستند که با جنگ مخالف می باشند اما این موضعگیری از نظراجتماعی قابل دفاع نیست. حتی کسانی که اوپوزیسیون حکومت الهام علیف هستند( الهام علیف بعد از مرگ حیدر علیف ازسال 2003 در قدرت است) و همچنین کسانی که زندانی سیاسی نامیده می شوند، یکپارچه پشت رژیم قرار گرفته اند.

 رژیم خود کامه الهام علیف ازجنگ برای محبوبیت خود درمیان مردم بهره می برد؟ ...

آری ، تا آن حد که همه چیز ازکاخ حکومتی می آید : درمطبوعات بیشتر از وزیردفاع ، رئیس جمهور و مشاوران اورا می بینیم . احتمال زیاد وجود دارد که بعد از این دوران کشور از وصعیت موجودخارج شود وتغییریابد، مردم بیشتر روشن شده اند و بیشترمطالبات خود را مطرح می کنند. رئیس جمهور الهام علیف مطمئن است که میراث سیاسی او بعد از جنگ بطور کلی دگرگون خواهد شد. موضوع قره باغ برای حکومت وسیله ای برای توجیه نا کارآمدی های سیاسی و اجتماعی  درآذربایجان شده بود . پیروزی در جنگ باعث خواهد شد که الهام علیف بدون واهمه ازتضعیف حاکمیت خود اقدام به اصلاحات بنیادی بکند.

+ Le monde 9 nàvembre 2020

Benoit vitkin